من از نجابت گلهای لاله سادهترم
شبیه پاکی لبخند مادرم…. پدرم
پدر که آمده از کربلا و سوغاتی اش
حریر چادری سادهایست روی سرم
هبوط کرد شبی که فرشته باران بود
و من که خیس عروجم که غرق بال و پرم
چقدر خاطره تعریف میکند مادر
چه نرم دست مرا میگرفت توی حرم
پدرکه شانه به شانه قدم قدم آرام
و السلامُ علیکم و …چشم های ترمکه میخکوب به درگاه چوبی خورشید
بدون بوسه از این بیتها نمیگذرمولی چه ساده گذشتم چه ساده تن دادم
به ابرهای سیاه و حسود دور و برم
چقدر دور شدم از نجابت مادر
چقدر دور شدم از اصالت پدرم
کسی نمانده که دستی بگیرد از دستم
پلی نمانده که نشکستهاست پشت سرم
ولی نخواه دلم را از این حرم بانو !
به هر محل بکشم مثل آبرو ببرم
اشعار حجاب (۱۱)
- خرداد 29, 1396
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 368 نفر
- برچسب ها : اشعار حجاب, حجاب, داستان, دانستنی ها, شعر, شعر حجاب
اشتراک گذاری این صفحه در :
چرا هر چقدر دعا می کنم اجابت نمی شود؟
۱۴۰۵/۰۴/۰۸
چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر عزاداری می کنیم؟
۱۴۰۵/۰۴/۰۶
راهکاری برای رهایی از عادت در عزاداریها
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
عزاداری معصومان برای امام حسین
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
عزاداری معصومان برای امام حسین
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
نقش حضرت عباس(ع) در کربلا
۱۴۰۵/۰۴/۰۱