روزي گدايي از ملانصرالدين کمکي خواست .ملا گفت : « نمي توانم به تو کمکي بکنم زيرا در شأن من نيست مبلغ کم و يا چيز کم ارزشي به کسي بدهم . »
گدا گفت : « مي تواني مبلغ زياد و چيز با ارزشي بدهي .»
ملا گفت : « آن وقت در شأن تو نيست که آن را دريافت کني ! »
نکته : توقع و خواسته هاي خودتان را از زندگي بالا ببريد .لياقت و ارزش ما خيلي بيشتر از چيزي است که اکنون است . به موازات خواسته هايتان ، تلاش و دعاهايتان را هم افزايش دهيد .
هنگامي که زندگي چيز فراواني به شما ارزاني نمي دارد،
براي اين است که خود چيز فراواني از او طلب نکرده ايد.
ملانصرالدين و گدا
- No Comments
- تعداد بازدید 216 نفر
- برچسب ها : داستان ها و حکمت ها, دعا, عاشقانه و عالمانه, فرزانه, گدا
اشتراک گذاری این صفحه در :
درد انگشت شست دست؛ دلایل، درمان و پیشگیری
1405/06/08
پرهیز از اذیت، آزار، ظلم و زور
1405/06/07
حکایت سیب و درخت
1405/06/05
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
5 نوشیدنی لاغرکننده
1405/05/26
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
1405/05/11