دسته بندی :قصه هاي كودكان

2 مقاله

قصه‌ی مهتاب و ستاره

قصه‌ی مهتاب و ستاره

مهتاب کوچولو دختر کوچولوی نازیه که در یک خانه‌ی کوچک با مامان و باباش زندگی می‌کند. او آسمان را خیلی دوست دارد.شب‌ها قبل از خواب به ستاره‌های آسمان نگاه می‌کند و با آن‌ها حرف می‌زند. او دختر خیلی مرتب و منظمی است و کارهایش را خوب انجام می‌دهد. مامان و

پيرزن و کلاغ

پیرزن و کلاغ

یکی بود یکی نبود،غیر از خدا هیچ کس نبود. یک روز کلاغ خسته‌ای به خانه‌ی پیرزنی رفت تا در کنار باغچه‌ی کوچک او بنشیند و خستگی در کند. در باغچه سبزی خوردن کاشته بودند. کلاغ هوس کرد چند تا تربچه از زیر خاک بیرون بکشد و بخورد. او سرگرم نوک

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید