از آغاز تا آواز!
پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
به این لطیفۀ پیرمرد چند بار میخندید؟
- No Comments
- تعداد بازدید 263 نفر
- برچسب ها : تعریف لطیفه, خندیدن, داستان ها و حکمت ها, عاشقانه و عالمانه, گذشته
اشتراک گذاری این صفحه در :
آشنايي با 11 خاصيت گل کلم
1405/06/19
آسپیرین، مفید برای 11 بیماری
1405/06/18
با ما حرف بزنید!
1405/06/17
رفتار آقایان در 9 ماه بارداری همسر
1405/06/15
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
5 نوشیدنی لاغرکننده
1405/05/26
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
1405/05/11