
آیا میدانید ؟؟؟
آیا میدانید : که بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد ؟ آیا میدانید : طولانی ترین پرواز ثبت شده از مرغ ۱۳ ثانیه است ؟ آیا میدانید : شایع ترین آیتم فراموش شده برای مسافران مسواک است ؟ آیا میدانید : که یک نوع پشه
942 مقاله

آیا میدانید : که بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد ؟ آیا میدانید : طولانی ترین پرواز ثبت شده از مرغ ۱۳ ثانیه است ؟ آیا میدانید : شایع ترین آیتم فراموش شده برای مسافران مسواک است ؟ آیا میدانید : که یک نوع پشه

آیا میدانستید که جمعیت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟ آیا میدانستید که ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟ آیا میدانستید که بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰

مکعب روبيک يک جورچين (پازل) مکانيکي است که در سال ۱۹۷۴ توسط يک معمار مجارستاني به نام ارنو روبيک ابداع شد. مکعب روبيک مدلهاي بسياري دارد که از جمله از آنها ميتوان به ۲×۲×۲ (مکعب جيبي)، ۳×۳×۳ (انتقام روبيک)، ۴×۴×۴، ۵×۵×۵ (روبيک پرفسورها)، ۶×۶×۶،۷×۷×۷ اشاره کرد که اينها از روبيکهاي

به دست كردن حلقه ازدواج یكی از قدیمی ترین و جهانی ترین رسوم است. این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است. در واقع كسی نمی تواند زمان درست آن را بگوید؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شكل “حلقه”، علامت كمال و ارتباط آن با وصلت

• آيا ميدانيد در برخورددهنده هادروني بزرگ پروتونها تا ۷ ميليارد الکترونولت انرژي گرفته و به ۹۹٫۹۹۹۹۹۹٪سرعت نور ميرسند و در اين حالت ۷٬۵۰۰ برابر سنگينتر از زمان سکون ميشوند؟ • آيا ميدانيد با ۳۰ گرم طلا نخي به طول ۸۱km ميتوان درست کرد؟ • آيا ميدانيد ابررساناها موادي هستند

حتماً زماني که در اينترنت به گشت و گذار مشغول هستيد سري به جستجوگرهاي اينترنتي زدهايد و به همين منظور بارها از گوگل کمک خواستهايد. اگر در بين اين همه اطلاعات موفق نشدهايد مطلب مورد نظر خود را بيابيد، مسلماً لازم است تا فراتر از معمول جستجو کرده و از

به طور قطع درباره شهرت مثلث برمودا در ناپدید ساختن همه چیز از کشتی های باری گرفته تا هواپیماها شنیده اید. این مکان آبی اسرارآمیز همواره موجب حیرت محققان بوده است و حتی برخی آن را منشاء فعالیت های ماورای طبیعی می دانند. طی یک قرن گذشته، مثلث برمودا کشتی

رياست انجمن ارزيابي خواب انگليس، پروفسور “کريس ايدزيکوسکي” در مورد 6 نمونه از رايج ترين حالات خوابيدن تحقيق کرده است و به اين نتيجه رسيده است که هر يک از آنها با يک کاراکتر شخصيتي منحصر به فرد در افراد مرتبط هستند. طرز خوابيدنتان چه چيزي هاي در مورد شخصيتتان

برترین ها:مغز انسان و شناخت پیچیدگی های خاص آن همواره برای بشر جذاب بوده است. همواره انسان یک نمونه شگفت انگیز برای شناخت به شمار می رود و موارد بی شماری در مورد انسان ناگفته باقی مانده است. در این مقاله به ده واقعیت جذاب درباره ی مغز انسان خواهیم

سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم. جملات زیبا برای سالگرد ازدواج اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا

زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند. از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هردو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید:«ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد! روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه میرفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم. راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از

یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش! مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟ زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که

سال ها پیش در کشور آلمان زن و شوهری زندگی می کردند. آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود:

چاک از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.» چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ

یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای

خیلی کوچک بودم، اولین خانواده ای که در محل مان تلفن خرید ما بودیم. هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده. قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمی رسید ولی هر وقت که مادرم با

در مطب دکتر به شدت به صدا درامد. دکتر گفت: در را شکستی! بیا تو در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود، به طرف دکتر دوید: آقای دکتر ! مادرم ! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش در حال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: «لباس ها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس شویی بهتری بخرد.» همسرش نگاهی

واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد،شگفت زده کنید! 1- او با سری بزرگ متولد شد وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد،

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض چند دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود . علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت . و من

در سال ۱۸۸۳ مهندس جوانی به نام “جان روبلینگ” به همراه پسرش “واشنگتن” تصمیم گرفت پل “بروکلین” را؛ که بین مانهاتان و بروکلین قرار دارد؛ بسازد. اجرای این پروژه با توجه به امکانات آن دوره، کاری بسیار سخت بود و مهندسین و کارشناسان، آنها را از انجام این کار بر

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت! (فرشته سکوت

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت . ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این