احکام اجتهاد و تقلید(۱)

احکام اجتهاد و تقلید(1)

یکى از مباحث اصولى و فقهى، مسئله اجتهاد و تقلید است که غالب علماى اسلامى رساله مستقلى درباره آن نگاشته اند. پیش از ورود به بحث، ضرورى است معناى لغوى و اصطلاحى اجتهاد و تقلید دانسته شود و سپس به مقولات دیگر پرداخت.

مفهوم لغوى و اصطلاحى اجتهاد و تقلید
اجتهاد در فرهنگ لغت، به مفهوم سعى بلیغ و تلاش بى دریغ و کوشش مستمر و پیوسته براى دست یابى به هدف است،۱ و نیز تلاش توأم با رنج و سختى را گویند.۲ و در اصطلاح یعنى داشتن قدرت علمى بر استنباط احکام دینى از ادله و منابع مربوط به آن.۳

تقلید در لغت، به معناى قلاده بر گردن دیگرى انداختن، گردن بند به گردن انداختن، و در امور شرعى و عبادات، از مجتهدى تقلید کردن است.۴ و در اصطلاح، التزام عملى به فتواى مجتهد یا تطبیق وظایف دینى مطابق با فتواى مجتهد زنده است۵; به عبارت روشن تر: عمل کردن به فتواى مجتهد را در احکام شرعى، تقلید مى گویند.

قلمرو تقلید
تقلید منحصر در فروع دین است و به اجماع فقیهان، تقلید در اصول عقاید (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) جایز نمى باشد، زیرا در اصول عقاید، رسیدن به قطع و یقین با براهین عقلى و منطقى شرط است نه با تقلید و تعبد.

البته تصحیح عقاید بلکه تحقیق در این گونه مسائل به تنهایى امکان ندارد; انسان لازم است به کتاب هاى کلامى و فلسفى مراجعه کرده تا از تحقیقات دانشمندان نیز بهره گیرد.

ولى این گونه مراجعات و مطالعات از مقوله تقلید اصطلاحى نیست، بلکه از مقوله تحقیق و تفحص به شمار مى رود.

گرچه تقلید از مجتهد نیز یک نوع تقلید عالمانه و آگاهانه است نه تعبد محض، ولى تحقیق مستقل به حساب نمى آید. آنچه در اسلام ممنوع است، تقلید کورکورانه و ناآگاهانه در امور منفى و ناپسند است; مانند لباس هاى بدن نما پوشیدن یا همچون غربیان سلوک کردن.

تقلید از مجتهد، در واقع رجوع به متخصص آگاه است، زیرا شخص مکلف مى داند یک سلسله احکامى را باید انجام دهد و یک سلسله احکامى را باید ترک کند. براى این که یقین کند به تکالیفش عمل کرده است سه راه بیشتر ندارد:

۱. یا باید خودش، مجتهد باشد و پس از طى مقدمات و تفحص در قرآن و سنت و قواعد فقه و اصول، مسائل شرعى را یکى پس از دیگرى استخراج کرده و به آن عمل کند;

۲. راه دوم این است که از تمام آراى فقیهان مطلع باشد و بر طبق فتوایى عمل کند که یقین کند طریقه احیتاط را در پیش گرفته و تکلیفش را انجام داده است.

۳. راه سوم این است که از مجتهدى آگاه و جامع الشرایط تقلید کند.۶

مرحوم سید کاظم یزدى در عروهالوثقى درباره قلمرو تقلید چنین مى فرماید: هر مکلف که به سن رشد و بلوغ عقلانى و جسمانى رسیده باشد، در عبادات و معاملات (خرید و فروش) اگر مجتهد نباشد و شیوه عمل به احتیاط را ندارد، باید از مجتهد جامع الشرایط تقلید نماید. در موضوعات ضرورى و بدیهى مانند وجوب نماز، روزه، حج، جهاد، خمس و زکات، نیازى به نقلید نمى باشد، چرا که هر مکلفى مى داند این موضوعات واجب اند.

فلسفه تقلید
تقلید به معنایى که ذکر شد، یک شیوه عقلایى است که تمام عاقلان و حکیمان آن را پذیرفته اند. تمام افراد بشر براى برطرف کردن احتیاجات ضرورى خود که نمى توانند آن را تأمین کنند، باید به فرد خبره و متخصص آن مراجعه کنند; به عنوان مثال کسى که بیمار است براى درمان خود باید به پزشک مراجعه کند. در خصوص احکام شرعى نیز باید به فقیه جامع و متخصص رجوع کرد.
این مسئله، یک سیره و سنت اجتماعى در میان عقلا و خردمندان است که ادیان الهى نیز آن را پذیرفته و امضا کرده اند. در حدیثى آمده است: پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل مریض شد و تصمیم گرفت به طبیب مراجعه نکند. با خدا نجوا کرد که چون شفا و بیمارى از توست، به هیچ وجه به کسى جز تو مراجعه نخواهم کرد. وحى شد تا به دکتر مراجعه نکنى شفا نخواهم فرستاد، چرا که پیامبران و امامان معصوم باید براى بشر الگو باشند وگرنه خود عالم ترین افراد به علوم روز بودند.
ریشه و انواع تقلید
باید توجه داشت که روحیه تقلید در نهاد همه افراد بشر وجود دارد. به خصوص در جوانان که ظهور و نمادى روشن دارند. اما تقلید از یک منظر دو گونه است: گاهى تقلید ناآگاهانه و نادرست است; مانند تقلید بعضى جوانان از هنرپیشه هاى خارجى، بازیگران سینم، هیپى ه، انواع گروه هاى رپ، هوى متال و نظایر آن. این نوع تقلیدها نوعاً جنبه منفى قهرمانان را در نظر مى گیرد. گاهى نیز تقلید آگاهانه و عالمانه است; مانند تقلید در مسائل دینى که از نوع رجوع به متخصص است.
شهید مطهرى بحثى را تحت عنوان (تقلید ممنوع) در کتاب ده گفتار خویش آورده است که در این جا چکیده و خلاصه آن را براى غناى مبحث تقلید مى آوریم.
وى مى نویسد: تقلید ممنوع (حرام) عبارت است از پیروى کورکورانه و بدون دلیل از کسى که قرآن آن را مذمت کرده است. تقلید برخلاف برداشت عموم، سرسپردگى نمى باشد، بلکه باید مقلدان با چشم باز و تحقیق از خبرگان آگاه و یا به دلیل اشتهار قابل قبول، مرجع تقلید یا معلم اخلاقى را انتخاب کنند.
قرآن کریم عوام یهود را از آن رو توبیخ مى کند که بدون دلیل از هر عالمى پیروى مى کردند. امام صادق(ع) فرمود: عوام و علماى ما و عوام و علماى یهود از یک جهت فرق دارند و از یک جهت مثل هم هستند. اگر عوام ما همانند عوام یهود عمل کنند; یعنى دروغ گویى، رشوه گیرى، ناعدالتى، طرفدارى از وابستگان و دخیل کردن حب و بغض در کارها را از سوى عالمان خود ببینند و با وجود آن از آنها پیروى کنند، مذمت خداوند شامل حال آنان خواهد شد.

۱ـ فرهنگ عربى ـ فارسى، ماده جهد.

۲ـ مفردات راغب و اقرب الموارد.

۳ـ منتهى الاصول بجنوردى، ج۲، ص۶۳۰.

۴ـ فرهنگ فارسى عمید.

۵ ـ منتهى الاصول بجنوردى، همان.

۶ ـ براى اطلاع بیشتر، به بحث احکام تقلید در رساله هاى عملیه رجوع کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید