
زیر باران عرفه
شکی در این نیست که روز عرفه روز بسیار بزرگی است و یکی از روزهای پرفیض و برکت خداوند میباشد و در واقع بزرگترین مجمعی از مجامع خیر و نیکی، ایمان و تقوی و زمان بسیار مهمّی است برای انجام طاعت و عبادت، آری، عرفه روزی است که در آن
123 مقاله

شکی در این نیست که روز عرفه روز بسیار بزرگی است و یکی از روزهای پرفیض و برکت خداوند میباشد و در واقع بزرگترین مجمعی از مجامع خیر و نیکی، ایمان و تقوی و زمان بسیار مهمّی است برای انجام طاعت و عبادت، آری، عرفه روزی است که در آن

عرفه روز رویش دوباره است؛ در زلالی آفتاب نگاه خداوند، روی سجاده ای به وسعت هستی، در بارش چشم های غم آلود. عرفه لحظه شکفتن است؛ در سرزمینی به وسعت تاریخ بشریت که نه مرز می شناسد و نه رنگ. امروز روز درنگ است؛ در دریای بی کرانه بشری، در

«چرا باید دعا کرد؟ دعا چگونه میتواند موجب سلامت جسم و روان ما شود؟» در پاسخ به این سؤال، باید از ریشههای دعا شروع به بحث کرد. دعا کردن و حاجت خواستن در جان انسانها ریشه دارد و زاییده نیازمندیهای گوناگون آدمیان در زندگی روزمره است. دعا، زاییده عشق آدمی

خداوندا! ای که زبان صبح را با نطقی روشن باز کرده و پارههای شب تاریک را از آسمان رانده و هستی را با برنامهای معین به گردش در آورده و خورشید را فروزندگی بخشیده و با وجودت، راه دستیابی به خود را فراهم کردهای! خدایا! دروازههای صبح را با کلید

شهید محمد صنیع خانی یک بار که برای معالجه مجروحیت های شیمایی اش به خارج از کشور عزیمت می کرد، مرحوم حاج احمد خمینی(فرزند امام خمینی(ره)) به او گفته بود: من برای خودم دعا نمی کنم، برای تو دعا می کنم که به سلامت برگردی! حتی ایشان در یک سخنرانی

برای دعا کننده، آداب و شرایطی است که باید مراعات آنها را منظور داشته باشد تا فایده دعا را ببیند و دعای او مستجاب گردد و نورانیت دعا در نفس او پیدا شود و از جمله شرایط چند شرط را ذکر می کنیم: ۱ـ اوقات شریفه را از برای دعای

*** قبل از آشنایی با پرویز، با رجب جورسرا ازدواج کردم. مسئول حزب جمهوری اسلامی در شهر عباس آباد. رجب اهل دعا و نماز شب بود. چهرهای نورانی داشت. شاید کسی باور نکند، اما من فردی به مؤمنی او ندیدم. رجب سه ماه بعد از مراسم عقدمان در عملیات بیتالمقدس

سلام، حالت چطور است. این روزها هوایت را کردهام. میدانم خوبی، ولی نمیدانم چرا تو و دوستانت حالی از من نمیپرسید؟ ما هم به لطف شما خوبیم، هنوز هم خیلی با شما غریبه نشدهایم دیروز آمده بودم سر مزارت، حسین هم آمده بود خیلی حرف زدیم حسین قطره قطره اب

سحر و جادو از اموری است که واقعیت دارد البته یادگیری و یاددادن آن حرام است. شایان ذکر است : گرچه سحر و جادو واقعیت دارد چنین نیست که هر کس ادعا کند ادعای او پذیرفته باشد. اکثر کسانی که به این امور میپردازند کلاه بردارانی هستند که از این

