هنوز منتظرم ۱۳۹۱/۰۹/۰۸ تو به نور نگاه می کنی و من کنارت نشسته ام . دستانت گرم نیست خیره شده ای و نور تا ته مردمکان سیاهت را رنگ کرده است . اشک هم گرمایی ندارد . دستم را با گوشه روسری پاک می کنم، سبز کمرنگ توی زرد و یشمی گم می