
مسئله ایمان و شک از دیدگاه پُل تیلیش
مقدمه تیلیش را همه به دشوارنویسى و بلکه مبهم گویى مى شناسند. این که چه عاملى در این کار بوده مدنظر ما نیست، اما این هست که اولا ما با این مشکل چه مى کنیم؟ و دیگر این که از ورود به این مضیقه در طلب چه ایم؟ با مشکل
310 مقاله

مقدمه تیلیش را همه به دشوارنویسى و بلکه مبهم گویى مى شناسند. این که چه عاملى در این کار بوده مدنظر ما نیست، اما این هست که اولا ما با این مشکل چه مى کنیم؟ و دیگر این که از ورود به این مضیقه در طلب چه ایم؟ با مشکل

هدف از این پژوهش استنباط حکم شرعی «اهانت» به بزرگترین شخصیت دین مسیحیت، حضرت عیسی مسیح ـ علی نبینا و آله و علیهالسلام ـ از درون «سنّت مسیحیت» است. در این زمینه، نخست ارزش و اهمیت «سنّت» در بین مذاهب مسیحی و دیدگاه کاتولیکها درباره استمرار و تداوم سنّت بررسی

تجلی نجاتبخش «امر مطلق»، یا «حقیقت» است یا «حضور»، بیآنکه هیچگاه منحصراً این یا آن باشد. زیرا حقیقت ملازم حضور است، و حضور ملازم حقیقت. سرشت دوگانه همه تجلیات خدا بر انسان (theophany) ناشی از همین امر است؛ مثلاً، مسیح در اصل تجلّی حضور الهی است، و در عین حال

(و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد).[۲] (انجیل یوحنّا, باب اوّل, آیه ۱۴). این بى همتایى غیر قابل قبول را مسیحیّت در قلب یکى از آموزه هاى کانونى خودش اطلاق بخشیده است, آموزه اى که مدّعى است خداوند در یک موضع و جایگاه و تنها در یک جا,

نظریه بنیادین مسیحیت مدرن این است که جنگ بندرت توجیه شده است و باید از آن اجتناب کرد، مگر این که شرایط جنگ عادلانه فراهم شده باشد. یک فرد مسیحی ممکن است اعتقاد داشته باشد که شواهد و استدلالهای مورد نیاز برای حمایت از جنگ متعالیتر از شواهدی است که

کمتر از یک ماه از درگذشت ژان پل دوم، و کمتر از ده روز از انتخاب یوزف راتسینگر به مقام پاپى نگذشته است. همین زمان کوتاه، ناظران و تحلیلگران دینى و بین المللى را در اندیشه فرو برده است که شأن و جایگاه دستگاه واتیکان در زمان رهبرى او چه

زندگى در جهانى که در آن دادگرى حاکم باشد، یکى از آرزوهاى بزرگ زمان ماست. با این حال در پایان قرن حاضر هنوز بخش بزرگى از انسانها در شرایط غیر انسانى زندگى مىکنند. با وجود پیشرفتهاى محدود، وضعیت در دهههاى گذشته بهتر نشده است و شکاف میان کشورهاى فقیر و

برای آنکه یک دین باطنا دین حقیقی تلقی شود – و حقیقی بودن دین از لحاظ ظاهری متوقف است بر عناصر ظاهری خاصی که نمی تواند حقیقتا در خارج از دیدگاه خودشان به کار برده شود – باید متکی بر آموزه ای (۳) کاملا کافی و وافی درباره امر مطلق

ایمان مسیحی، ایمان به تاریخ قدسی است و مدرنیته، وضعیت دور شدن از این تاریخ قدسی و روی آوردن به تاریخ عرفی و بر هم خوردن آرامش گذشته و پیدا شدن تعارض میان درون و بیرون انسان مؤمن است. ایمان مسیحی، ایمان به تاریخ قدسی است و مدرنیته، وضعیت

اشاره : واژه سنّت در لغت داراى دو معناى مختلف است; این واژه دال بر «مضمون منتقل شده» از عصرى به عصر دیگر است. همچنین این واژه بر «روش انتقال» دلالت دارد که مشخصه آن، ثبات نسبتاً تمام و کمال است. وجود سنّت، واقعیت مشترک همه جوامع بشرى است. تداوم

اشاره موضوع این مقاله، بررسی جایگاه سنت در مسیحیت است. نویسنده ابتدا نگرش بنیانگذار مسیحیت به سنت یهودی را بررسی میکند و سپس این سؤال را مطرح میکند که آیا عیسی (علیه السّلام) نیز همچون بنیانگذاران ادیان دیگر به دنبال تأسیس یک سنت جدید بوده است یا اساساً یک دیدگاه

چکیده: روابط پیچیده مسیحیت و فلسفه را از سه زاویه مى توان بررسى کرد: از طریق بررسى مسائلى که در مقابل فلسفه دین مسیحیت قرار دارد; از طریق بررسى تأثیر خداشناسى مسیحیت بر فلسفه غرب و تدابیر و راه حلهایى که براى حل مسائلى فراهم مى کند که در آن

ادیان به مقدسات مى اندیشند. مقدسات ادیان بى شمارند و یکى از آنها زبان است. ادیان یک یا چند زبان را، در یک یا چند زمان، به یک یا چند درجه، مقدس معرفى مى کنند. این مقاله نکاتى را در باب زبان مقدس ادیان یادآورى مى کند.ادیان صحنه مقدسات هستند.

جنبش دینی نهادینه شده ای است که اعضای آن سعی دارند اعمالی را انجام دهند که فراتر از چیزی است که از مردم عادی و نیز رهبران دینی شان انتظار می رود. افراد راهب، چون غالباً مجرد و همگی زاهدند، خود را از اجتماع جدا می کنند، بدین سبب یا

منزلت «هیرونوموس» در اندیشه قرون وسطی فرهنگ و تمدن غربی در هر دوره ای از ادوار تاریخ، ابتدا در باورها و اندیشه های افرادی تبیین شده است. اگر تاحدودی میتوانیم فرهنگ و تمدن آتنی را، با شناخت اندیشه های سقراط، افلاطون و ارسطو بشناسیم، فرهنگ و تمدن دوران تجدید حیات

روح القدس (Holy Spirit) در الاهیاتِ مسیحى شخص سوم تثلیث مقدس است که متمایز از پدر و پسر و در عین حال هم ذات و هم شأن با آنها و همچون آنها ابدى است و به تمام معنا خدا است. اعتقاد بر این است که نحوه انتقال روح القدس در

* رنسانس سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ غرب است، از آنرو که هنرها، ادبیات و… بعد از قرنها فراموشی و میرایی، دوباره جان گرفت و زنده شد؛ البته با محوریت انسان و جایگزینی انسان به جای خدا و مادیت به جای معنویت. این دوره، با اصلاح دینی و سپس، استعمار

تاریخ کلیساى کاتولیک گویاى این مطلب است که آموزه «معصومیت» یک مسئله حادث است و به پس از دوره حواریان برمى گردد. در هیچ جایى از کتاب مقدّس و مکتوبات دیگر دوره اولیه مسیحیت، این آموزه به صورت یک اصطلاح بیان نشده است و در هیچ سند مکتوبى نمى توان

جبرگرایی، نتیجه ای ممکن و آشکار از تعریف مقام الوهی یا خدا در بیشتر نظامهای الاهیاتی است. این نظامها به طور معمول خدا را وجودی می دانند که قادر و عالم مطلق است و علم مطلق او شامل پیش آگاهی او از همه حوادث آینده می شود. به نظر می

نویسنده در این مقاله به بررسى نظریات توماس آکویناس درباره تعلیم مقدس مىپردازد. منظور او از تعلیم مقدس همه علوم و معارفى است که معلم آنها خداست و کتاب مقدس شایسته این عنوان است. آکویناس بر این باور است که براى رستگارى انسان ضرورى استحقایق خاصى که فراتر از عقل

در این نوشتار برآنم که به یک پرسش به ظاهر پیش پا افتاده که پیش از این بارها عالمانِ جنبش هاى نوپدید دینى از آن بحث کرده اند، پاسخ گویم[۱]. یک جنبش نوپدید دینى چیست؟ به رغم این واقعیت که در بى شمارى از سخنرانى ها از جمله دو سخنرانى

تثلیث: آموزه اى بنیادین در الهیات مسیحى، مبتنى بر الوهیت خداى سه گانه پدر، پسر و روح القدس.تثلیث، در لغت به معناى سه گوشه کردن و بر سه بخش کردن چیزى آمده است[۱] و در الهیات مسیحى به معناى آموزهاى است که الوهیت خداى سهگانه پدر، پسر و روحالقدس را

ارتباطات میان فلسفه و مسیحیت در طول بیست قرن آینه تمام نمایى از تضاد و تنش منازعه پیلاطوس با این ادعاى مسیح است که او نشانه حقیقت است[۱]. در دوران جدید، لازمه سنجه هاى عقلانیت دوره روشنگرى آن بود که اعتقادات دینى در صورتى به لحاظ فلسفى معتبرند که بر

به عنوان یک اروپایی ساکن در امریکا شاهد افزایش چشمگیری در تعاطی فرهنگ های متمایز هستم . بسیاری از ارزش های مسلم برای انسان وقتی که مجبور به زندگی در جامعه ای با فرهنگ متفاوت است باید تغییر کند. در اینجا علی رغم وجود ۹۲درصد اشتراک زبانی در حدود ۸۰

با وجود اختلاف نظرى که در مسلک هاى کاتولیک، ارتدکس و پروتستان مشاهده مى شود اما مسأله تثلیث در همه این مسلکها وجود دارد به نحوى که مهمترین شاخصه دین مسیحى را باید در این امر جستجو کرد و محور تعالیم این دین به شمار آورد. علی گلایری(۱) در این

واژه «تجدد» modernity یکى از واژههاى چترگونه است که مىتواند معانى متعدد و حتى گوناگون را در برداشته باشد. آن گونه که اخیرا در کتابى از لویى دوپره Luis dupre با نام گذار به تجدد (۱) Passage to modernity آمده است، «تجدد حادثهاى است که رابطه بین هستى، منشا متعالى

برّه خدا Lamb of God: لقبى که یحیاى معمدان، عیسى را بدان توصیف کرد و در کتاب مکاشفه به عنوان نماد مسیح مطرح شده که به مثابه فدیه گناه، قربانى شد. شاید بتوان گفت که در وراى این اصطلاح در یوحناى یک، نفوذ و تأثیر اسحاق، بنده رنج کشیده خدا،

اشاره از دیدگاه کلیساى کاتولیک، خدا از راه القاى تدریجى سرّ خاصش به صورت اعمال و کلمات، خود را بر آدمى آشکار ساخته است. از آنجاکه کتاب مقدس به الهام الاهى نوشته شده، کتاب مقدس در حقیقت کلام خداست. به بیان دیگر، خدا مؤلف کتاب مقدس است; زیرا او آیات

هیچیک از کسانی که دربارهی گرایشهای مختلف مسیحی یهودی قلم زدهاند، تاریخی کهنتر از عصر اصلاح دینی برای آن (مسیحیت یهودی)، نیافتهاند. پس از آن، پوریتنها، علاوه بر حفظ تئورکِ لزوم شکلیابی دولت یهودی، آن را به عرصهی عمل سیاسی صهیونیسم مسیحی آوردند و سرانجام، با پایانجنگ جهانی دوم و

بحث تهمت ها و تحریف ها در ایقان بحثی دامنه دار است که یک نمونه آن را در مورد قرآنکریم در قسمت قبلی به عرض شما رساندیم.اینک یک نمونه هم از این نوع رفتار در ایقان رادر مورد کتاب عهد جدید (انجیل) که هم تهمت به عیسی علیه السلام است