آیت الله سید محمد هادى میلانى

آيت الله سيد محمد هادى ميلانى

آیت الله سید محمد هادى میلانى

در شامگاه هفتم محرم سال ۱۳۱۳ هجرى قمرى (۱۲۷۲ ش) در شهر نجف اشرف به دنیا آمد. پدرانش همه از سادات حسینى در مدینه منوره بودند و از جهت شرافت علمى و معنوى ، از بزرگان آن دیار به شمار مى رفتند. در پى دعوت شیعیان آذربایجان، سید حسین (جد بزرگ سید محمد هادى ) و برادرش سید على اکبر، همراه حاجیان آذربایجانى ، راهى آن سرزمین شدند و در منطقه اسکوچاى در نزدیکى تبریز، اقامت گزیدند، تا پاسخگوى عشق و علاقه مردم نیک اندیش آن سامان به مبانى و معارف اسلام و تشیع باشند.

پس از چندى ، سید على اکبر به تبریز رفت و سید حسین در میلان، یکى از قصبات آباد اسکو، ساکن شد، ازدواج کرد، و در میان دوستداران اهل بیت پیامبر(ص) به ترویج و تبلیغ احکام اسلام پرداخت و در همان جا از دنیا رفت. نام میلانى نیز به همین سبب به وى و تبارش داده شده است.

با درگذشت سید حسین، فرزندانش راه پدر را ادامه دادند. از آن میان سید احمد، به نجف اشرف رفت و نزد شیخ محمدحسن نجفى (صاحب جواهر) به تحصیل پرداخت. وى خود پنج پسر داشت، یکى از آنها یعنى سید جعفر بیش از دیگران از استعداد فراگیرى علوم بهره مند بود، از این رو، در آغاز جوانى به حوزه پیوست و بزودى مورد توجه بزرگان حوزه علمیه قرار گرفت و آیت‌الله شیخ محمد حسن مامقانى که از علماى آن روز حوزه نجف بود، دختر خویش را به عقد وى در آورد.

سید محمد هادى ثمره این پیوند است. وى شانزده ساله بود که پدرش را بر اثر بیمارى از دست داد و از آن پس با پشتیبانى دایى خود، شیخ عبدالله مامقانى با شور و اشتیاق به آموختن علوم حوزه پرداخت و نزد اساتید آن روز حوزه، نظیر شیخ ابراهیم سالیانى ، سید جعفر اردبیلى ، میرزا على ایروانى ، شیخ غلامعلى قمى و شیخ ابوالقاسم مامقانى مقدمات اجتهاد را فرا گرفت.

وى همچنین با بهره گیرى از محیط سرشار از معنویت حوزه آن روز نجف، و تلاش و پشتکار خویش، کوشید تا پایه هاى دانش خود را استوارتر سازد؛ از این رو، محضر اساتید بزرگى چون آیت‌الله شیخ الشریعه اصفهانى ، آیت‌الله نائینى ، آیت‌الله آقاضیاء عراقى و آیت‌الله غروى اصفهانى را از دست نداد.

افزون بر فقه و اصول، وى تفسیر و علوم قرآنى را در نزد شیخ محمد جواد بلاغى آموخت و پس از آن نیز همواره با مفسران توانایى چونان علامه طباطبایى مباحثه و مناظره داشت.

بنا به شیوه پسندیده و سازنده حوزه هاى علمیه، همزمان با شرکت در دروس بزرگان، خود به تدریس فقه و اصول پرداخت و دقت عقلى و شیوایى سخن و توانایى تبیین مسائل و تسلط گسترده وى بر مبانى فقهى و اصولى ، او را آوازه حوزه کرد؛ به گونه اى که آیت‌الله سید حسین قمى که آن زمان در کربلا اقامت داشت، او را براى تدریس به کربلا فرا خواند و از آن پس، هجده سال در آن شهر به تربیت شاگردان همت گمارد.

هجرت به مشهد مقدس

در تاریخ نهم ذیحجه سال ۱۳۷۳ هجرى قمرى (۱۳۳۲ ش)، به منظور زیارت بارگاه منوّر امام على بن موسى الرضا علیه السلام، رهسپار مشهدمقدس شد و در بیت آیت‌الله شیخ على اکبر نوغانى اقامت گزید. در همین سفر بود که دعوت علماى این شهر، نظیر آیات عظام شیخ مرتضى آشتیانى ، شیخ مجتبى قزوینى و شیخ على اکبر نوغانى و مردم متدین مشهد را پذیرفت و در این شهر ساکن شد.

اقامت وى در مشهد سبب شد که حوزه علمیه این شهر در جوار مرقد مطهر امام رضا علیه السلام، رونقى دوچندان بگیرد و حلقه هاى درس و بحث فقه و اصول گرمتر شود.

فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى

ورود آیت‌الله میلانى به مشهد همزمان با اوجگیرى نهضت ملى شدن نفت ایران و حضور گسترده مردم و روحانیت در این عرصه بود. یکى از مراکز مهم این جنبش مردمى در مشهد، کانون نشر حقایق اسلامى بود، که پس از شهریور ماه سال ۱۳۲۰ شمسى به همت استاد محمدتقى شریعتى کار خود را شروع کرد و فعالیتهاى دامنه دارى را بر ضد فرهنگ مادیگرایى سامان داد. درخواست بنیانگذاران این کانون از آیت‌الله میلانى براى پشتیبانى معنوى و اجابت این درخواست با رفت و آمد ایشان به کانون، اعتبار مردمى آن را افزون ساخت.

از دیگر فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى ایشان مى توان به شکلگیرى مجمعى با همکارى علماى بزرگ مشهد، مانند شیخ مجتبى قزوینى ، شیخ هاشم قزوینى ، سید احمد مدرس و میرزا جواد آقا تهرانى و دیگر چهره هاى برجسته روحانیت اشاره کرد که به برنامه ریزى براى مقاومت در برابر سیاستهاى ضددینى و ضدمردمى رژیم پهلوى مى پرداخت.

نامه نگارى به سران حکومت، اعلام تعطیل بازار در ششم بهمن سال ۱۳۴۱، افشاگرى علیه رژیم در اسفند همان سال، اعلام عزاى عمومى در نوروز ۱۳۴۲ و سفر اعتراض آمیز به تهران و همدردى با امام خمینى در جریان تبعید ایشان به ترکیه را مى توان در شمار موضعگیرى هاى سنجیده وى در مسائل داخلى کشور دانست. در جریان مسائل جهانى نیز صدور بیانیه در باره مسائل فلسطین و جنایات صهیونیستها در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، پرهیزدادن مسلمانان از معامله و رفتار دوستانه با اسرائیلیان از اقدامات ایشان است که به همین دلیل از طرف سران رژیم مورد تهدید قرار گرفت.

در رویداد دردناک زمین لرزه سال ۱۳۴۷جنوب خراسان، تلاشهاى وى در ایجاد ستاد کمک رسانى به آسیب دیدگان همواره در یاد و خاطر مردم آن منطقه زنده است؛ گرچه خود فرموده بود که نامى از وى برده نشود.

از مهمترین اقدامات آیت‌الله میلانى ، برقرارى ارتباط با شخصیتهاى بزرگ جهان اسلام بود که خود در تقریب میان مذاهب مختلف و همگرایى بین پیروان این فرقه ها تأثیر بسزایى داشت. آمدوشد این افراد به مشهد مقدس و دیدارهاى مفصل علمى با دانشمندانى مانند علامه امینى ، شیخ محمدتقى قمى ، شیخ محمد فحام، امام موسى صدر و دیگران در همین راستا صورت گرفت.

وى همچنین از یارى مسلمانانى که در مغرب زمین مى زیستند و چشم به کمکهاى مادى و معنوى مقام مرجعیت شیعه دوخته بودند، دریغ نمى ورزید و از همین رو، به عنوان نمونه مبلغ قابل توجهى را به مسجد هامبورگ در آلمان اختصاص داد.

فعالیتهاى علمى و فرهنگى

اینها همه در کنار اقدامات زیربنایى براى اصلاح امور حوزه علمیه مشهد انجام مى شد. بنیانگذارى چندین مدرسه علمیه، و پذیرش دانشجویان طلاب مستعد با شرایط ویژه، گزینش استادان زبردست، ایجاد خوابگاه و تأسیسات بهداشتى و… از جمله ویژگیهاى این مدارس بود. براى آشنایى با این گانونهاى علمى و شیوه اداره آنها به اینجا مراجعه کنید.

در زمان اقامت آیت‌الله میلانى در مشهد، فضلاى بسیارى در جلسات درس ایشان حضور مى یافتند که بعدها هر کدام در زمینه اى ، سرچشمه فیض و برکت گریدند. آیات عظام و بزرگانى همچون وحید خراسانى ، سید ابراهیم علم الهدى ، مهدى نوغانى ، سید ابراهیم حجازى ، شیخ محمدتقى جعفرى و… در شمار کسانى هستند که از خرمن علم وى توشه گرفته اند.

آیت‌الله میلانى داراى تألیفاتى است بدین شرح:

۱ ـ محاضرات فى فقه الامامیه در ۱۰ جلد

۲ ـ قادتنا کیف نعرفهم؟ در ۹ جلد

۳ ـ تفسیر سوره جمعه و تغابن

۴ ـ مختصر الاحکام

۵ ـ مناسک حج

۶ ـ حاشیه بر قسمتى از عروهالوثقى

۷ ـ نخبه المسائل

۸ ـ ده پرسش، در مباحث تفسیرى

۹ ـ حاشیه المکاسب

۱۰ ـ قواعد فقهیه و اصولیه

۱۱ ـ رساله اى در بیمه و مسائل بانکدارى

۱۲ ـ کتابى در مزارعه و مساقات

۱۳ ـ کتابى در اجاره

۱۴ ـ شرح استدلالى مباحثى از کتاب الصلوه شرایع

۱۵ ـ رساله در منجّزات مریض

درگذشت

روز جمعه ۲۹ رجب سال ۱۳۹۵ هجرى قمرى برابر با ۱۷ مردادماه سال ۱۳۵۴ شمسى ، در پى بیمارى و چند روز بسترى شدن در بیمارستان، چشم از جهان فرو بست و پیکر پاکش، فرداى آن روز با حضور انبوه ارادتمندان و شیفتگان مکتب علوى در مشهد مقدس تشییع شد و سرانجام در حرم مطهر امام على بن موسى الرضا علیه السلام دفن گردید.

چند خاطره

بازگو کردن چند خاطره از زندگانى آیت‌الله میلانى ضمن آن که ما را با گوشه هایى از منش و شیوه وى آشنا مى سازد، خود مى تواند درس سازنده اى براى ما به ارمغان آورد:

* * *

در جلسات درس آیت‌الله غروى اصفهانى ، پس از آن که استاد مسأله مشکلى را مطرح مى ساخت، تنها شمار اندکى از طلاب به پرسشهاى وى پاسخ مى دادند و همیشه یکى از این افراد آیت‌الله میلانى بود که پاسخهایش مورد پذیرش استاد قرار مى گرفت و درباره جوابهاى وى مى فرمود:

ایشان پاسخ سنجیده دارند و ایشان ادقّ تلامذه (دقیقترین شاگردان) است.

* * *

به اساتید خود احترام فراوانى مى گذاشت و در برابرشان اظهار کوچکى مى ،مود، این حالت ایشان مخصوصاً در حضور استادشان مرحوم حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى مشهور و مشهود بود. هرگاه ایشان را ملاقات مى کرد، دستشان را مى بوسید و پشت سر وى حرکت مى کرد و چون به نماز مى ایستاد به او اقتدا مى کرد.

* * *

از آیت‌الله میلانى نقل است: استادم مرحوم نائینى مى فرمود: نماز شب شرط اجتهاد نیست، و لکن بى دخالت هم نیست.

* * *

گفته اند که ایشان تداوم عجیبى به نماز شب داشت و فرزندانش را نیز به شب زنده دارى توصیه مى کرد و مى فرمود: توفیقات پروردگار در شب زنده دارى و نماز شب است.

* * *

استاد محمدرضا حکیمى مى گوید:

هفت سال در درس خارج اصول الفقه حاج سید محمد هادى میلانى حاضر شدم و همه درس را با دقت نوشتم… سپس مقدارى از مطالب را از باب اوامر به عربى برگرداندم و در صدد تنظیم و تألیف تقریرات اصول ایشان برآمدم. بخشى از مقدار عربى شده را نزد ایشان بردم. دیدند و پسندیدند و بسیار تشویق و ترغیب کردند که همه با همان صورت آماده شود تا به چاپ برسد و خود اظهار مى داشتند که اگر این تقریرات تدریس یابد و به چاپ برسد در شمار بهترین و مهمترین کتب علم اصول جاى خواهد گرفت و این سخن چندان دور از واقعیت نبود؛ زیرا این عالم بزرگ در علم اصول و تسلط بر مبانى دقیق آن داراى مرتبه والا بود و درسهاى بس عمیق و نظرهاى بس دقیق عرضه مى کرد. به جز اطلاع از آراى قدماى اصولیین، مانند شیخ طوسى ، سید مرتضى رضوان الله تعالى علیهما و سپس متأخرین مانند شیخ بهائى و… از مبانى شیخ انصارى و آخوند خراسانى بخوبى آگاه بود و از مرحوم آخوند تجلیل بسزا مى کرد و چون خود شاگرد میرزاى نایینى و شیخ محمد حسین کمپانى و آقا ضیاءالدین عراقى بود، بر نظرات این استادان یعنى سه جریان اصولى پس از کفایه تسلطى کامل داشت و بلکه از این جهت منحصر به فرد بود و از این جهت دیگران را، یعنى علماى پس از آن سه استاد را به علمیّت چندان قبول نداشت.

* * *

در توسعه فلکه حرم مطهر امام رضا علیه السلام، به سال ۱۳۵۴ شمسى ، منزل مسکونى ایشان در طرح واقع شد و بنا بر خرید یا تعویض و تخریب آن گردید. اما ایشان فرمود من آخر عمرم است و احتیاجى به منزل احساس نمى کنم… و آن را به آستان مقدس رضوى اهدا کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید