دسته بندی :خاطرات

330 مقاله

تسبيح فشنگي , تدبير فرمانده , ترمزپايي , تسبيح مشتعل , تسمه‌اي از كمربند

تسبیح فشنگی , تدبیر فرمانده , ترمزپایی , تسبیح مشتعل , تسمه‌ای از کمربند

تسبیح فشنگی با فشنگ‌های استفاده شده تسبیح می‌ساختیم. اول فشنگ‌ها را گرم و سرب آن را خالی می کردیم، سپس نوک آ‌ن‌ها را سوهان می‌زدیم و سوراخ کوچکی در آن تعبیه می‌کردیم. آن وقت فشنگ‌ها را با آبلیمو می‌شستیم تا خوب براق شود. بعد نخی را که از موشک‌ها به

تفنگ ايراني , تك اسلامي , تكبير شناسائي , تكبير شناسايي , تظاهر به حضور

تفنگ ایرانی , تک اسلامی , تکبیر شناسائی , تکبیر شناسایی , تظاهر به حضور

تفنگ ایرانی داشتم می‌رفتم دست‌شویی که بین راه به چند نفر از گشتی‌های عراقی برخوردم، تنها بودم و چاره ای ندیدم جز این‌که با آفتابه به آن‌ها حمله کنم. آب آن را خالی کردم و آن را با دو دست گرفتم و به عربی فریاد زدم:«دست ها را بالا ببرید

تله نارنجك , تل صداگير , تله‌گذاري , توالت‌هاي شناور , توپ پوليكايي

تله نارنجک , تل صداگیر , تله‌گذاری , توالت‌های شناور , توپ پولیکایی

تله نارنجک در عملیات نصر۷ برای جلوگیری از نفوذ عراقی‌ها نارنجک را تله می‌کردیم. به این صورت که ضامن آن را می‌کشیدیم و آن را با اهرم در حالت بسته زیر سنگ می‌گذاشتیم. بعد آن سنگ را به نقطه‌ای اتصال می‌دادیم به نحوی که اگر پای کسی به نخ تله

توپ دستي ,  توپ همه‌كاره , توپ‌هاي حلبي , توپخانه خيالي , تير خلاص

توپ دستی , توپ همه‌کاره , توپ‌های حلبی , توپخانه خیالی , تیر خلاص

توپ دستی عراقی‌ها در جبهه به اسلحه ژ- سه توپ دستی می‌گفتند و از آن ترس زیادی داشتند. وقتی برای دیده بانی به ما نزدیک می شدند، شعله‌پوش آن را باز می‌کردیم و چندین گلوله به طرفشان شلیک می کردیم. چون صدای سلاح با این کار تقویت می‌شد آن‌ها فکر

آب پاكتي , آب خنك , آب گرم كن هوايي ,  آبراه‌هاي خيالي , آپارات چكمه‌اي

آب پاکتی , آب خنک , آب گرم کن هوایی , آبراه‌های خیالی , آپارات چکمه‌ای

آب پاکتی در منطقه فاو آب آشامیدنی را در پاکت‌های مخصوص شیر به ما می‌دادند، هر یک پاکت جیره روزانه چهار نفر بود. بچه‌ها برای این‌که بی‌آب نمانند سوراخ‌های کوچکی در ظرف‌های آب خود ایجاد می‌کردند تا این‌گونه مصرف آب خود را به حداقل برسانند. منبع: کتاب فرهنگ جبهه   

آتش همزمان , آتش‌گير ,آخ , آخرين تله

آتش همزمان , آتش‌گیر ,آخ , آخرین تله

آتش همزمان بعد از عملیات کربلای ۴ در خرمشهر، در مرز گمرک روی اسکله مستقر بودیم تعداد ما در آن محور هشت نفر بود که خط را پدافند می‌کردیم برای تظاهر به این‌که نیروهای زیادی در محور مستقر هستند شب‌ها هرکدام با فاصله‌ی حدود ۳۰ متر از همدیگر و با

