لحظه مرگ انسان چه احساسي دارد………..
مرگ يکي از موضوعاتي است که مطالب بسياري در خصوص آن شنيده مي شود اما کسي که آن مطالب را مطرح مي کند مرگ را تجربه کرده است چرا که کسي نمي تواند طعم ميوه اي را که نخورده به درستي بيان کند ولي ميوه خورده را مي توان با تمام جزئيات به درستي تشريح کرد بعضي افراد مرگ را به انواع مختلف بيان مي کنند يکي مرگ خوب در منزل کنار افراد خانواده در رختخواب و ديگري مرگي سخت و دردناک براي افراد بد در اثر حادثه اما همانطور که قبلا در موضوعات عالم روح گفته شد روح و جسم ثانويه يا جسم اثيري بوسيله ريسمان نقره اي به جسم فيزيکي متصل و مرتبط است که در لحظه بسيار کوتاهي که قابل تصور نيست پاره شده و روح از جسم جدا مي شود و اين عمل هيچگونه ارتباطي به نوع مرگ ندارد و کلا مرگ و لحظه مرگ براي همه يکسان است و هر تفاوتي هست بعد از لحظه مرگ است چون لحظه جدائي روح از جسم و مرگ قابل احساس نيست و انسان به هيچ عنوان متوجه مرگ خود نمي شود و در آن لحظه هيچ درد و رنجي هم حس نمي کند چون همه چيز را عادي مي بيند اولين مسئله اي که باعث مي شود انسان متوجه مرگ خود مي شود عدم توجه ديکران به شخص مي شود و نمي تواند با ديگران در آن لحظه ارتباط بر قرار کند اما افراد آگاه به عوالم روحي خيلي زود متوجه مرگ خود مي شوند و لحظه مرگ ترس و وحشت و درد ندارد که هيچ مي توان گفت که لحظه مرگ يکي از شيرين ترين و زيباترين لحظاتي است که انسان در طول حيات خود در اين جهان مادي تجربه مي کند لحظه اي که از جسم مادي جدا مي شويم احساس سبکي و آزادي و نشاطي به انسان دست مي دهد که وصف ناپذير است و اين مسئله براي همه وجود دارد و يکسان است و تفاوتها در اعمال و رفتار در روي زمين به بعد از لحظه مرگ مربوط مي شود و نه به لحظه انتقال .