
هنوز کوفه ای هست
قلب مولای زمان و مکان هر روز که خورشید به اذنش طلوع می کند با یاد خورشیدی که روزی به ارتفاع یک نیزه با لا رفت و در قلب تاریخ جاودان خون پاشید ؛دردناک و ملتهب است.چشمان خدا هر روز که به افق سرخ خیره می شود ؛آنرا رود خانه
231 مقاله

قلب مولای زمان و مکان هر روز که خورشید به اذنش طلوع می کند با یاد خورشیدی که روزی به ارتفاع یک نیزه با لا رفت و در قلب تاریخ جاودان خون پاشید ؛دردناک و ملتهب است.چشمان خدا هر روز که به افق سرخ خیره می شود ؛آنرا رود خانه

امروز خیابان ها پر از عبور مردمانی است که زندگی را باور نکرده اند. خورشید شعاع خود را بر گستره زمین پهن می کند.بازار شهر از معاملات دنیایی گرم است. چند کوچه آن طرف تر، خانه هایی را می بینم که در چهار دیواری جمود، آرامگاه ساکنین خود مانده است.

دانگ… یک صدا! یک ضربه! ساعت یک از نیمه گذشته! صدا از گلدسته روبهرو بگوش میرسد. در قابی از نور و سکوتی که در ژرفای شب صدای ساعت آنرا میشکند. دانگ… از ازدحام خبری نیست شهر در خواب رفته! چونان مسافران خسته در گوشهای و کنجی آرام صدای دیگری آرامش

باز هم غروب سرخ آدینه است و لحظه قبض و سنگینی روح بر قلب باز هم فارغ از تمام افکار زمینی با دلی آکنده از عشق به افق سرخ و خونین چشم دوخته ام و دلتنگ دیدار توام و آنقدر حرفهای ناگفته برایت دارم که گمان نمی کنم عمر مجال

این است مهدی -علیه السلام- و این است حتمیّتِ او، تولّد و بقای او، تأثیرِ او، ظهورِ او، و شورش و انقلابِ او، اصلاح و تصفیه او، و تأسیسِ حکومتِ او… که خواهد شد. بعثت، فرود آمدن نور است در طبیعت. غدیر، تداوم حکومت نور است در زمین. عاشورا، ذِبح

سلام بر تو ای الهه عشق، ای آفتاب پردهنشین، ای عصاره ولایت و ای ذخیره امامت، سلام بر تو که بر اریکه دلها نشستهای و بر اقلیم عشق سلطانی. ـ ای آفتاب حُسن! در اقلیم عشق اگر بر سریر جمال بنشینی، زیبا رویان جهان در مقابل جلوه جمالت به تعظیم

ای شوکت نماز! شکوه روزه! اصالت حج! کرامت زکات! شرافت دین و هیبت عدل! بار غیبت بر زمین بگذار و بال فرج بگشای. دیگر نه وقت پنهان شدن از چشمان آبی آسمان است. زمین بی تو کشتزار ظلم شده است، و باران،اشک فرشتگان را همسفر. آه، دیگر حوصله ما را

نمی دانم چه خطابت کنم؟ بهار، حضور، وعده عشق، پایان انتظار، قائم زمان یا اصلاً خود خودِ عشق؛ پس سلام، سلامی با یک دنیا انتظار و نیاز، یک بغل احساس پاک با تو بودن. سلام بر تو ای عشق جاودان، سلام بر تو که هم امامی و هم تمامی. امام

بی تو در بیابان بی کسی، چشم هایمان را به تموج انتظار سپرده ایم و آمدنت را به دردمندی دل هامان مژدگانی می دهیم تا پژمردگی برگ ها را نبینیم و در گریه می خندیم تا باغ و بهار، هم آغوش هم باشند… ماییم و آسمانی از بغض ابرها و

یا اباصالح المهدی، ادرکنی و لا تهلکنی ای مهدی محمد، صلی الله علیه وآله! هر دو یادگار رسول، صلی الله علیه وآله، مگر جز تو بودند؟ قرآن ناطق «تویی » و عترت باقی هم، تنها «تو». کنون چه شده ست دیده دل را، که «قرآن ناطق » را نمی بیند

سلام بر آل یاسین! سلام بر تو که ندیده تو را عاشق شدیم. مهدیا! ما شهادت می دهیم که عصیان ما غیبت تو را طولانی ساخت و معترفیم به اینکه جهالت ما بر قلب پرعطوفت تو زخمها زده است. ما شهادت می دهیم که کتاب تو را نخوانده بستیم و

با لحن کدام آفتاب؛ با صدای کدام پروانه؛ با آواز کدام سنگ؛ با ترانه کدام باران؛ ویرانی همواره مان را فریاد بزنیم؟ ای دور از دسترسِ نزدیک! ای سخاوت هر روزه زمین! که نماز مهربانی ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا کردند. و هر روز، تشنه تر از پیش،

۱/ ای خورشید بی کرانه ازلی یگانه محبوب! دیر زمانی است چشم های ما بی تاب و منتظر به افق های دور دست چشم دوخته اند تا تو از کرانه امید طلوع کنی، قفس تکرار روزهای هجران را بشکنی و اجازه دهی در آسمان وصالت پرنده شویم. ای پاک و

راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند. گفتند: تو که بیایی خون به پا می کنی،جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان

اگر روزی او را ببینم …. به او می گویم چه زیبا مولا علی علیه السلام فرمود: ” الانتظار الشدالموت” انتظار شدیدتر از مرگ است. ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر، چشم ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت، همچو شمعی تا صبح ظهور درغم هجرانت می سوزند.

می دانستم امشب »قدری« دیگر است و قرآنی دیگر به تجلّی از عرش بر دل زمین نازل می شود! می دانستم چراغانی ملکوت برای کیست؛ می دانستم مهتابی های آسمان چه را می جویند؛ می دانستم ثانیه ها از چه رو بی تابی می کنند؛ می دانستم جبرییل یکبار دیگر

پیش از آغاز این بحث، بجاست نکته ای را یادآوری کنم و آن این است که: از تأسف بارترین آفتهای عصر ما این است که برخی از جوانان در جوامع اسلامی، سخنان غربیها را به گونه ای شتابزده و باسرعت می پذیرند و بدانها تکیه می کنند که اگر آنان

حـاج سـیـد ابوالقاسم ملایرى , که از علماى مشهد مقدس است , از مرحوم پدرشان آقاى حاج سید عبداللّه ملایرى (ره ), که داراى همتى عالى بود, نقل فرمودند: هنگامى که براى تحصیل علم قصد کردم به خراسان بروم , از تمامى وابستگیهاى دنیوى صرف نظر نموده و پیاده براه

حاج على بغدادى ایده اللّه تعالى مى گوید: هـشتاد تومان سهم امام (ع ) به ذمه ام آمد. به نجف اشرف رفتم و بیست تومان آن را به جناب شیخ مـرتـضى انصارى اعلى اللّه مقامه و بیست تومان به جناب شیخ محمد حسین مجتهد کاظمینى و بیست تومان به جناب

آقا میرزا هادى سلمه اللّه تعالى از سید جلیل نبیل سید عبداللّه قزوینى نقل فرمود: در سـال ۱۳۲۷, بـا اهـل و عـیـال به عتبات مشرف گشتیم . روز سه شنبه به مسجد کوفه مشرف شدیم . رفقا خواستند به نجف اشرف بروند, ولى من گفتم : خوب است شب چهارشنبه

سید مهدى قزوینى فرمود: روز چهاردهم ماه شعبان , از حله به قصد زیارت حضرت ابى عبداللّه الحسین (ع )بیرون آمدم . وقتى بـه شط هندیه رسیدم (شعبه اى است از رود فرات که بعد از منطقه مسیب جدا و به کوفه مى رود. آبادى معتبرى کنار این شط است

شیخ باقر کاظمى (ره ) فرمود: در نجف شخصى به نام شیخ حسین آل رحیم زندگى مى کرد که مردى پاک طینت و ازمقدسین و مـشـغـول بـه تـحـصـیل علم بود. ایشان به مرض سل مبتلا شد, به طورى که باسرفه کردن از سـیـنـه اش اخلاط و خون خارج مى شد.

در جهان معاصر جامعه های انسانی، در شرایط سخت و طاقت فرسایی از نظر فقدان امنیت و آرامش در ابعاد گوناگون حیات، زندگی می کنند. برای نمونه: سرقت اموال و دارایی مردم از خانه ها و محلات، سرقت ماشینها و سرقت بانکها بوسیله ی سارقان حرفه ای و باندهای خطرناک…

آقاى شیخ حیدر على مدرس اصفهانى فرمود: یـکـى از مـواقـعـى که من به حضور مقدس حضرت بقیه اللّه ارواحنافداه مشرف شدم و آن مولا را نشناختم , سالى بود که اصفهان بسیار سرد شد و نزدیک پنجاه روز آفتاب دیده نمى شد و مدام برف مى بارید. سرما بحدى شد

جناب على بن مهزیار فرمود: بیست بار با قصد این که شاید به خدمت حضرت صاحب الامر (ع ) برسم , به حج مشرف شدم , اما در هـیـچ کـدام از سفرها موفق نشدم . تا آن که شبى در رختخواب خودخوابیده بودم , ناگاه صدایى شنیدم که کسى مى

هر پژوهشگری به روایاتی که از نسب امام عصر علیه السلام سخن می گوید، مراجعه کند به روشنی در خواهد یافت که امام مهدی علیه السلام بی هیچ تردیدی فرزند گرامی حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است. با این وصف شما در برخی از کتابهای اهل سنت به روایتی

حاج ابوالقاسم یزدى فرمود: مـن از گـمـاشـتگان حاج سید احمد, که از تجار محترم یزد و معروف به کلاهدوز است ,بودم و با ایشان به سفر حج مشرف شدم . در این سفر, مسیر ما از نجف اشرف و راه جبل بود. سـه مـنـزل بـعد از نجف , یک روز

حـاج سید حسین حائرى , ساکن ارض اقدس مشهد الرضا (ع ), در اوایل ماه ذى القعده الحرام سال ۱۳۶۴, فرمود: حـدود سـال ۱۳۰۴ هـجرى , در ایام دهه محرم سیدى غریب که او را نمى شناختم به منزل من در کـرمـانـشاه وارد شد. غالبا زوار چه اهل علم و

ابوسعید غانم هندى مى گوید: مـن در یکى از شهرهاى هند (کشمیر) بودم و دوستانى داشتم که چهل نفر بودند.ما برکرسیهایى کـه در طـرف راسـت سـلـطان بود, مى نشستیم و همه کتب اربعه (تورات ,انجیل , زبور و صحف ابراهیم ) را خوانده , با آنها در میان مردم حکم

عالم کامل , محمد بن قارون مى گوید: مـرا نـزد زن مـؤمـنـه و صـالـحه اى دعوت کردند. مى دانستم که از شیعیان و اهل ایمان است که خانواده اش او را به محمود فارسى معروف به ابى بکر تزویج کرده اند, چون او و نزدیکانش را بنى بکر مى گفتند.