نظر مستشرقین درباره ریشه تاریخی جبر و اختیار در میان مسلمانان و نقد آن ۲

نظر مستشرقین درباره ریشه تاریخی جبر و اختیار در میان مسلمانان و نقد آن 2

بدین طریق به تدریج اساس نزول وحی متزلزل گشت و بسیاری از معتزله علنا اظهار می کردند که نوشتن نظیر قرآن و حتی بهتر از آن غیر ممکن نیست. بنابراین نسبت به اینکه قرآن کتاب آسمانی است و از مبدأ وحی نازل گردیده است اعتراض داشتند ) معتزله به شهادت تاریخ، مدافعین سرسخت و با ایمان قرآن بودند و با زنادقه و عقاید فلاسفه سخت مبارزه می کردند، و اگر طبق نظر آقای دوزی آنها قرآن را از مبدأ وحی نمی دانستند، به چه مناسبت خود را ملزم به دفاع می دانستند؟! ). عقیده آنها درباره خدا پاک تر و بلندتر از عقیده متشرعین و مستمسکین به مقبولات عامه و موازین شرعیه و اهل سنت « اشاعره » بود، زیرا معتزله به هیچ نحو زیر بار این فکر نمی رفتند که آفریدگار جهان ممکن است به صورت جسمانی ظاهر شود و گوششان حاضر به شنیدن این حرف نبود. در خبر است از پیغمبر اکرم که فرمود: ” همچنانکه ماه تمام را در جنگ بدر دیدی، روزی هم خدای خود را خواهی دید” ( منظور حدیثی است که در کتب کلام « نه در کتب حدیث » به این مضمون نقل شده است: «انکم سترون ربکم یوم القیامه کما ترون القمر لیله البدر» یعنی شما در قیامت خدای خود را خواهید دید آن طور که ماه شب چهارده را می بینید. مستشرق نامی کلمه” البدر” را در جمله بالا که به معنی ماه تمام (ماه شب چهارده ) است، خیال کرده است که اشاره به جنگ بدر است و آنگاه برای اینکه معنی درست بیاید، صیغه مضارع « ترون » را ماضی «رأیتم » ترجمه کرده است!

این حدیث سرگذشتی دارد که مفصل است و تا آنجا که قرائن نشان می دهد یک نوبت در دست بعضی از راویان حدیث تغییر شکل داده است و همان تغییر شکل یافته، دوباره در دست علمای کلام مسخ شده و برای سومین بار در دست این مستشرق عالیقدر به این صورت مضحک درآمده است. در قرآن کریم صریحا رؤیت خداوند با چشم نفی شده است: «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر؛ دیدگان، او را در نیابند و اوست که دیدگان را در می یابد و او باریک بین و آگاه است» (انعام / ۱۰۳ ). در عین حال در قرآن از حقیقتی به نام لقای حق مکرر یاد شده است. در اخبار و روایات شیعه و سنی، هم صریحا رؤیت خداوند با چشم نفی شده و هم آن حقیقت دیگر قرآنی که مسلما امری حسی و جسمانی نیست، تأیید شده است.

یکی از اشتباهات فوق العاده بزرگ و غیرقابل بخشش اشاعره اعتقاد به رؤیت حسی خداوند در قیامت است که گذشته از امتناع عقلی، خلاف نص صریح قرآن کریم است. این مطلب داستان درازی دارد و اکنون جای بحث از آن نیست. و چون متشرعین کلام مزبور را به منطوق آن تلقی می کردند، لذا این مسأله همواره سنگ راه معتزله بود، بنابراین در مقام تفسیر و توضیح برآمدند و می گفتند انسان پس از مرگ، خدا را به چشم بینای روح یعنی به دلیل عقل خواهد دید، و نیز منکر این حرف شدند که خداوند کریم خالق کافران است( حتی یک نفر معتزلی در تاریخ نمی توان جست که گفته باشد خداوند خالق کافران نیست. معتزله منکر خلق کفر بودند نه خلق کافر، می گفتند خداوند خالق کفر و ظلم و معصیت نیست، نمی گفتند خداوند خالق کافر و ظالم و معصیت کار نیست). این بود نمونه ای که خواستم در اینجا ذکر بکنم. ادوارد براون نویسنده کتاب تاریخ ادبی ایران این تحقیقات عرشی! را از این مستشرق عالیقدر نقل می کند و بدون هیچ گونه انتقادی می گذرد. من نمی دانم نام این چیزها را جهالت بگذارم یا جنایت. آنچه بیشتر موجب تأسف است این است که اتباع و اذناب شرقی این مستشرقین نیز به جای اینکه مستقیما افکار و عقاید شرقی و اسلامی را مورد رسیدگی کامل قرار دهند، افکار و آرای اینها را سرمشق قرار می دهند و بازگو می کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا