تنبیه

تنبيه

اگر دو برادر مثلا در یک خانه زندگى مى کنند و همسر هر یک از آن دو نسبت به برادر دیگر اجنبى است و مى خواهند زن این بآن و زن آن به این محرم شود تا نگاه کردن هر دو مرد بهر دو زن جائز باشد یک حیله شرعى دارد، و آن این است که این دو برادر دو دختر شیرخواره را بعقد خود در آورند و هر زن برادرى زن شیرخواره برادر دیگر را شیر کامل دهد قهرا مادر زن شوهر آن شیرخواره مى شود و محرم او مى گردد، و براى او جائز است باین زن نگاه کند، و از سوى دیگر عقد شیرخواره هم باطل مى شود زیرا شیرخواره هر یک دختر برادر او مى شود.

مساءله ۱ – اگر زنى فرزند دخترش را شیر دهد و بعبارت دیگر کودکى را جد مادریش شیر دهد دختر شیرده که مادر کودک است به شوهرش حرام مى شود، و نکاح میان آندو باطل مى گردد چه اینکه شیر در پستانش متعلق بپدر دخترش ‍ باشد و یا از شوهر دیگر، علتش این است که داماد این زن پدر شیر خواره است و همسر او دختر شیردهنده است و شیر دهنده جده شیر خواره ، و ما در سابق گفتیم که بر پدر شیرخواره حرام است با اولاد شیر دهنده ازدواج کند و چون ازدواجش از ابتداء جایز نیست استدامه اش نیز باطل است . (و در مثال بالا داماد وقتى با همسرش ازدواج کرد که همسرش فرزند مرضعه کودکش نبود ولى فعلا این عنوان را بخود گرفته و زن او و کودکش فرزند مرضعه شده اند پس ‍ عقدشان باطل مى شود) و همچنین اگر زوجه پدر دختر از شیر همان پدر، فرزند دختر او را شیر بدهد نکاح دختر حرام مى شود، براى اینکه در سابق گذشت که نکاح پدر شیر خواره با اولاد صاحب شیر حرام است (همچنانکه در مسئله قبلى زنى کودک دختر خود را شیر داد و در این مسئله کودک دختر شوهرش را شیر داد). و اما شیر دادن جده پدرى طفل یعنى اینکه زنى شیرخواره پسرش را شیر دهد. اشکالى پیش نمى آید، همچنانکه در مسئله قبلى هم که شیر خواره دخترش را شیر داده بود اگر بعد از مرگ دخترش و یا طلاق او و یا مرگ دامادش بود اشکالى ایجاد نمى کرد هر چند این اثر را داشت که اگر دختر زن شیرده مطلقه بوده شوهر قبلى یعنى پدر شیرخواره نمى تواند دوباره با او و یا با خواهرش بعد از مرگ مطلقه ازدواج کند.

مساءله ۲ – اگر کسى پسر نابالغ خود را با دختر نابالغ برادرش عقد ببندد آنگاه جده مادرى یا پدرى شان یکى از آن دو را شیر بدهد و این در جائى است که آن دو برادر یعنى پدر پسر بچه و پدر دختر بچه با دو خواهر ازدواج کرده باشند (و در نتیجه مادر دختر خاله پسر باشد و مادر پسر خاله دختر) همینکه شیر خوردن آن کودک بحد نصاب برسد عقدشان منفسخ گشته هر دو بهم نامحرم مى شوند، زیرا کودک شیر خوار چنانچه پسر بوده باشد و مادر پدرش او را شیر داده باشد کودک عموى زوجه خودش (همان دختر نابالغ ) مى شود و اگر مادر مادرش او را شیر داده باشد دائى زوجه خودش مى شود، و اگر آن شیرخواره دختر بوده در یک فرض عمه شوهرش و در فرض دوم خاله شوهرش مى شود پس ‍ بهرحال عقدشان باطل مى گردد.

مساءله ۳ – شیر دادنى که موجب بطلان عقد نکاح مى شود چند قسم است :

گاهى نکاح خود زن شیرده را باطل مى کند نظیر شیر دادن زن بزرگ انسان به زن کوچک و شیرخوار او که در مسئله چهاردهم گذشت ، و گاه مى شود که نکاح شیرخوار را باطل مى کند مانند مثال مسئله قبل ، و قسم سوم این است که نکاح شخص ثالث را باطل مى سازد مثل اینکه مادر مادرى فرزند دختر را شیر دهد که در اینجا نکاح واقعى بین دخترش و دامادش باطل مى شود، و ظاهر این است که در چنین فرضى زن (بیرون شده از حباله آن شوهر) مستحق تمامى مهریه اش مى باشد مگر در قسم اول که شیر دادن عقد شیرخوار را باطل مى کند که چون منفسخ شده عقد قبل از دخول بوده استحقاق مهریه محل تامل است ، و بهمین جهت نزدیکتر به احتیاط این است که شوهر آن شیرخوار از راه صحیح خود را رها سازد، بلکه احتیاط بصلح در همه صور خوبست هر چند که استحقاق اقرب است ، حال آیا در قسم سوم زن شیرده که باعث شده عقد شخص ثالث با شوهرش باطل شود و شوهرش مهریه را غرامت بدهد ضامن این غرامت هست یا نه ؟ دو قول است : اقوى آن است که ضامن نیست لکن نزدیکتر به احتیاط مصالحه است (یعنى هم زن شیرده بنحوى آن شوهر را راضى کند و هم آن شوهر مقدارى از غرامت پرداخته خود را از او بگیرد که او نسبت بآن طیب خاطر داشته باشد).

مساءله ۴ – در سابق گذشت که عناوینى که از راه ولادت و نسب موجب محرمیتند هفت عنوان است :
۱. مادران ، ۲. دختران ، ۳. خواهران ، ۴. عمه ها، ۵. خاله ها، ۶. دختر برادران ، ۷. دختر خواهران، حال اگر از طریق شیر دادن یکى از این عناوین پیدا شود آن نیز حرام است . همانطور که حاصل از طریق ولادت حرام بود، و در سابق مفصلا بیان شد که چگونه ممکن است از طریق شیر دادن این عناوین حاصل شود، و اما اگر از طریق شیر هیچیک از این هفت عنوان حاصل نشد لیکن عنوان خاصى پیدا شد که اگر از طریق ولادت پیدا شده بود مستلزم یکى از آن عناوین هفت گانه مى شد، مثل اینکه اگر زنى فرزند دخترش را شیر بدهد مادر دخترزاده اش مى شود و مادر فرزند دختر یکى از همان هفت عنوان نیست ، لکن اگر این مادرى فرزند دخترزاده من است قهرا همان دختر من مى شد و چون دختر یکى از آن هفت عنوان است پس آیا شیر دادن این زن حرمت آور است و او را دختر من مى سازد یا نه ؟ حق این است که نمى سازد و بعضیها گفته اند مى سازد و این همان نزاعى است که بعنوان عموم منزلت مطرح است ، و بعضى از بزرگان معتقد به آن بوده و ما در اینجا مثالهائى مى آوریم :اول – اینکه خانم شما با شیر شما (که در اثر حامله شدنش از شما در پستانش جوشیده ) برادر خودش را شیر دهد و در نتیجه آن کودک فرزند شما شود در حالیکه خانم شما خواهر همین کودک شما است ، حال آیا خانم شما بر شما حرام مى شود؟ چون خواهر پسر شما یا دختر شما است و یا ربیبه تو، هر کدامش که باشد بر تو حرام است و خانم شما بمنزله آن دو است ،؟ و یا خیر؟ کسیکه قائل به عموم منزلت است مى گوید: بلى حرام مى شود و کسیکه نظرش آن نباشد مى گوید خیر.دوم – اینکه همسرت با شیر تو برادرزاده خودش را شیر دهد و در نتیجه برادرزاده او پسر تو باشد، در حالیکه همسر تو عمه اوست ، و عمه فرزند انسان بر انسان حرام است چون خواهر انسان است ، حال آیا همسر تو بخاطر این شیر دادنش بر تو حرام مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل به عموم منزلت است مى گوید آرى و کسیکه نیست مى گوید نه .سوم – اینکه همسر تو عمو و یا عمه و یا خاله و یا دائى خود را شیر دهد و مادر آنها بشود، و معلوم است که مادر عمه و عمو و دائى و خاله همسر تو بر تو حرام است ، چون مادر عمه و عموى زوجه تو جده پدرى اوست و مادر خاله و دائى زوجه تو جده مادرى اوست ، حال آیا وقتى تو پدر آن کودک بشوى همسرت بتو حرام مى شود یا نه ؟ کسیکه قائم به عموم منزلت است مى گوید آرى و آن دیگرى مى گوید نه .چهارم – اینکه همسر تو با شیر تو پسر عمو یا پسر دائى خود را شیر دهد و تو پدر آنها بشوى ، و معلوم است که یک زن نمى تواند همسر پدر پسر عموى یا پسر دائى خود بشود زیرا پدر پسر عمو عموى او و پدر دائى اش دائى او است ، بنابراین آیا همسرت بخاطر این شیر دادن بر تو حرام مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل به عموم منزلت است مى گوید آرى آن دیگرى مى گوید نه .پنجم – اینکه زنى برادر و یا خواهر تنى تو را که از یک پدر و مادر هستید شیر دهد و در نتیجه مادر او شود، و مادر برادر از طریق نسب و ولادت بر انسان حرام است چون مادر آدمى است ، حال آیا این مرضعه برادر یا خواهر تو بخاطر شیر دادنش بر تو حرام است یا نه و اگر همسر تو بوده آیا عقد نکاح با او باطل مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل به عموم منزلت است مى گوید آرى و آن دیگرى مى گوید: نه .ششم – اینکه زنى نوه دخترى تو را شیر دهد و مادر او شود آیا بر تو حرام است و نمى توانى با ازدواج کنى چون بمنزله دختر دختر تو است ؟ و آیا اگر آن زن قبلا همسر تو بوده عقد نکاحش با تو باطل مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل بعموم منزلت است مى گوید آرى و مخالف او مى گوید: نه .هفتم – اینکه زنى بچه خواهر تو را شیر دهد و مادر او شود، آیا ازدواج تو با حرام مى شود چون بمنزله خواهر تو است ، و اگر قبلا همسرت بوده آیا نکاحت باطل مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل بعموم منزلت است مى گوید آرى و مخالف او مى گوید: نه .

هشتم – اینکه زنى عمو و یا عمو یا دائى و یا خاله تو را شیر دهد و مادر یکى از آنها بشود، و چون در نسب مادر عمه و عموى آدمى حرام است براى اینکه جده پدرى تو است و اگر دائى و خاله ات را شیر بدهد بمنزله جده مادرى تو مى شود، آیا آن زن بخاطر شیر دادنش بر تو حرام مى شود یا نه ؟ و اگر قبل از شیر دادنش همسر تو بوده نکاحش باطل مى شود یا نه ؟ کسیکه قائل بعموم منزلت است مى گوید آرى و مخالف او مى گوید: نه .

مساءله ۵ – اگر شک کند در اینکه رضاعى واقع شده یا نه و یا شک کند در اینکه آیا رضاعیکه واقع شده فلان شیر طى که مربوط بمقدار و یا به کیفیت رضاع است را داشته یا نه بنا را بر عدم وقوع در فرض اول و عدم وجود شرط در فرض ‍ دوم مى گذارد، بلکه در جائیکه مى داند رضاع واقع شده و شرطش را هم واجد بوده لکن نمى داند آیا در بین دو سال بوده تا نشر حرمت کرده باشد و یا بعد از دو سال بوده ، اگر تاریخ رضاع را بداند ولى تاریخ تولد طفل را نداند مسئله مشکل مى شود و در نتیجه باید احتیاط ترک نشود.

مساءله ۶ – شهادت دادن بر اینکه فلانى از فلان زن شیرخورده قبول نمى شود مگر بطور تفضیل ، یهنى شاهدها شهادت بدهند بر اینکه مثلا فلانى قبل از آنکه دو سال شیرخوارگیش تمام شد از فلان زن شیر خورده باین طریق که پستان او را در دهان مى گرفت و مى مکید و ما شمردیم که پانزده بار پى در پى از شیر او سیر شد و همه شرائط نشر حرمت در بین بود، و اما اینکه شهادت دهند بطور سربسته و مطلق که ما مى دانیم این شخص از فلان زن شیرخورده و یا بطور مجمل شهادت دهند که ما مى دانیم رضاع جامع همه شرائط نشر حرمت بین این کودک و آن زن واقع شده ، و یا مثلا بگویند که ما شهادت مى دهیم بر اینکه فلانى پسر رضاعى فلان زن است یا فلان دختر دختر رضاعى فلان خانم است کافى نیست ، بلکه باید از آن دو بخواهد که بطور مفصل شهادت دهند، بله اگر علم داشته باشد باینکه دو شاهد شرائط رضاع را مى دانند موافق است با فتواى او یا فتواى مجتهدیکه وى بآن عمل مى کند در اینصورت شهادت بطور مجمل کافى است .

مساءله ۷ – اقوى آنستکه شهادت زنان عادل در مسئله رضاع قبول مى شود، چه مستقل یعنى چه اینکه چهار زن فقط شهادت دهند و چه با انضمام مرد یعنى یک مرد و زن .

مساءله ۸ – در دایه گرفتن براى کودک مستحب است زنى را انتخاب کنند که مسلمان و عاقله و عفیفه و نظیف و از نظر خلقیات داراى اخلاق و اوصافى خوب باشد، براى اینکه شیر دایه در طفل شیرخوار اثرى تام و کامل دارد چنانکه از امام باقر علیه السلام روایت آمده که فرمود: (رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است : کودک خود را براى شیر خوردن بدست زنهاى احمق و کم فهم ندهید زیرا شیر صفات او را به کودک شما منتقل مى کند) و از امیرالمومنین علیه السلام رسیده که فرمود: (از شیر زن احمق براى خود استفاده نکنید زیرا شیر بر طبیعت ها غلبه مى کند) و از همان جناب نقل است که فرمود: (نظر کنید ببینید چه کسى کودک شما را شیر مى دهد زیرا کودک با طبیعت شیریکه خورده بزرگ مى شود) و روایاتى دیگر که از آنها استفاده مى شود انتخاب زن شیردهى که داراى صفات حمیده باشد چه از نظر خلقت ظاهریش و چه از نظر خلق باطنیش رجحان و استحباب دارد و انتخاب زن شیردهى که عکس آن باشد مرجوحیت و کراهت دارد مخصوصا دایه کافره ، و اگر خانواده اى ناچار شد کودک خود را به این گونه زنان بدهند زن یهودیه یا نصرانیه را بر زن مشرکه یا مجوسه مقدم بدارند و با این حال طفل را به آنان واگذار نکنند یعنى نگذارند آن دایه یهودیه یا نصرانیه طفل مسلمان را به خانه خود ببرد، و از آن زن بخواهند در مدتیکه اجیر خانواده کودک است شراب و گوشت خوک نخورد، و نظیر زن کافره بلکه بدتر از آن و مکروه تر دایه قرار دادن زن زانیه ایست که شیر پستانش از زنا حاصل شده باشد، و همچنین زنیکه خودش زانیه نیست ولى از زنا متولد شده است که از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: (شیر زن یهودیه و زن نصرانیه و مجوسیه را بهتر مى دانم از شیر ولدزنا) و از امام کاظم علیه السلام نقل شده که در پاسخ کسیکه پرسید زنیست که زنا مى دهد آیا صلاحیت دارد بر اینکه دایه کسى شود؟ فرمود: (صلاحیت ندارد نه شیر او و نه شیر دختریکه از زنا زائیده باشد.).

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید