ذكر خدا در هر حال آغاز دعوت پيغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) از ذكر نام خدا شروع شد ،« اقرأ باسم ربك، علق ،1» بخوان بنام پروردگارت که آفرید. و جالب اينكه تمام زندگانى پر بار او آميخته با ذكر خدا و ياد خدا بود .ذكر خداوند با هر نفسش توأم بود ، برمى خاست ، مى نشست ، مى خوابيد ، راه مى رفت ، سوار مى شد ، پياده مى شد ، توقف مى كرد همه با ياد خدا بود و با نام الله . هنگامى كه از خواب بيدار مى شد مى فرمود : الحمد لله الذى احيانا بعد ما اماتنا و اليه النشور . ابن عباس مى گويد : شبى خدمتش خوابيده بودم ، هنگامى كه از خواب بيدار شد سر به سوى آسمان بلند كرد ، و ده آيه آخر سوره آل عمران را تلاوت فرمود : «ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار … ».
سپس عرضه داشت : «اللهم لك الحمد انت نور السموات و الارض و من فيهن … اللهم لك اسلمت و بك آمنت و عليك توكلت و اليك انبت … »: خداوند ستایش مخصوص توست ، تو روشنایی آسمانها و زمین و آنچه در آن است ، می باشی.بار خدایا فقط تسلیم تو هستم و تنها به تو ایمان می آورم و تنها به تو توکل می کنم و تنها به سوی تو بازگشت و انابه می کنم.و هنگامى كه از خانه بيرون مى آمد مى فرمود :« بسم الله ، توكلت على الله ، اللهم انى اعوذ بك ان اضل ، او اضل ، او ازل ، او اظلم ، او اظلم ، او اجهل او يجهل على »: من هم خدا بر خدا توکل کردم ، بار خدایا به تو پناه می برم از اینکه گمراه شوم و یا کسی را گمراه کنم یا بلغزم یا ظلم کنم یا مورد ظلم واقع شوم ، نادان شوم یا اینکه مورد جهالت واقع شوم. . و هنگامى كه وارد مسجد مى شد مى فرمود :« اعوذ بالله العظيم و بوجهه الكريم و سلطانه القديم من الشيطان الرجيم»: پناه می برم به خدای بزرگ و به وجه کریمش و سلطنت ازلی اش از شیطان رانده شده .
و هنگامى كه لباس نوى در تن مى كرد مى فرمود :« اللهم لك الحمد انت كسوتنيه اسئلك خيره و خير ما صنع له و اعوذ بك من شره و شر ما صنع له »: بار خدایا ستایش مخصوص تواست ، تو مرا پوشاندی از تو بهترش را می خواهم و بهتر از آنچه که برای آن ساخته شده است و به تو پناه می برم از شر آن و شر آنچه که برای آن ساخته شده است. و هنگامى كه به خانه باز مى گشت مى فرمود : «الحمد لله الذى كفانى و آوانى و الحمد لله الذى اطعمنى و سقانى»: بار خدایا ستایش مخصوص کسی است که مرا کفایت نمود و مرا پناه داد و ستایش مخصوص کسی است که مرا طعام داد و مرا سیراب نمود. و به همين ترتيب تمام زندگى او با ياد خدا و نام خدا و تقاضاى الطاف خداوند عجين و آميخته بود .
در حدیث است که آن حضرت فرمود : در شب معراج وارد بهشت شدم ، فرشتگانی دیدم که بنائی می کنند ، خشتی از طلا و خشتی از نقره ، و گاهی هم از کار کردن دست می کشند . به ایشان گفتم : چرا گاهی کار می کنید و گاهی از کار دست می کشید ؟ پاسخ دادند : تا مصالح بنائی برسد . پرسیدم : مصالحی که می خواهید چیست ؟ گفتند : ذکر مؤمن که در دنیا می گوید : «سبحان الله والحمدلله ولااله الا الله والله اکبر » .هر وقت بگوید ما می سازیم و هر وقت خودداری کند ما نیز خودداری می کنیم . در حدیث دیگر آمده است که آن حضرت فرمودند : ” هر کس که بگوید سبحان الله خدا برای او درختی در بهشت می نشاند ، و هرکس بگوید الحمدلله خدای برای او درختی در بهشت می نشاند و هر کس بگوید لااله الا الله خدا برای او درختی در بهشت می نشاند و هر کس بگوید لله اکبر خدابرای او درختی در بهشت می نشاند .
مردی از قریش گفت : پس درختان ما در بهشت بسیار است . حضرت فرمودند : بلی ، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند ، و این بدلیل گفتار خدای عزوجل است که : ای کسانی که ایمان آوردید خدا و فرستاده او را فرمان برید و عملهای خویش را باطل نکنید، محمد ، 33 ” یعنی همچنانکه با کارهای نیک این جریانتان ، درختان بهشت را بوجود می آورید ، با اعمال بد خویشتن نیز آتش جهنم را شعله ور می سازید و ممکن است این آتش ، آنچه را که حسنات شما ایجاد کرده اند نابود سازند .توصيه به ياد كردن خداوند و مخصوصا ذكر كثير كرارا در آيات قرآن وارد شده است ، و در اخبار اسلامى نيز اهميت فراوان به آن داده شده ، تا آنجا كه در حديثى از ابو ذر مى خوانيم كه مى گويد : وارد مسجد شدم و به حضور پيامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) رسيدم … به من فرمود : «عليك بتلاوة كتاب الله و ذكر الله كثيرا فانه ذكر لك فى السماء و نور لك فى الارض ! »: بر تو باد كه قرآن را تلاوت كنى و خدا را بسيار ياد نمائى كه اين سبب مى شود كه در آسمانها ( فرشتگان ) ياد تو كنند و نورى است براى تو در زمين .
و نيز در حديثى دیگر از پيامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده كه به يارانش فرمود : «الا اخبركم بخير اعمالكم و از كاها عند مليككم ، و ارفعها فى درجاتكم ، و خير لكم من الدينار و الدرهم ، و خير لكم من ان تلقوا عدوكم فتقتلونهم و يقتلونكم ؟ قالوا : بلى يا رسول الله ! قال : ذكر الله كثيرا »: آيا بهترين اعمال و پاكيزه ترين كارهاى شما را نزد پروردگار به شما بگويم ؟ ، عملى كه برترين درجه شما است ، و بهتر از دينار و درهم ، و حتى بهتر از جهاد و شهادت در راه خدا است ؟ عرض كردند : آرى ، فرمود : خدا را بسيار ياد كردن . البته هرگز نبايد تصور كرد كه منظور از ذكر پروردگار با اين همه فضيلت تنها ذكر زبانى است ، بلكه در روايات اسلامى تصريح شده كه منظور علاوه بر اين ذكر قلبى و عملى است ، يعنى هنگامى كه انسان در برابر كار حرامى قرار مى گيرد به ياد خدا بيفتد و آن را ترك گويد .
هدف اين است كه خدا در تمام زندگى انسان حضور داشته باشد و نور پروردگار تمام زندگى او را فرا گيرد ، همواره به او بينديشد و فرمان او را نصب العين سازد . مجالس ذكر مجالسى نيست كه گروهى بيخبر گرد هم آيند و به عيش و نوش پردازند و در ضمن مشتى اذكار اختراعى عنوان كنند و بدعتهائى را رواج دهند و اگر در حديث مى خوانيم كه پيامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود : بادروا الى رياض الجنة ؟ : به سوى باغهاى بهشت بشتابيد . ياران عرض كردند : و ما رياض الجنة ؟ : باغهاى بهشت چيست ؟ فرمود حلق الذكر مجالس ذكر است . منظور جلساتى است كه در آن علوم اسلامى احيا شود و بحثهاى آموزنده و تربيت كننده مطرح گردد ، انسانها در آن ساخته شوند و گنهكاران پاك گردند و به راه خدا آيند .
* * *
منبع : عدل الهی ص 261-260 ،تفسير نمونه ج : 27 ص : 161 تفسير نمونه ج : 17 ص : 267-266