آرپي جي بي‌خرج , آن روزهاي سخت , آنتن آبكشي گردان , آفتابه با انصاف ,آرامگاه لباس

آرپی جی بی‌خرج , آن روزهای سخت , آنتن آبکشی گردان , آفتابه با انصاف ,آرامگاه لباس

آرامگاه لباس تابستان سال ۱۳۶۶ در جزیره مجنون جمعی از بچه‌ها در محاصره عراقی‌ها قرار گرفتند. آن‌ها وسایلشان را در کمین‌ها دفن کرده و روی یک سنگ نوشتند آرامگاه برادر فلانی تا بعد از بازگشت وسایل را پیدا کنند. بعد از مدتی نیروهای خودی آن محل را از دست عراقی‌ها

آي با كلاه  ...

آی با کلاه …

آی با کلاه دوستی داشتیم به نام «حسین مرندی» که شجاعت خاصی داشت. در پشت خاکریز به ردیف کلاه‌های آهنی را سرچوب می کرد و خودش ده یا بیست متر آن طرف تر می‌ایستاد. وقتی عراقی‌ها شروع به تیراندازی می‌کردند از زاویه‌ای دیگر نگاه می کرد و دهانه آتش تیربار

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانک , اسیران فرمانده, اسلحه دوکاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانک عراقیها شب نسبت به تردد نیروهای شناسائی و هجومی حساس بودند. دکتر چمران گفت:«بر پشت چند الاغ یک تراورس چوبی باد و فانوس آویزان روشن کنیم و بفرستیم جلوی دید دشمن. آنها به گمان اینکه تانکها به سمتشان می‌آید آنجا جهنمی برپا کردند که اگر بر

الاغ مسلح ,  الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح , الاغهای نورانی , امداد صوتی , ای لشگر صاحب زمان ,بازیافت پوکه‌ها

الاغ مسلح در عملیات مرصاد منافقان با زور و تهدید، الاغ و قاطر روستاییان اطراف محل درگیری را می‌گرفتند تا مجروحان خود را حمل کنند. اهالی چاره‌ای جز تسلیم نداشتند و الا همان بلایی سرشان می‌آمد که سر روستاییان دیگر آورده بودند و از طرفی چون می‌دانستند احشام خود را

بالن شمعي , بخيه عملياتي , برد لباس , برف آب ,  برف پاك كن دستي

بالن شمعی , بخیه عملیاتی , برد لباس , برف آب , برف پاک کن دستی

بالن شمعی منورهای پرتاب شده در شب جهت شناسایی و نوع تحرک نیروها و جابه‌جایی جنگ افزار به کار می‌رفت و دیده‌بان‌ها آن‌ها را گراگیری می‌کردند. با یک منور تمام نیروها به سمت آن تیراندازی می‌کردند. بهترین نمود این مسئله هدف‌گیری منور با ضدهوایی برای نشان دادن مهارت در سرنگونی

بلندگو , برنامه راديويي , بلندگوي بي‌صدا , بند شلوار  , بندپوتين تله

بلندگو , برنامه رادیویی , بلندگوی بی‌صدا , بند شلوار , بندپوتین تله

بلندگو یکی از شب‌ها قرار شد. خطبه های نماز جمعه که به زبان عربی از مقام معظم رهبری گفته می‌شود توسط بلندگویی در خاکریز عراقی‌ها پخش شود. برای اجرای این برنامه همراه با شهید ناجی باید از روی آکاسیو شناور از منطقه‌ی آب گرفته عبور می‌کردیم. به سختی رد شدیم،

بولدوزر 8d , به جاي سوله , بولدوزر فداكار , بوي باروت , بوي سير

بولدوزر 8d , به جای سوله , بولدوزر فداکار , بوی باروت , بوی سیر

بولدوزر 8d قبل از عملیات بیت‌المقدس۳، یک دستگاه بولدوزر 8d کوماتسو که وجود آن برای روز عملیات بسیار ضروری بود به علت ساییدگی کفشک‌ها از حرکت بازماند به نحوی که دیگر نمی‌توانست در گل و باتلاق حرکت کند. باید کفشک‌ها را عوض می‌کردیم. اما نشد. چون در هشتاد کیلومتری داخل

شهيد دكتر مصطفي چمران

شهید دکتر مصطفی چمران

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است. سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد

به اين ميگن روحانی + عکس

به این میگن روحانی + عکس

در قم که درس می‌خوندم، روزهای پنجشنبه می‌رفتم عملگی، خسته و کوفته، غروب راه می‌افتادم طرف جمکران. مثل دیوانه‌ها، پا برهنه. تا اونجا… شهید مصطفی ردانی پور به سال ۱۳۳۷ در شهر اصفهان متولد شد. ایشان پس از گذراندن دوران نوجوانی تصمیم گرفت به جای تحصیل در هنرستان به حوزه

نگاهی به معروف ترین اشعار دفاع مقدس

نگاهی به معروف ترین اشعار دفاع مقدس

اشعار معاصر در جامعه ما به دو صورت مورد قبول عام قرار می‌گیرند و به شهرت می‌رسند. یکی از قرار گرفتن در کتاب‌های درسی و دوم رسانه‌ای شدن به آن معنا که با موسیقی و یا خواننده‌ای مطرح همراه شود. با این اوصاف معروفترین اشعار دفاع مقدس را می‌توان اینگونه برشمرد:

حتما بخوانيد - حاج آقا باید برقصه !!!

حتما بخوانید – حاج آقا باید برقصه !!!

“چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند… آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ

نشان از مردان بي نشانه

نشان از مردان بی نشانه

ارتفاعات صخره ای لک لک سردشت سپیده دم یکی از روزهای مردادماه سال۱۳۶۶ هنگامی که یکی از تیم های عملیاتی گردان نوهد لشکر۲۳ از ماموریت برون مرزی به سمت پایگاه های خود در نوار مرزی منطقه سردشت بازمی گشت، مورد کمین و تهاجم نیروهایی از دشمن قرار گرفت که شب

يک شب قبل از شهادت

یک شب قبل از شهادت

شهید عیسی حیدری در یکم خرداد ماه سال ۱۳۴۳ در روستای بیدزنوئیه، پنج کیلومتری شهر رابر از توابع شهرستان بافت به دنیا آمد. از ابتدا در مکتب‌خانه، قرآن را آموخت و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای مجاور به پایان رسانید. به جهت تحصیل در مقطع متوسطه وارد شهر

نخستين شهيد روستاي نورآباد

نخستین شهید روستای نورآباد

عبدالحسین انصاری فرزند شهید «بیژن انصاری» و شاعر نام آشنای هرمزگان است؛ وی در سال ۱۳۵۴ در روستای نورآباد ممسنی استان هرمزگان متولد شد؛ ۵ سال بیشتر نداشت که از محبت پدر، تکیه‌گاه ‌کودکی‌هایش که آن روزها در کردستان بود، محروم شد و مادر یک تنه، بار همه زندگی را

نامه دختر شهيد علمدار به پدرش

نامه دختر شهید علمدار به پدرش

بابا مجتبی سلام : امیدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. یادش بخیر! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم می آمدی.همیشه خبر آمدنت را خانم مربی به من می رساند: سیده زهرا علمدار! بیا بابات آمده دنبالت.   و تو در کنار

وصال در جاده فاو – ام‌القصر

وصال در جاده فاو – ام‌القصر

نگاهی به زندگی شهید جمشید گنجگاهی جمشید گنجگاهی – مشهور به حسین گنجگاهی – فرزند احد گنجگاهی در ۱۰ تیر ۱۳۳۸ در اردبیل متولد شد. گنجگاهی دوران ابتدایی را در مدرسه دیباج در سالهای ۱۳۵۰ – ۱۳۴۵ و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس جهان علوم (

رزمنده ای که 8 روز در سردخانه بود

رزمنده ای که ۸ روز در سردخانه بود

هشت سال دفاع مقدس با تمام فراز و نشیب های فراوان گاه خاطرات تلخ و شیرینی به همراه داشت که شنیدن برخی از این خاطرات خود بیان کننده حقیقت جنگ است. اسماعیل دهقان از رزمندگانی است که پزشکان از درمانش اظهار ناامیدی کرده و قرار بود برای درمان به سوئد

وقتي شهيد صدايمان مي کند

وقتی شهید صدایمان می کند

خاطره هایی از لحظات بهشتی تفحص جنگ به پایان آمد، تفنگ ها از نفس افتادند، رزمندگان برگشتند و لباس رزم را به لباس سازندگی تبدیل کردند اما عشق به پایان نیامد. عشق – حتی – کمتر حاضر شد به شهر برگردد. عشق در جبهه ماند، در مناطقی که شهدا، این

يک قدم تا اسارت

یک قدم تا اسارت

در عملیات فتح المبین به همراه تیمسار حسنی سعدی از راه زمینی به منطقه درگیری رفتیم. من طبق دستور جهت شناسایی وضعیت دشمن با یکی از گردان‌ها جلوتر رفتم. ساعاتی بعد همان گردان به محاصره نیروهای عراقی در آمد و من هم در حلقه محاصره گیر کردم.   اولین کاری

نشان از مردان بي نشانه

نشان از مردان بی نشانه

ارتفاعات صخره ای لک لک سردشت سپیده دم یکی از روزهای مردادماه سال۱۳۶۶ هنگامی که یکی از تیم های عملیاتی گردان نوهد لشکر۲۳ از ماموریت برون مرزی به سمت پایگاه های خود در نوار مرزی منطقه سردشت بازمی گشت، مورد کمین و تهاجم نیروهایی از دشمن قرار گرفت که شب

مردانه در کمین دشمن

مردانه در کمین دشمن

تاریخ دفاع مقدس ما مملو از رشارت ها و سلحشوری های مردان و زنان این سرزمین است که گمنامی را از خود به یادگار گذاشته اند با توجه به مطالب کمی که از این شهید به یادگار داشتیم شما عزیزان را به خواندن این مطلب که در روزنامه جمهوری اسلامی

مصاحبه با همسر شهيد صمد ملا زينل

مصاحبه با همسر شهید صمد ملا زینل

گفتگو با همسر شهید صمد ملازینل: ضمن معرفی خودتون و شهید ، عملیات هایی که ایشان شرکت کرده اند و زندگی نامه ی مختصری از ایشان اگر بیان کنید متشکر می شویم: بسم الله الرحمن الرحیم بنده فراهانی همسر شهید صمد ملازینل هستم . راستش من تقریبا در جریان عملیات

مصاحبه با فرزند شهيد رحيم فتحي

مصاحبه با فرزند شهید رحیم فتحی

بعد از مراسم عزاداری یکی از شب های ماه محرم می نشینیم پای درد دل پسر شهید. فرزندی که هر صبح برای پدر زنده اش فاتحه می خواند… اهل محل همیشه از غیرتمند و پیرو ولی فقیه بودن شهید تعریف می کنند.ایشان فعالیتهای انقلابی خود را در مسجد ابوذر به

مصاحبه با خواهر شهيد مهران غلامحسيني

مصاحبه با خواهر شهید مهران غلامحسینی

نسبتتان با شهید و زندگینامه مختصر فریده غلامحسینی هستم خواهر شهید مهران غلامحسینی، برادرم ۱۹ سالشون بود که شهید شدند ایشان از ۱۴ سالگی در بسیج بودند (بسیج منطقه ۱۳ آبان منطقه ۲۲) ایشان در عملیات های زیادی شرکت داشتند و همیشه به صورت داوطلب به جبهه می رفتند از

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید