تجربۀ مرگ و یا برون فکنی گام نهادن در عالم پس از مرگ و جهان روحی است و یا فقط نزدیک به مرگ و بر اساس تفکرات و عقاید تجربه کننده ایجاد می گردد و در حقیقت تجربه ای واقعی نمی باشد ……..
اخیراً در چند وبلاگ دیدم بعضی از دوستان با استناد به بررسی ها و تحقیقات بعضی از انجمن ها در خارج از کشور موضوع تجربیات مرگ و عالم پس از مرگ را به چالش کشیده اند که لازم دیدم در این خصوص توضیحاتی بدهم .
بسیاری از افراد میان برون فکنی و تجربۀ مرگ دچار اشتباه شده اند به گونه ای که بدون اینکه به حقیقت آن آگاه باشند هر دو مورد برون فکنی و تجربۀ مرگ را یکی دانسته و باور دارند که فقط یک تجربۀ نزدیک به مرگ است و نسبت به آن مشغول ترویج نیز هستند و برای اثبات گفتارشان به انجمن های خارجی و یا بخش های تحقیقاتی خارج از کشور استناد می کنند و مدعی هستند اینگونه حالات و تجربیات که در اثر برون فکنی آنی رخ می دهد فقط می تواند تجربۀ نزدیک به مرگ باشد و آنچه از این گونه افراد در تجربیات خود شنیده شده را بر اساس نوع تفکرات آنها متفاوت دانسته اند و در مجموع سعی در کمرنگ کردن این حالات و تجربیات نموده اند نظریه هیچ یک از دانشمندان علوم مختلفه و تحقیقات انجام گرفته توسط آنها از نظر من نمی تواند تماماً درست باشد مگر اینکه یکی از آنها شخصاً این موضوع را تجربه کرده باشد که در آن صورت می توان در مورد گفته هایش فکر کرد و با انواع تجربیات پیش رفته در عالم روحی مقایسه کرد اما تنها محقق بودن و دانشمند بودن باعث نمی شود هر آنچه از این دسته شنیده می شود صحیح باشد ، در گذشته بسیار بوده اند افراد و دانشمندانی که پس از نوشتن چندین کتاب و سالها تحقیقات در نهایت متوجه شده اند هر چه نوشته اند و به آن باور داشته اند و به مردم می گفته اند اشتباه بوده است در این میان عده ای شهامت گفتن حقیقت را نداشتند و عده ای هم این شهامت را داشتند و حقیقت را به مردم می گفتند مانند ویلیام کروکس دانشمند علوم روحی و رئیس دانشکدۀ هوا فضای بریتانیا که در ابتدا مخالف عالم پس از مرگ بود و در این زمینه نیز چندین کتاب نوشته بود و در جهت اثبات ادعای خود دست به تحقیقات گسترده ای زد که در نتیجه نتوانست ادعای خود را ثابت کند که هیچ یکی از معتقدین عالم روحی شده و در اثر تحقیقات انجام شده به یکی از دانشمندان بزرگ علوم روحی تبدیل شد و از بابت اعتقادات و کتاب هایی که در گذشته نوشته و داشته بود از مردم عذرخواهی کرد و حقیقت وجود عالم روحی را بازگو کرد حال چگونه می توان باور داشت که محققین اشتباه نمی کنند البته تحقیقات انجام شده در خصوص موضوع مورد نظر ( تجربۀ نزدیک به مرگ ) درست است اما محققین به یک نکته توجه ندارند و شاید تجربۀ آن را ندارند که در تجربیات نزدیک به مرگ که می توان به آن برون فکنی نیز گفت شخص از جسم خارج می شود و در این حالت تجربیاتی نیز پیدا می کند مانند معلق شدن در هوا و یا شناور ماندن و شادی بسیار احساس کردن و همینطور نوعی از نشاط در اثر بی وزنی که برایش شناخته شده نبوده و گاهی هم در بعضی افراد به گونه ای متفاوت این احساسات ظاهر می شود غم و اندوه زیاد ، ترس و وحشت که در اثر باورهای شخص از مرگ ایجاد می شود اما همۀ اینها در فضای مادی بوده و از بعد مادی خارج نمی شود مانند محیط بیمارستان به هنگام عمل و بی هوشی و یا حالت های مشابه که در افراد مختلف گاهی با روخدادهای متفاوت نیز همراه است اما در تجربۀ مرگ و ورود به جهان روحی که من آن را تجربه کرده ام و بیش از سی سال است که از نعمت برون فکنی کامل نیز بهره مندم انسان وارد محیط جهان روحی می شود و یکی از دلایل محرز ورود به عالم روحی عدم وجود نور و روشنایی همانند جهان مادی است و در جهان روحی با توجه به اینکه روشنایی مانند نور خورشید وجود ندارد و هوا همانند هوای گرگ و میش است اما شفافیت دید به دلیل غیر مادی بودن صدها برابر این جهان است و مهمتر از آن نحوۀ جابجایی در آن عالم است که بر اساس معیارهای جهان روحی بوده و کاملاً متفاوت و بیگانه با جابجایی در جهان مادی می باشد و دیگر نشانۀ ورود و حضور در جهان روحی نحوۀ عملکرد عقل و اراده است که مؤثر در محیط است و بسیاری نشانه های دیگر که کاملاً مخصوص جهان روحی می باشد و به دلایل بسیار زیاد که در اینجا به چندی از آن دلایل اشاره کردم بنده به هیچ عنوان نظریه محققین و دانشمندان را در خصوص اینکه این حالات تجربۀ نزدیک به مرگ است را قبول ندارم و معتقدم فقط انسانی می تواند در این نوع تجربیات نظر بدهد که از کدام دسته هستند که خود کاملاً عوالم روحی را تجربه کرده باشد اما زمانیکه انسان از حقیقت موضوعی بی اطلاع باشد نمی تواند موارد مربوط به آن موضوع را قطعاً رد کرده و منکر آن بشود در خصوص جهان روحی پس از مرگ موارد بسیار زیادی وجود دارد از وضعیت آنجا گرفته تا انواع حیات های موجود و نحوۀ آنها که نمی توان از زبان انسان هایی که آن را تجربه کرده اند دربارۀ آنها چیزی شنید زیرا انسان هایی که آن را تجربه نکرده باشند نمی توانند آنها را با عقل و معیارهای مادی منطبق کنند و بسیار متفاوت از این جهان بوده و با این عقل مادی غیر قابل هضم است که در نتیجه گوینده را زیر سؤال می برد از این جهت است که بسیاری از اسرار پس از مرگ پنهان و ناگفته نزد این افراد باقی می ماند .
من از دوستانی که با ایجاد وبلاگ و … به اینگونه مطالب می پردازند درخواست دارم که ندانسته و نا آگاهانه مروج عقاید اثبات نشده دیگران نباشند حال محقق باشد و یا دانشمند و ایرانی باشد یا غیر ایرانی زیرا ممکن است خدایی ناکرده خواننده به آن توجه کند و با تصور اینکه نتیجۀ تحقیقات دانشمندان و محققان است و به حتم صحیح است اعتقادات و باورهایش به چالش کشیده شده و یا متلاشی شود که در آن صورت ……………
در تحقیقات این دسته از محققین آمده که در حالت عادی برای افراد امکان برون فکنی خود خواسته وجود ندارد و برای این امر نیز دلایلی را آورده اند که این مسئله در جای خود به هیچ عنوان صحت نداشته و کاملاً بی اساس و غلط است زیرا برون فکنی در حالت عادی و خود خواسته کاملاً امکان پذیر بوده و با گذشت از خودم افراد زیادی وجود دارند که این امر برایشان مانند انجام امور روزانه شده و از این حد نیز گذشته و دارای توانایی های بسیار بالایی هستند و گذشته از اینها برون فکنی در حالت عادی با تمرین برای همۀ افراد امکان پذیر است و انسان حقیقت وجودی خود را بدون جسم دارا است و تنها مشکل ، فراموشی این حقیقت توسط انسان ها بوده و آلودگی دنیوی نیز یکی از آن دلایل است که انسان باور دوگانگی جسم و روح را از دست داده است .