چرا عکس خودمان را دوست نداریم؟!

چرا عکس خودمان را دوست نداریم؟!

قرار بود برای تعویض گواهینامه رانندگی اقدام کنم و از آنجاییکه می‌دانستم عکسی که در آن قرار می‌گیرد باید تا ده سال آینده همانجا بماند می‌خواستم حتما بهترین تصویر از من در کارتم وارد شود. احساس خوبی نسبت به خود داشتم و تا قبل از اینکه دوربین فلش بزند در

خاطرات رزمندگان 12

خاطرات رزمندگان 12

شهيد بي‌سر بعد از درگيري سنگيني که در منطقه شرهاني داشتيم، دشمن مجبور به ترک مواضع و عقب‌نشيني شد اما هر از گاهي خاکريزهاي ما را مورد هدف قرار مي‌داد در اين ميانه نوجواني را ديدم که در گوشه ايستاده پرسيدم کجائي هستي، گفت:اصفهاني، دوباره پرسيدم چند سالت هست؟ پاسخ

خاطرات رزمندگان 13

خاطرات رزمندگان 13

عكس يادگاري روزعلي خسته از جنگ بي‌امان تنها و غريب به عقبه بازمي‌گشت.در ميان راه پيرمرد و دو پيرزن بومي را ديد.پرسيد: چرا اينجا مانده‌ايد؟ مرد با چشماني اشک‌آلود گفت: کجا بريم جوانهايمان با علم‌الهدي رفته اند؟در همين لحظه ماشيني نزديک شد، روزعلي در پشت خانه پنهان شد سرگرد عراقي

خاطرات رزمندگان 1

خاطرات رزمندگان 1

12 بسيجي نيروها سعي داشتند به آن طرف نهر جاسم بروند عده‌اي بسجيان که شنا بلد بودند خود را به آب انداختند تا به آن طرف روند، آب نهر سرعتي نداشت ولي هربار که گلوله توپ يا خمپاره‌اي در آن فرود مي‌آمد مثل فواره‌اي قوي نهر را متلاطم مي‌کرد بسيجيها

ديدن عکس هاي نامناسب درنوجواني

ديدن عکس هاي نامناسب درنوجواني

در حال حاضر چندين هزار سايت اينترنتي وجود دارد كه حاوي تصاوير مستهجن است. تصاوير موجود در اين سايت‌ها بسيار وقيح و زننده است. اگر تا پيش از اين، استفاده ابزاري از زنان در تبليغ لباس و كالاهاي لوكس معمول بود، اين سايت‌ها پا را فراتر نهاده و صحنه‌هاي ارتباط 

10 فرمان شهروندی در شبکه های اجتماعی

10 فرمان شهروندی در شبکه های اجتماعی

این داستان غریب نیست و کم و بیش با امکان دسترسی به شبکه های اجتماعی گوگل پلاس، لینکدین، کلوب و نمونه های این چنینی، بسیاری از کاربران ایرانی با دو پدیده اجتماعی تازه مواجه هستند؛ یکی ایجاد کدورت و دلخوری از عدم رعایت آداب اجتماعی در فضای مجازی و دیگری

عکسي که تو برايم فرستادي

عکسي که تو برايم فرستادي

از رفتنت نبود که داشتم مي مُردم، کوه غمي هم که وقتي، مي رفتي، رودوشِ دلم گذاشتي، از رفتنت نبود: از اينکه تو مي رفتي و من اينجا پيش آبجي مي ماندم، داشتم مي مُردم، حالا که برگشتي و اينجا روبروي من زير آن پرچم، توي آن تابوت خوابيدي و

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید