
دو جنبه قيام عاشورا
حادثه و تاريخچه كربلا دو صفحه دارد؛ يك صفحه سفيد و نوراني و ديگري صفحه اي سياه و ظلماني، كه هر دو صفحه در صحنه روزگار، بي نظير است. صفحه ظلماني از آن نظر كه در آن فقط جنايت ديده مي شود كه شايد به جاي حادثه بهتر باشد
مقاله

حادثه و تاريخچه كربلا دو صفحه دارد؛ يك صفحه سفيد و نوراني و ديگري صفحه اي سياه و ظلماني، كه هر دو صفحه در صحنه روزگار، بي نظير است. صفحه ظلماني از آن نظر كه در آن فقط جنايت ديده مي شود كه شايد به جاي حادثه بهتر باشد

«آرماگدون» نام واقعه ايست كه مسيحيان باور دارند در آخر الزمان روي خواهد داد. اين واقعه مانند همان اتفاقي است كه مسلمين و بالاخص شيعيان در باره ظهور انقلابي الهي براي برپايي عدالت و حكومت جهاني خداوند به آن معتقدند. هرچند كه در انجيل عهد جديد و عتيق خود كه

سخن به گزافه نگفتهايم اگر دول غربي را در پيگيري مسأله «آخرالزمان» از ما شيعيان به مراتب فعالتر بدانيم. بازخواني پرونده «ميشل نوستر آداموس» از سوي اورسن ولز در فيلم «مردي که آينده را ديد»، تنها يکي از حلقههاي مشهور اين تلاش است که اخيراً برخي جامعهشناسان و کارشناسان امور

مسيحيت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف يكديگر يعني كليساي كاتوليك روم، ارتدكس و پروتستان تقسيم شده است. اين سه كليسا در اعتقادات ديني و مراسم عبادي كاملاً از يكديگر جدايند و مانند سه دين مختلف عمل مي كنند و حتي انجيل كليساي پروتستان با انجيل كليساي كاتوليك

رژيم صهيونيستي پس از اشغال فلسطين، اخراج 700 هزار فلسطيني از خانههايشان و تصرف و اشغال اراضي فلسطينيان، هنوز هم با تعداد قابل توجهي از فلسطينيان داخل مرزهاي سرزمين اشغالي مواجه بود. اين رژيم که در دستيابي به آرزوي ديرين خود پيرامون تشکيل کشوري کاملاً يهودي شکست خورده بود، به

از مجله جهاني براي فتح، شماره 11، 1367، “خيزش سنگباران” ـ كه در عربي به انتفاضه مشهور است ـ مسئله رهايي فلسطين را (مجددا) در مقابل جهانيان مطرح ساخته است. بهمانگونه كه نيروهاي صهيونيست شورشيان جوان را زنده بگور مي كند، مسئله مردم فلسطين نيز بارها توسط كسانيكه مايلند

عليرغم انتظار ساکنان ربع مسکون، دامنة بحرانهاي سياسي، اجتماعي و نظامي جاري در گوشهگوشة جهان هر روز گستردهتر ميشود. اين وضع، بر حساسيت شرايط تاريخي موجود افزوده است و در اين ميان، جهان اسلام بيش از ديگران خود را مواجه با بحران ميبيند. اين شرايط، قابل مقايسه با مهمترين نقطه

آغاز دعوت وهابيان در ديار نجد، به سال 1157 ق برمي گردد; زماني كه محمد بن عبدالوهاب (1115 ـ 1206 ق) حركت تبليغي خويش را در مبارزه با آنچه آن را شرك مي ناميد، آغاز كرد. وي براي توسعه دعوت خود به دِرْعيه رفت و با دادن دستِ اتحاد با

صهيون(1) نام تپه اي در اورشليم است که در گذشته بر فراز آن قلعه اي به همين نام وجود داشته است. به گفته کتاب مقدس (کتاب دوم سموئيل، 5: 6ـ9)، اين قلعه را حضرت داوود در حدود قرن دهم قبل از ميلاد فتح کرد و نام آن را «شهر داود»

سرزمين مقدّس فلسطين يا همراه بخشي از شام يا همه منطقه شامات، مهد پيامبران و سرزمين موعود بنياسرائيل همه مناطق کره زمين از جهت انتساب به آفريدگارشان از صبغهاي قدسي برخوردارند. (عنکبوت/29، 56؛ فصلت/41، 10) با اين حال، در قرآن فقط يک سرزمين را مقدّس دانسته (مائده/5، 21؛ طه/20، 12؛

برنارد لوئيس در دانشگاه لندن تحصيل کرده و از مدرسه مطالعات شرقي در آن دانشگاه ليسانس و سپس در رشته تاريخ اسلام دکترا گرفته است. از ???? در همان دانشکده و از ???? تا ???? در همان رشته در دانشگاه پرينستن در آمريکا تدريس مي کرد و اکنون استاد ممتاز

اتحاد پنهاني ميان اسراييل و مسيحيان دست راستي آمريکا اشاره: اين نوشته بخشي از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» است که در سال 1989 توسط «گريس هال سل»، نويسنده آمريکايي، به رشته تحرير در آمده است. بخش هاي ديگري از اين کتاب نيز در روزهاي آينده بر روي سايت قرار خواهد

واژه انگليسي Jew از يک واژه لاتين، که به نوبه خود خاستگاهش واژه عبري «يهودي» به معناي «از قبيله جودا (يهودا) است، اخذ شده است. از زمان شورش يربعام (Jeroboam)، ميان دو پادشاهي خاندان داوود، پادشاهي شمالي موسوم به «اسرائيل» و پادشاهي جنوبي موسوم به يهوديه، انشقاق ايجاد شد. پادشاهي

يهوديان با انديشه هاي بي بنيان و موهوم، خود را قوم برگزيده ي خداوند مي دانستند و از پذيرش نبوت حضرت عيسي(عليه السلام) و پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله)امتناع ميورزيدند و با عناد و لجاجت، به صف آرايي در برابر پيامبر الهي مي پرداختند; هم چنين انديشه ي نژادپرستانه و

با اينکه تحقيقاتي نيز وجود دارد که نشان مي دهد در اين زمينه گزافهگوييهاي بسيار نيز کردهاند. به هر روي تخمين زده ميشود، يهوديان در آمريکا حدود 5/5 تا 5/8 ميليون نفر باشند. به عبارت ديگر 2درصد از جمعيت ايالات متحده را يهوديان تشکيل ميدهند و اکثر آنها در اواخر

، سال اول، شماره چهارم، پاييز 1389، ص 115 ـ 132چكيده يهوديت داراي تاريخ پرفراز و نشيب و پر تنش و چالش بوده است. عصر جديد نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و گوياي مباحث سرنوشتسازي است كه نه تنها به كليت دين يهودي گره خورده است، بلكه آن مسائل

بيانيه زير در سومين كنگره بين المللي مسيحيت صهيونيستي كه در اورشليم از تاريخ 25 فوريه تا 29 فوريه سال 1996 برگزار شد، صادر شده است. در اين كنگره 1500 نماينده از 40 كشور شركت داشتند كه باني آن سفارت بين المللي مسيحيت در اورشليم بود.مقدمه:ما نمايندگان سومين كنگره بين

مقدمه اتحاد ويکپارچگي بين مذاهب اسلامي و حتي پيروان اديان الهي، از شعار هاي اصيل اسلامي و رمز بقا وپيشرفت اسلام ومسلمين بوده است .زيرا وحدت و همدلي در تحكيم روابط بين فِرَق اسلامي و تشكيل امت يك پارچه در سراسر جهان ، نقش حياتي دارد و به همان

مقدمه تبليغ از ديرباز دربين جوامع بشري، جايگاه کهن مهم ومؤثري داشته است. بطوريکه زمين هيچگاه از وجود مبلغ خالي نبوده ونخواهد بود واولين موجود بشري به عنوان مبلّغ و داراي پيام، پا بعرص? گيتي گذاشت .بهترين انسانهاي برگزيده شده وسفراي عالم بالا، وارست? به اين صفت وحاملان پيام الهي

در تمامي کشور هاي اسلامي، نشانه هاي خاصّي براي قبور رؤسا و رهبران و متفکّرين و هنرمندان! و پادشاهان! وجود دارد که هيچ کس آنها را خراب نکرده و به حرام بودنشان فتوا نداده، بسياري از آنها تبديل به مزار شده و رهبران کشورها براي تقدير از زحماتشان در تمام

وجوه مشترک و مشابهت هاي رفتاري وهابيان با خوارج عبارت است از: ?. وهابيان انسان ها را مي کشند و آباداني را از بين مي برند و مسلمانان را از دم تيغ برّان مي گذرانند ـ به اين دليل و بهانه که آنها از ميت طلب شفاعت مي کنند و

آغاز دعوت وهابيان در ديار نجد، به سال 1157 ق برمي گردد; زماني كه محمد بن عبدالوهاب (1115 ـ 1206 ق) حركت تبليغي خويش را در مبارزه با آنچه آن را شرك مي ناميد، آغاز كرد. وي براي توسعه دعوت خود به دِرْعيه رفت و با دادن دستِ اتحاد با

مقدمه: مبحث مورد تحقيق تحت فصول مختلف مورد بررسي قرار خواهد گرفت در فصل اوّل بنحو خلاصه تاريخچه وهابيت بررسي و سپس در فصل دوّم خلاصه اي از افکار اين فرقه مورد بررسي قرار خواهد گرفتفصل اوّل: تاريخچه وهابيت: مسلک وهابي منسوب به شيخ محمد فرزند “عبدالوهاب” نجوي است و

در کتب معتبر اهل سنّت رواياتى از پيامبر گرامى صلىاللهعليهوآله آمده که اشاره به ظهور فرقه وهّابيت شده است همان گونه که بخارى در صحيح خود از عبداللّه عمر نقل مىکند که گفت: ذَکَرَ النَّبِي صلى الله عليه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِي شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِي يمَنِنَا. قَالُوا:

دکتر عصام العماد، شيعه شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بيت (عليهم السّلام) و فارغالتحصيل دانشگاههاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و اکنون به مذهب تشيع گرويده است، در گفتوگوي تفصيلي به تشريح شکلگيري فرقه وهابيت و

مقدمه دين اسلام دين رحمت وپيام آور صلح وصفا است و اين قاعده يكي از اصول اوليه اسلام است و براي تحقق صلح و عدالت درجامعه و ازبين بردن ريشه هاي ظلم ، تبعيض و بي عدالتي تلاش كرده ومي كند.آيات و روايات فراواني درمدح وستايش عدالت و مذمت و

چهارراه اديان استعاره اي است مناسب براي توصيف فلسطين سرزميني که مسکن و ماواي ابراهيم نبي ، مهجر موسي (ع)، محل تولد عيسي بن مريم و توقفگاه عروج رسول اکرم (ص) بوده است . سرزميني به غايت زيبا که در آن تقابل صحرا و جلگه و کوه و دريا مناظر

در اين مقاله ضمن معرفي گفتمان پساصهيونيسم در برابر گفتمان صهيونيسم، به بررسي جريانهاي مختلف پساصهيونيسمي، افکار و آراي انديشمندان اين گفتمان و نقد و نظرات آنها پيرامون ارزشها و معارف موجود در جامعه اسرائيل و نزاع ميان فلسطين و اسرائيل پرداخته شده است.در طول مدتي که تحقيقات و مطالعات

صهيون نام تپه اي در اورشليم است که در گذشته بر فراز آن قلعه اي به همين نام وجود داشته است. به گفته کتاب مقدس (کتاب دوم سموئيل، 5: 6ـ9)، اين قلعه را حضرت داوود در حدود قرن دهم قبل از ميلاد فتح کرد و نام آن را «شهر داود»

نويسنده كتاب، گريس هال سل، در كودكي در ناحيهاي در تگزاس آمريكا با افكار بنيادگرايانه مسيحي پرورش يافته است. «بنيادگرايي مسيحي» در گذشته بر سلوك اخلاقي صحيح تكيه داشت، ولي در دهههاي گذشته صرفاً سياسي شده است. به «بنيادگرايان»، لقب «تجديدِحياتيافته» نيز داده ميشود. اين مسئله شامل يك نوع تجربه