گل عفاف

گل عفاف

بوییدن عطر و گل، روح را آرامش و دل و جان را نشاط می‌بخشد.

عفونت مرداب و لجن‌‌زار و لاشه هم، آزار دهنده و نفرت‌‌آور است.

هر یک از این «گلبرگ»ها عطر خاصّ خود را دارد.

رایحه گلبرگ‌ها روح‌پرور است و شمیم آنها، مشام جان را نوازش می‌دهد.

مخاطب این دسته گل، هم بانوان با حجاب‌اند که خود را به این جلوه‌‌‌ی معنوی آراسته‌اند و بهای گوهری را که دارند، می‌دانند.

هم آنان که در ذهنشان نسبت به حجاب، سؤال و ابهام دارند یا خدای ناکرده از قیمت گوهر وجود خویش و سرمایه‌ی عفاف بی‌خبرند و به اسم آزادی، هیزم آتش گناه و بنزین شعله‌ی هوس می‌شوند.

وقتی که پل‌ها شکست و راه برگشت بسته شد، روزی که پیمانه ریخت و آبرو رفت، چه افسوس‌ها که بر این «بن‌بست بی‌آبرویی» می‌‌خورند و چه «ای کاش …»های بی‌ثمر بر زبان می‌آورند.

وقتی با چشم دل می‌توان ملکوت را دید،

وقتی می‌توان به چشم خدا و فرشتگانش زیبا و آراسته جلوه کرد،

وقتی می‌توان جمال و جوانی را نردبان عروج به بام آسمان کرد و با این سرمایه، آخرت و بهشت را خرید، آیا حیف نیست که چشم به گناه آلوده شود و چهره و تن و اندام، دام ابلیس برای شکار گردد و انسان عرشی، زیر آوار هوس و عصیان دفن شود؟!

بستن چشم بر روی «حرام» صد دریچه به روی «باغ معنی» و بوستان کمال می‌گشاید.

قهرمان کسی است که بر هوس‌های شیطانی و وسوسه‌های ابلیسی غالب آید.

و … شیعه کسی است که آن چنان زندگی کند که بتواند سربلند و با عزت، به روی محمد و علی و فاطمه علیهم السلام بنگرد.

اینک این شما، و این گلبرگ‌های «گل عفاف».

گلبرگ ۱ : حراج عشق

کاش انسان‌ها به اندازه‌ی کالایی که می‌خرند، در دل بستن‌ها و محبت پیدا کردن‌ها هم حوصله و وسواس به خرج دهند.

حیف است که دل‌ها، بی در و دروازه باشد و عشق‌ها بی‌هویت و بی‌‌شناسنامه.

چرا بعضی به «گدایی عشق» می‌پردازند و بعضی به حراج عشق؟

باید از چه گذشت تا به چه رسید؟

آیا آنچه از دست می‌دهیم، به آنچه به دست می‌آوریم می‌ارزد؟ برنده‌ایم یا بازنده؟

گلبرگ ۲ : ترکش‌های گناه

آیا آمار مصدومین «ترکش نگاه» را دارید؟

آیا ضایعات «تیرهای مسموم نگاه» را می‌شناسید؟

آیا می‌دانید چه تعداد، مبتلایان به ویروس هوس در بستر نگاه آرمیده‌اند؟

خواهران ما باید در «سنگر حجاب» موضع بگیرند و برادران ما باید با «واکسن تقوا» خود را واکسینه کنند، وگرنه عوارض «نگاه» و «بدحجابی» دامن دو طرف را می‌گیرد.

گلبرگ ۳ : شکرانه‌ی نعمت جمال

اگر زیبایی و جمال، نعمت خداست، شکرانه‌ی آن هم عفاف و پاک‌دامنی است.

کسانی که به خاطر زیبایی رخسار و دلفریبی اندام به گناه می‌افتند، یا دیگران را به گناه می‌اندازند، حق این نعمت را ادا نکرده‌اند.

جمال، هرگز مجوز ارتکاب گناه و افتادن به دام و دامن آلودگی و افکندن دیگران به باتلاق فساد نمی‌شود.

روزی از این نعمت سؤال خواهد شد و حسرت برای آنان است که از این راه به دوزخ بروند.

گلبرگ ۴ : عشق‌های خیابانی

پشت بعضی از نگاه‌های مسموم و محبت‌های فریبا، دره‌ی هولناکی از سقوط و شب تاریکی از بدبختی است.

بعضی قیمت خود را نمی‌شناسند و خود را ارزان می‌فروشند.

همه‌ی مدعیان دوستی و عشق، خریدار نیستند، بلکه فقط قیمت می‌‌کنند.

اگر نورافکنی بیندازید، عمق تیرگی‌های وحشت‌ناک این عشق‌های خیابانی و تلفنی را خواهید دید.

شما که نمی‌خواهید آینده‌ی خود را آتش بزنید، خیلی راحت به هر کس اعتماد نکنید.

گلبرگ ۵ : چشم، دریای هوس

عاقلانه نیست که انسان برای لذت دیگران، عذاب الهی را برای خود بخرد.

وقتی چشم دریای هوس شود، قایق گناه در آن حرکت می‌کند و موج عصیان پدید می‌آورد.

رابطه‌ی «گناه» و «نگاه» چه قدر است؟

آنان که از تیر نگاه‌های مسموم پروا نمی‌کنند، شکار گرگ‌های هوسران می‌شوند.

آنگاه … دست و پا زدن‌‌‌ها به جایی نمی‌رسد.

برای مصون ماندن از «تیر نگاه» چه باید کرد؟

گلبرگ ۶ : خودفراموشی

هوشیار باشیم که دام‌های فریب، جاذبه‌های گناه، آنتن‌های وسوسه‌گر و فیلم‌ها و سی‌دی‌های دجّال‌گونه، ایمان و عفاف ما را نربایند.

خدافراموشی، خودفراموشی را درپی دارد.

هر که ارزش خود را نداند، خویش را حراج می‌کند و زیر قیمت واقعی می‌فروشد.

ارزش اجناس دست دوم خیلی پایین‌تر است.

گلبرگ ۷ : باید «دام» و «دانه» را شناخت.

ما هر لحظه بر سر دو راهی «فسق» و «فلاح» ایستاده‌ایم.

بیش از هر چیز نیازمند «چراغ ایمان» و «سپر تقوا» و چشمان آگاه و عبرت‌بین هستیم تا در پیچ و خم زندگی در کام فساد و دام گناه نیفتیم.

گوهر عفاف را پاس بداریم تا کرامت انسانی خود را از دست ندهیم.

گلبرگ ۸ : قیمت وجود

صاحبان گنج و گوهر، جواهرات خود را در معرض دست و دید رهگذران نمی‌گذارند تا جلوه کند و سارق را به هوس اندازد.

کاش بانوان، قدر و قیمت وجود خود را بدانند و با جلوه‌گری، چشم و دل هوس‌بازان را نربایند و گنج عفاف را در معرض هجوم و غارت قرار ندهند.

بعضی‌ها چه راحت خود را به دام می‌اندازند و با پای خود به قربانگاه می‌روند.

گلبرگ ۹ : مروارید نفیس

پاکدامنی و عفاف، گوهری قیمتی و مرواریدی ارزنده است که باید با هزاران چشم از آن مراقبت کرد.

این گوهر اگر گم شود، دیگر به دست نمی‌آید و این مروارید اگر بشکند، دیگر درست نمی‌شود.

پس مواظب دزدان عفاف و غارتگران سرمایه‌ی حجاب باشیم.

مگر مروارید شکسته قیمتی دارد؟

گلبرگ ۱۰ : ثمره‌ی باغ زندگی

باغبان، محصول باغ و بوستانش را به تاراج و حراج نمی‌گذارد، بلکه از آن مراقب می‌کند.

حجاب و عفاف، ثمره‌ی باغ زندگی و بوستان عمر است.

چرا باید گل حیا پر پر شود و لگد‌مال عابران بی‌خیال و رهزنان بی‌انصاف گردد؟!

کسی که نگهبان سرمایه‌‌اش نباشد، شایسته‌ی هر نوع ملامت است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید