
مؤاخذه بر کفر
کفر بر دو نوع است: یکی کفر از روی لجبازی و عناد که کفر جحود نامیده می شود. دیگر کفر از روی جهالت و نادانی و آشنا نبودن به حقیقت. در مورد اول، دلائل قطعی عقل و نقل گویاست که شخصی که دانسته و شناخته، با حق، عناد می ورزد
260 مقاله

کفر بر دو نوع است: یکی کفر از روی لجبازی و عناد که کفر جحود نامیده می شود. دیگر کفر از روی جهالت و نادانی و آشنا نبودن به حقیقت. در مورد اول، دلائل قطعی عقل و نقل گویاست که شخصی که دانسته و شناخته، با حق، عناد می ورزد

دلیل عقلی به اصطلاح “روشنفکر مابان” – مبنی بر اینکه “خداوند با همه مخلوقاتش نسبت متساوی و یکسان دارد، و از طرف دیگر حسن و قبح اعمال، ذاتی اعمال است، پس عمل خیر از همه مردم یکسان است و لازمه این دو “یکسانی” این است که پاداش اخروی مؤمن و

یک تفاوت اصیل در میان قوانین الهی و قوانین بشری همین است که قوانین الهی دو بعدی است و قوانین بشری یک بعدی. قوانین بشری به نظام روحی و تکامل معنوی فرد کاری ندارد. وقتی که یک دولت برای مصالح کشور اقدام به وضع مالیات می کند، هدفش فقط بدست

اگر یک مقایسه – ولو بطور مختصر – میان منطق نهج البلاغه با منطق سایر مکتبهای فکری به عمل نیاید ارزش واقعی بحثهای توحیدی نهج البلاغه روشن نمی شود. درباره ذات و صفات حق قبل از نهج البلاغه و بعد از آن، در شرق و غرب، در قدیم و جدید

از نظر قرآن مجید یکی از ویژگیهای مؤمن واقعی این است که وقتی از آنها خواسته می شود که در مورد مسأله حقی شهادت بدهند از آن سر باز می زنند: «والذین هم بشهاداتهم قائمون؛ کسانی که قیام به شهادت می کنند» (معارج/۳۳). درباره معنی تحمل شهادت می گوییم یک

شاگردان مکتب قرآن، این حقیقت را نیک آموخته اند که جزای آخرت عین کردار دنیاست و چیزی جدا از عمل نیست. مولوی اشعاری دارد که این حقیقت را بیان می کند و از نظر موعظه و تذکر خود ما نیز نقل آنها مناسب است. وی می گوید: ای دریده پوستین

مجازات های قراردادی : این نوع مجازات همان کیفرها و مقررات جزائی است که در جوامع بشری به وسیله مقننین الهی یا غیرالهی وضع گردیده است. فایده اینگونه مجازاتها دو چیز است: * یکی جلوگیری از تکرار جرم به وسیله خود مجرم یا دیگران از طریق رعبی که کیفر دادن

شناخت الله به صفت رحیم بودن مستلزم آن است که انسان به مقام و موقعیت خودش در میان موجودات عالم شناخت کامل داشته باشد. امتیازی که انسان در میان موجودات دارد این است که فرزند بالغ این جهان است. فرزند نابالغ این خانواده که تحت قیومیت و سرپرستی اجباری پدر

در حساب مردم در روز قیامت، ظلم و جوری نیست؛ حساب کسی را از کس دیگر نمیگیرند. «و لا تزرو وازره وزر أخری ‘» (آیه ۱۶۴ سوره انعام) و از کسی بدون جهت بازپرسی نمیکنند، و زیاده بر گناه او بر او تحمیل نمی نمایند؛ لیکن ممکن است که در

نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است که گناهکار بتواند وسیله ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان طوری که در پارتی بازی های اجتماعات منحط بشری تحقق دارد. بسیاری از عوام مردم، شفاعت انبیاء

اسلام عمل با روح می خواهد نه عمل بی روح. لهذا اگر مسلمانی زکات خود را بدهد ولی شائبه ریا در آن باشد پذیرفته نیست، اگر به جهاد برود ولی برای خودنمایی باشد قبول نیست. قانون الهی می گوید سرباز اجباری به درد من نمی خورد، من سربازی می خواهم

مسأله ای میان فقها از یک طرف و متکلمین و فلاسفه از طرف دیگر مطرح است که آیا اسماء الله توفیقی است یا توفیقی نیست؟ ”توفیقی است” یعنی ما فقط آن اسمائی را می توانیم بر خدای متعال اطلاق کنیم که در قرآن یا سنت اجازه داده شده است. مثلا

در «نهج البلاغه» وارد است که: آگاه باشید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که مورد آمرزش قرار نمی گیرد، و ظلمی که رها نمی شود، و ظلمی که آمرزیده میشود و مورد بازخواست و مؤاخذه واقع نمی گردد. اما ظلمی که آمرزیده نمی شود، شرک به خداوند متعال

پیغمبران آمده اند که مردم ایمان بیاورند، ایمان با معامله گری جور در نمی آید. پیغمبران مردم را حتی دعوت به انفاق می کنند یعنی از آنان می خواهند که در راه خدا خرج کنند اما جالب آنکه پس از آنکه آنان را دعوت به انفاق و جهاد کردند در

در صدر اسلام، قانون در اجتماع مسلمین قوی بود، گریبان نزدیکان و خویشان زمامداران را نیز می گرفت. وقتی که علی علیه السلام مطلع شد که دخترش از بیت المال مسلمین گلوبندی را به عنوان عاریه – البته با قید ضمانت – گرفته و در روز عید از آن استفاده

در خود قرآن کریم مکرر از غیب و شهادت، خصوصا از غیب، یاد شده است. ایمان به غیب رکن ایمان اسلامی است: الذین یومنون بالغیب؛ آنان که به غیب ایمان می آورند (بقره/۳). و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو؛ خزائن غیب نزد اوست و جز او کسی به

علمای اسلام اصطلاحی دارند، می گویند برخی از مردم مستضعفین و یا مرجون لامر الله می باشند. مستضعفین یعنی بیچارگان و دستنارسان، مرجون لامر الله یعنی کسانی که درباره آنها باید گفت کار اینها با خداست، خداوند خودش به نحوی که حکمت و رحمتش ایجاب می کند عمل خواهد کرد.

قرآن کریم، مقررات الهی را قوانین نیرومند و قوی معرفی می کند و تأثیر پول و پارتی و زور را در محکمه عدل الهی نفی می نماید. در قرآن از پول به عنوان عدل از ماده عدول ، زیرا وقتی که به عنوان رشوه داده شود سبب عدول و انحراف

بحث درباره اثبات معاد از طریق عادل بودن خدا نیست بر عکس، بحث درباره ایراد و اشکالی است که از نظر عدل الهی بر کیفیت مجازاتها و کیفرهای اخروی وارد می گردد. گفته می شود مجازات های اخروی به شکلی که نقل می شود مخالف عدل الهی است! زیرا در

در امالی صدوق آمده است: «إذَا أَرَادَ اللَهُ أَنْ یَبْعَثَ الْخَلْقَ أَمْطَرَ السَّمَآءُ عَلَی الاْرْضِ أَرْبَعِینَ صَبَاحًا، فَاجْتَمَعَتِ الاْوْصَالُ وَ نَبَتَتِ اللُحُومُ؛ چون خداوند اراده فرماید که مردم را برای قیامت محشور کند، چهل شبانه روز آسمان بر زمین باران ببارد؛ و در اینصورت، اجزاء و اعضاءِ بدنها به هم

حسن فعلی برای پاداش اخروی عمل کافی نیست، حسن فاعلی هم لازم است. حسن فعلی به منزله تن و حسن فاعلی به منزله روح و حیات است و بیان کردیم که ایمان به خدا و روز رستاخیز، شرط اساسی و لازم حسن فاعلی است و این شرطیت یک شرطیت قرار

شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب و ” علیینی ” پیدا کند این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام بگیرد. اگر کسی معتقد به قیامت نباشد و توجه به خدا نداشته باشد، عمل او وجهه ملکوتی نخواهد داشت و به تعبیر دیگر

در برخی احادیث وارد شده است که مشرکانی نظیر حاتم طائی با اینکه مشرکند، به خاطر کارهای خیری که در دنیا کرده اند معذب نخواهند بود و یا تخفیفی در عذاب آنها داده می شود. از روایات زیادی که در دست داریم کاملا می توان این مطلب را استفاده کرد:

اینکه گفته می شود که فرق رحمان و رحیم این است که رحمان مربوط به دنیا است و رحیم مربوط به آخرت، یا گفته می شود که رحمان شامل همه مردم اعم از کافر و مؤمن می شود اما رحیم تنها شامل حال مؤمنین می گردد توضیحش این است که

مسأله مورد بحث این است که آیا گناهان افراد مسلمان از لحاظ عقوبت مانند گناهان غیر مسلمانان است یا نه؟ طرح مسأله گناهان غیر مسلمان، از آن نظر که یک عقیده علمی بشمار می رفت ضرورت داشت ولی طرح این مسأله، یک ضرورت عملی است، زیرا یکی از عوامل انحطاط

دنیا دار تکلیف است و آخرت دار جزا. حضرت امیر فرمود: «و ان الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل؛ امروز روز عمل است و حسابی در کار نیست، و فردا روز حساب است و امکان عمل نیست» (نهج البلاغه، خطبه ۴۲). چرا؟ این یک امر

آنچه در حساب خدا مایه ارزش اعمال است کیفیت است نه کمیت. توجه نکردن به این نکته سبب شده گروهی از مردم در برخی از اعمال فوق العاده با ارزش اولیاء خدا وقتی که حجم اجتماعی آنها را کوچک دیده اند افسانه سازی کنند. مثلا درباره انگشتری که امیرالمؤمنین علی

تاریخ نشان می دهد که در برابر توحیدی که پیامبران الهی از فجر تاریخ به آن دعوت می کرده اند، انواع شرکها نیز وجود داشته است. الف. شرک ذاتی بعضی از ملل به دو ( ثنویت) یا سه ( تثلیث ) یا چند اصل قدیم ازلی مستقل از یکدیگر قائل

قرآن کریم عذاب کفار و منافقین را از سوی خداوند دانسته و بر همین اساس راجع به منافقین در سوره منافقون آیه ۳ می فرماید: «ذ ‘ لک بأنهم ءامنوا ثم کفروا فطبـع علی ‘ قلوبهم فهم لا یفقهون؛ ای پیامبر! اینچنین است به علت آنکه آنها ایمان آوردند و

حکمت مجازات در این دنیا یکی از دو چیز است : ۱- یا تشفی است، عقده خالی شدن است، که خود عقده خالی شدن هم یکی از این جنبه است که ناراحتی فرد سلب می شود، و دیگر از این جنبه که اگر عقده در کسی که ظلم بر او