تاریخچه دعا و علوم خفیه : دعا ازابتدا خلقت با انسان همراه بوده حتی ودر جوامع و ملل مخلف دنیا به نوعی دیده شده از سیاه پوستان و آدم خوارهای جزایر گمنام افریقا گرفته تا اروپای متمدن و در دعا هر کدام به شیوه خواصی طلب یاری می نمایند.واین استمداد

ای کسی که روزه دار واقعی این ماه هستی . ای کسی که رحمت خدا به ما به خاطر وجود مبارک توست . ای یوسف گم گشته فاطمه (س) ، ماه رمضان دیگری آمد و تو نیامدی . در این ماه دل خوش دارم که برخی اعمالم ، مثل اعمال

شیخ طوسى (ره) به واسطه، از مشایخ اهل قم نقل فرموده که: على بن الحسین، پدر شیخ صدوق، دخترعموى خود را به همسرى گرفت و از او فرزندى پیدا نکرد لذا نامه نوشت به ابوالقاسم حسین بن روح (ره) که از حضرت ولى عصر(عج) بخواهد که دعا بفرماید تا خداوند،

چون نماز بهترین عبادات و کلید حل مشکلات است، بر آن شدم که سرآغاز تحقیقاتم را نماز امام زمان علیه السلام قرار دهم. این نماز را علمای بزرگ شیعه در کتابهای خود روایت کرده اند که ما در اینجا به چهار طریق آن را نقل می کنیم: الف – سیدبن

بی تردید دعا کردن برای آن بزرگوار، نصرت و یاری اوست، چون یکی از انواع نصرت، یاری کردن به زبان است، و دعا برای آن حضرت یکی از اقسام یاری کردن به زبان است. قرآن مجید می فرماید: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها… [۱] . و

متاسفانه بسیار دیده می شود که در محافل دینی و جلسات مذهبی اهمیت فوق العاده و خاصی به دعا برای فرج آن عزیز داده نمی شود، در حالی که شیعه حاجتی مهمتر از فرج آن بزرگوار ندارد و وظیفه این است که در بهترین اوقات و اماکن اجابت دعا، اول

نقش دعا در سلامت جسم و روحدعا، فصل و ماه و زمان خاصی نمی شناسد. تنها دلت که گرفت، تو دعا می کنی به رسم دیرین؛ رسمی که یادگار سجاده مادر بزرگ است یا تسبیح پدر بزرگ یا آوای پیچیده در خای زمینی خدا. به هر دین و آیینی که

آمبولانس سوخته عملیات کربلای ۵ در حین پیشروی به آمبولانسی برخوردیم که در آتش میسوخت و آژیر آن مثل اینکه اتصالی کرده باشد یکسره صدا میکرد تمام منطقه را طنین صدای آن پر کرده بود این وضعیت ساعتها ادامه داشت تا یکی از بچهها با رگبار تیربارش آن را خاموش

ذکر مصیبت مادر در غیر از ماه محرم و ایام عزاداری، دستههایی به تناوب، شبهایی در هفته و اوقاتی در شبانه روز به عزاداری میپرداختند و از آن جمله، بچههایی که تمام روز ذکرشان به طور خاص یا زهرا (س) بود. در پادگان، زمین صبحگاه و در خط مقدم، بزرگترین

حلالیت خواستن طلب حلالیت و تقاضای شفاعت بچهها از هم، رایجترین عباراتی بود که دائم در بین آنها مبادله میشد. مثل: «التماس دعا» در پشت جبهه. منتهی مثل همه چیز دیگر در شبهای عملیات این کار صورت دیگری به خود میگرفت. واقعاً بچهها به هم التماس میکردند و عاجزانه از

ترک منطقه به ضرورت همانطور که بسیاری از نیروها داوطلبانه موقع اعزام میرفتند و به هیچ چیز جز دفاع نمیاندیشیدند، کم نبودند برادرانی که به محض اعلام نیاز نیرو برای خط مقدم، برگههای مرخصیشان را پس میدادند و راه را کج میکردند به سمت ادامهی نبرد؛ برادرانی که حتی اگر

بدرقه میهمانی عموماً در شب بود و میهمانان اگر هم به روشنایی آمده بودند، در غیر شبهایی که ماه تمام بود، خلاصه در اوایل و اواخر ماه، در تاریکی و ظلمات به مقر و محلشان باز میگشتند، در مسیری ناهموار که میزبان آن را با چراغقوه و فانوسی که برمیداشت

شهادت بر او ولید بن عقبه در زمان حکومت عثمان والی کوفه بود یک روز صبح نماز را در حالت مستی اقامه نمود و به جای دو رکعت چهار رکعت نماز خواند و بعد گفت:«میخواهید بیشتر بخوانم». این خبر در شهر پیچید،« ابوزبیب بن عوف» و «جندب بن زهیر

آماده نبرد پیامبر(ص) در ماه شوال به یارانش اعلام نمود، تا برای جنگ با سپاه کفر آماده شوند، آن شب عبدالله در پوست خود نمیگنجید. پیامبر (ص) از آنان برای جنگ با کفار یاری خواسته بود و این برای او افتخاری بس عظیم به شمارمیرفت. پاسی از شب گذشته در

الهی حرامتان باشد آن شب یکی از آن شبها بود، بنا شد از سمت راست یکییکی دعا کنند، اولی گفت: «الهی حرامتان باشد.» بچهها مانده بودند که شوخی است، جدی است، بقیه دارد یا ندارد، جواب بدهند یا ندهند؟ که اضافه کرد: «آتش جهنم» و بعد همه گفتند: «الهی آمین.»

از خوف خدا غش کرده اگر کسی بیموقع در میان جمع میخوابید، خصوصاً اگر این شخص بعد از سلام نماز خوابش میبرد یا مثلاً در مراسم دعای کمیل، دعای توسل یا زیارت عاشورا که نوعاً بعد از نماز صبح برگزار میشد و به گوشهای میافتاد و از خود بیخود میشد

اللهم الرزقنا توفیق الپارتی وقتی آشپز مراعات حال برادران سنگین وزن _ هیکل تدارکاتی _ را میکرد و غذایشان را یک کم چربتر میکشید، یا میوهی درشتتری برایشان میگذاشت، هر کس این صحنه را میدید، به تنهایی یا دسته جمعی و با صدای بلند و شمرده شمرده شروع میکردند به

اللهم العن ابن مرجانه دوستی داشتیم که حاضر جواب بود. یکی از دوستان که با او صمیمیتر بود، گفت: «ما را که سر دعاهایت فراموش نمیکنی؟» جواب داد: «هرگز! شما را به طور خاص یاد میکنم» بچهها که میدانستند حرف او خالی از مزاح نیست، پرسیدند: «حالا چه مواقعی بیشتر

خودت بخوان در لشگر نجف روحانی بیرودربایستی داشتیم وقتی به او میگفتیم: «حاج آقا ما را برای نماز شب از دعا فراموش نکن و جزو آن چهل مؤمن قرار بده»، صاف و پوستکنده میگفت: «چشمت کور خودت بلند شو بخوان.» منبع :فرهنگ جبهه _ شوخ طبعی ها جلد ۳ صفحه

جهاد در راه خدا، ترازوئى براى سنجش ایمان است، به درستى که در آن موقعیّت هر کس خود را بهتر از سابق خواهد شناخت و میزان دلبستگى و وابستگى خود را به دنیا و آنچه در اوست، خواهد دانست، در راه خدا از جان گذشتن ارزشى بسیار دارد، تا جائى

دعا یک رفتار معنوی است و انسان در دنیای مادی امروز به کرات دارد تجربه میکند که به بن بست میرسد و نمیتواند مسایل را با جنبه های مادی حل کند. خلاء در زندگی مادی بسیار زیاد است و معنویت میتواند در این بین کمک کننده باشد. وقتی انسانها دچار