شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها

شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها

 پس بقاى آن حـضـرت بـعد از پدر بزرگوار خود، نود وپنج روز بوده . واگرچه در روايت معتبر وارد شـده اسـت كـه مـدت مـكـث آن مخدّره بعد از پدر خود در دنيا هفتاد وپنج روز بوده لكن توان وجـهـى بـراى آن ذكـر كـرد بـه بـيـانـى كـه مـقـام ذكـرش در ايـنـجا

شهادت حضرت ابوالفضل العبّاس عليه السّلام

شهادت حضرت ابوالفضل العبّاس عليه السّلام

حضرت عبّاس عليه السّلام كه اكبر اولاد اُمُّالبَنين وپسر چهارم اميرالمؤ منين عليه السّلام بود و كُنْيَتش ابوالفضل و مُلَقّب به (سقّا) و صاحب لواى امام حسين عليه السّلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتى زيبا داشت كه او راماه بنى هاشم مى گفتند و چندان جسيم و بلند

شهادت اميرالمومنين عليه السلام

شهادت اميرالمومنين عليه السلام

مـشـهـور ميان علماى شيعه آن است كه در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سنه چهلم از هجرت در وقـت طـلوع صـبح حضرت سيّد اوصياء على مرتضى عليه السّلام از دست شقى ترين امّت ابـن مـلجـم مـرادى لعين ، ضربت خورد و چون ثُلثى از شب بيست و يكم آن ماه

شهادت امام محمّد تقى عليه السلام

شهادت امام محمّد تقى عليه السلام

مـكشوف باد كه چون ماءمون حضرت جواد عليه السلام را بعد از فوت پدر بزرگوارش به بغداد طلبيد و دختر خوب را تزويج آن حضرت نمود، آن جناب چندى كه در بغداد بود از سوء معاشرت ماءمون منزجر گرديد از ماءمون رخصت طلبيد و متوجه حج بيت اللّه الحرام شـد

شهادت امام باقر عليه السّلام

شهادت امام باقر عليه السّلام

مؤ لف گويد: كه من در اين فصل اكتفا مى كنم به آنچه علامه مجلسى در  جلاءالعيون  نگاشته ، فرموده : سيد بن طاووس رضى اللّه عنه روايت كرده است به سند معتبر از حـضرت صادق عليه السلام كه در سالى از سالها هشام بن عبدالملك به حج آمده در

شهادت امام على نقى عليه السلام

شهادت امام على نقى عليه السلام

بدان كه سال شهادت آن حضرت به اتفاق ، در سنه دويست وپنجاه وچهار هجرى بوده ودر روز وفـات اخـتلاف است . جمله اى از علما روز سوم ماه رجب را اختيار كرده اند وبنابر آنكه ولادت آن حـضـرت در سـنـه دويـسـت ودوازده بـاشـد سـن شـريـفـش ‍در وقـت وفـات قـريـب

سگى بر روى جنازه

سگى بر روى جنازه

صاحب فضيلت تقوا و ايمان ، مرحوم دكتر احمد احسان كه سالها مقيم كربلا بود و چند سال آخر عمرش مجاور قم بود و در همانجا مرحوم و مدفون گرديد تقريبا در 25 سال قبل در كربلا نقل فرمود كه روزى جنازه اى را ديدم كه جمعى اورا به حرم

زنده شدن پس از مرگ

زنده شدن پس از مرگ

 از مرحوم آقاميرزا محمود شنيدم كه فرمود در نجف اشرف مرحوم آقا شيخ محمد حسين قمشه اى كه از فضلا و تلاميذ مرحوم سيد مرتضى كشميرى بود مشهور شده بود كه ((از گور گريخته )) و سبب اين شهرت چنانچه از خود آن مرحوم شنيدم اين بود كه ايشان در

طنز 20

طنز 20

اللهم الرزقنا توفيق الپارتي وقتي آشپز مراعات حال برادران سنگين وزن _ هيكل تداركاتي _ را مي‌كرد و غذايشان را يك كم چرب‌تر مي‌كشيد، يا ميوه‌ي درشت‌تري برايشان مي‌گذاشت، هر كس اين صحنه را مي‌ديد، به تنهايي يا دسته جمعي و با صداي بلند و شمرده شمرده شروع مي‌كردند به

در قصه هود عليه السلام و قوم او عاد است

در قصه هود عليه السلام و قوم او عاد است

ابن بابويه و قطب راوندى گفته اند: هود پسر عبدالله پسر رياح پسر جلوث پسر عاد پسر عوض پسر سام پسر نوح عليه السلام است . و بعضى گفته اند: اسم هود عابر است و پسر شالخ ارفخشد پسر سام پسر نوح است . و ابن بابويه رحمة الله گفته

