در بهائيت دست بوسيدن و برپاي افتادن و سجده و تعظيم نمودن نهي شده است ، شايد اين موضوع از نظر برخي افراد بي اهميت باشد ، ولي از آنجايي که در مهمترين کتاب بهائيان يعني کتاب اقدس ، اين مسئله مطرح شده است ، لذا ما نيز در اين بخش قصد داريم به بررسي اين موضوع بپردازيم.
بهاء الله در کتاب اقدس بيان کرده:
” قَدْ حُرِّمَ عَلَيْکُمْ تَقْبِيْلُ الْاَيَادِي فِي الْکِتَابِ هَذَا مَا نُهِيْتُمْ عَنْهُ مِنْ لَدُنْ رَبِّکُمُ الْعَزِيْزِالْحکَّامِ ”
(کتاب اقدس- بهاء الله- صفحات 29 و 30)
يعني تحريم شده است بر شما بوسيدن دستها و اين چيزيست که از جانب خداوند عزيز و حکم دهنده منهي شده است.
عبد الحميد اشراق خاورى(مبلغ بهائي) نيز در تقريرات درباره كتاب مستطاب اقدس آورده:
“پيشوايان ديني و علماي اغلب اديان مختلفه اي که امروزه در عالم هستند ، يکي از شئون آنها اين است که دست خود را در معرض بوسيدن مريدان خود قرار مي دهند …در اين امر مبارک مي فرمايند ، دست بوسي قدغن است و در کتاب الهي حرام شده است ، بوسيدن دست نفوس به هر عنواني که باشد . اين نهي از طرف پروردگار عزيز و حکم کننده است .
(تقريرات درباره كتاب مستطاب اقدس – عبد الحميد اشراق خاورى – صفحه ?? )
اينجا ذکر شده:”بوسيدن دست نفوس” پس استثنائي وجود ندارد.
براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه مي توانيد به کتاب گلزار تعاليم بهائي ، صفحه 405 رجوع کنيد.
در اين ارتباط لازم است دو نکته بيان گردد:
1- اولاً بوسيدن دستهاي اشخاص پرهيزکار و دانشمند از لحاظ تجليل مقام علم و تقوي در نظر اسلام مانعي ندارد ولي در مسلک بهائيت بوسيدن دست حرام شده است.
2- ثانياً زمانيکه به کتب و منابع بهائي رجوع مي کنيم ، به مواردي بر مي خوريم که با اين دستور متناقض است ، به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف) بهاء الله بيان کرده:” دست قاتل را بايد بوسيد . ”
( کتاب درياى دانش – بهاء الله- صفحه ??? )
اين عبارت در صفحه ??? کتاب خاطرات مالميري ، نوشته حاج محمد طاهر مالميرى نيز آمده است.
اين مطلب بالا را مي توان جزء غير منطقي ترين بيانات بهاء الله محسوب کرد !
ب) حضرت عبدالبهاء غروب روز نهم رجب 1315 ه.ق طراز افندي را احضار فرمودند ، جناب طراز در خاطرات خود مي نويسد:وقتي به آستان مبارک رسيدم تعظيم کردم . سه مرتبه فرمودند ، بالام بيوز (به زبان ترکي است يعني بفرمائيد ) بعد اجازه دادند نشستم. سه نفر در حضور بودند منجمله يکى از پسرهاى آقاميرزامحمّدقلي بود حضرت عبدالبهاء يک شعر به زبان عربى خواندند و ترجمه فرمودند… برخاستند و مشى فرمودند. من ايستاده بودم و با وجود سردى هوا عرق مىريختم و اعضاء مرتعش بود. باز هم عنايات مخصوص نسبت به من نمودند و آخرالامر به سمت من توجّه نموده و به يک قدرت و عظمتى اين بيان را فرمودند: انشاءالله روزى ببينم خونت را در راه جمال مبارک مىريزند. طرازافندى باشنيدن اين بيان از فرط سرور بر اقدام مبارک افتاد و بر اقدام و دستهاى مبارک بوسه زد …
( کتاب طراز الهى – جلد 1- نگارش پريوش سمندرى خوشبين- صفحه ???)
ج) در يکي از فيلم هاي سفر عبدالبها به آمريکا نشان مي داد که علاقه مندان و مومنين به بهائيت ، دستان ايشان را مي بوسيدند و ايشان هم هيچ ممانعتي نمي کرد!
اين فيلم در لينک زير قرار دارد:
http://www.h-net.org/~bahai/index/diglib/media.htm
يکي از تصاوير اين فيلم را در اين بخش قرار مي دهيم:
واقعاً اگر دست بوسيدن و برپاي افتادن و سجده و تعظيم نمودن در بهائيت نهي شده است ، پس چرا جناب عبدالبهاء اجازه مي دهند که افراد دستشان را ببوسند و جلويشان تعظيم کنند؟! اگر بوسيدن دست نفوس به هر عنواني که باشد ، جايز نيست ، پس چرا بهاء الله بيان کرده که دست قاتل را بايد بوسيد ؟! آيا اين کار باعث تشويق قاتل نمي شود؟!
نويسنده: مينو هاشمي