در قصه هاى حضرت شعيب عليه السلام

در قصه هاى حضرت شعيب عليه السلام

در نسب آن حضرت خلاف است : بعضى گفته اند شعيب فرزند نوبه فرزند مدين فرزند ابراهيم عليه السلام است ؛ بعضى گفته اند اسم پدر آن حضرت نويب است ؛ بعضى گفته اند شعيب پسر ميكيل پسر سيحب پسر ابراهيم عليه السلام است ، و مادر ميكيل دختر لوط

در بيان وفات حضرت آدم عليه السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه السلام ، واحوال آن حضرت است

در بيان وفات حضرت آدم عليه السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه السلام ، واحوال آن حضرت است

به اسانيد صحيحه و معتبره از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه حق تعالى عرض كرد بر آدم عليه السلام نامهاى پيغمبران و عمرهاى ايشان را، پس رسيد به نام حضرت داود عليه السلام ، ناگاه عمر او را چهل سال يافت ،

بيان نوادر اخبار غير پيغمبران از بنى اسرائيل و غير ايشان است

بيان نوادر اخبار غير پيغمبران از بنى اسرائيل و غير ايشان است

شيخ طبرسى رحمه الله و غير او از مفسران از ابن عباس روايت كرده اند كه : عابدى در ميان بنى اسرائيل بود كه او را برصيصا مى گفتند و سالها عبادت پروردگار خود مى كرد تا آنكه مستجاب الدعوه شد و بيماران و ديوانگان را نزد او مى آوردند

در بيان مواعظ و احكام و وحيها كه برحضرت سليمان نازل گرديده و نوادر احوال آن حضرت است تا وفات او و آنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد

در بيان مواعظ و احكام و وحيها كه برحضرت سليمان نازل گرديده و نوادر احوال آن حضرت است تا وفات او و آنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد

حق تعالى مى فرمايد كه و داود و سليمان اذ يحكمان فى الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم و كنا لحكمهم شاهدين * ففهمناها سليمان و كلا آتينا حكما و علما و ياد كن داود و سليمان را در وقتى كه حكم مى كردند در زراعت در هنگامى كه در

در بيان مامور شدن ابراهيم عليه السلام به ذبح فرزندش

در بيان مامور شدن ابراهيم عليه السلام به ذبح فرزندش

به سند حسن بلكه صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه : جبرئيل نزد زوال شمس روز هشتم ذيحجه به نزد حضرت ابراهيم عليه السلام آمد و گفت :اى ابراهيم !سيراب شو، يعنى آب تهيه كن براى خود و اهل خود، و در آن وقت ميان

در بيان قصه هاى حضرت الياس و يسع و اليا عليهم السلام

در بيان قصه هاى حضرت الياس و يسع و اليا عليهم السلام

ابن بابويه رحمه الله از ابن عباس روايت كرده است كه : حضرت يوشع بن نون بعد از حضرت موسى عليه السلام بنى اسرائيل را در شام جا داد و بلاد شام را در ميان ايشان قسمت نمود، يك سبط ايشان را فرستاد به زمين بعليك و آن سبطى بودند

در بيان قصه هاى ارميا و دانيال و عزیر عليهم السلام و غرائب قصص بخت نصر است

در بيان قصه هاى ارميا و دانيال و عزیر عليهم السلام و غرائب قصص بخت نصر است

حق تعالى مى فرمايد او كالذى مر على قريه وهى خاويه على عروشها  كه ترجمه لفيظش آن است كه : آيا ديده ايد مانند كسى كه گذشت بر قريه اى كه آن خالى بود و ديوارهايش بر سقفهايش افتاده بود و خراب شده بود؟، بعضى گفته اند او عزير بود

در بيان قصه قوم سباء و اهل ثرثار است

در بيان قصه قوم سباء و اهل ثرثار است

حق تعالى مى فرمايد كه لقد كان لسباء فى مسكنهم آيه جنتان عن يمين و شمال كلوا من رزق ربكم اشكروا له بلده طيبه ورب غفور يعنى بتحقيق كه بود قبيله سبا را در مسكنهاى ايشان و شهر ايشان آيتى و حجتى بر وجود حق تعالى و كمال قدرت و

در بيان قصه حنظله عليه السلام و اسحاب رس است

در بيان قصه حنظله عليه السلام و اسحاب رس است

به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : شخصى از اشراف قبيله بنى تميم كه او را عمرو مى گفتند به خدمت حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه آمد پيش از شهادت آن حضرت به سه روز و گفت : يا امير المؤمنين ! مرا

بيان قصه حضرت ذوالكفل عليه السلام است

بيان قصه حضرت ذوالكفل عليه السلام است

به سند معتبر از امامزاده عبدالعظيم رحمه الله منقول است كه به خدمت امام محمد تقى عليه السلام نوشت سؤ ال نمود كه : ذوالكفل چه نام داشت ؟ آيا پيغمبر بود يا نه ؟ آن حضرت در جواب نوشتند كه : حق تعالى صد و بيست و چهار هزار

در بيان قصه حضرت خالد بن سنان عليه السلام است

در بيان قصه حضرت خالد بن سنان عليه السلام است

به سندهاى معتبر از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام منقول است كه : روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله نشسته بودند ناگاه زنى به خدمت آن حضرت آمد پس آن حضرت او را مرحبا فرمود و دستش را گرفت و او را بر روى

در بيان قصه هاروت و ماروت است

در بيان قصه هاروت و ماروت است

حق تعالى مى فرمايد و ما انزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت  گفته اند: مراد آن است كه : شياطين تعليم مى كردند مردم را آنچه فرستاده شده بود از سحر بر دو ملك كه در زمين بابل بودند كه نام ايشان هاروت و ماروت بود ، و ما

در بيان قصص اشمويل و طالوت و جالوت است

در بيان قصص اشمويل و طالوت و جالوت است

حق تعالى در قرآن مى فرمايد الم تر الى الملاء من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكا نقاتل فى سبيل الله  آيا نظر نمى كنى در قصه اشراف بنى اسرائيل بعد از موسى در وقتى كه گفتند به پيغمبرى از براى ايشان كه :

جسد سالمى از 1300  سال قبل به دست آمد

جسد سالمى از 1300 سال قبل به دست آمد

در روزنامه كيهان پنجشنبه 3 مرداد 1353 شماره 9319 قضيه عجيبى ذكر شده كه عين مطالب آن اينجا درج مى گردد: در حفارى كه چند سارق ناشناس در يزد كردند، جسد سالمى از 1300 سال قبل به دست آمد.جسد متعلق به بى بى حيات يكى از زنان نامدار صدراسلام است

توفيق توبه

توفيق توبه

جناب آقا ميرزا ابوالقاسم مزبور از مرحوم اعتمادالواعظين تهرانى – عليه الرحمه – نقل نمود كه فرمود در سالى كه نان در تهران به سختى به دست مى آمد، روزى ميرغضب باشى ناصرالدين شاه به طاق آب انبارى مى رسد و صداى ناله سگهايى را مى شنود، پس ازتحقيق مى

در بيان بالا رفتن عيسى عليه السلام

در بيان بالا رفتن عيسى عليه السلام

حق تعالى فرموده است : اذ قال الله يا عيسى انى متوفيك و رافعك الى و مطهرك من الذين كفروا . يادآور وقتى را كه حق تعالى فرمود: اى عيسى ! تو را مى گيرم و بلند مى كنم بسوى خود – يعنى آسمان – و پاك مى گردانم تو

در بيان احوال بعضى از پادشاهان زمين است

در بيان احوال بعضى از پادشاهان زمين است

چه نقل كرده است بعضى را ما در بابهاى سابق بيان كرديم و آنچه در آنجاها بيان نشده است در اينجا ذكر مى كنيم : فرمود: چون اشج بن اشجان پادشاه شد و او را كنيس مى گفتند دويست و شصت و شش سال پادشاهى كرد، و در سال پنجاه

تشریح فضای پس از مرگ

تشریح فضای پس از مرگ

● تشریح فضای پس از مرگ ▪ شخصی اطلاعات این بخش برگرفته از یک تجربه شخصی است. نوشته های زیر برگرفته از یادداشت های شخصی من است: امروز نزدیک به دوسال است که ماهایوگا کار میکنم ، روشی برای بررسی و رسیدن به خود بزرگ درون خویشتن. من استاد شری

ترس از آخر كار

ترس از آخر كار

جناب آقاى منوچهر موريسى سلمه اللّه تعالى داستانى طولانى نقل نمودند كه خلاصه اش آن است كه اوقاتى كه ايشان در حومه لارستان در قريه اسير به آموزگارى مشغول بودند جوانى به نام احمد از اهل آن قريه مريض سخت و محتضر آماده مرگ  مى شود پس در حالت احتضارش

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید