آنگاه که غرور کسی را می شکنی
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را […]
آنگاه که غرور کسی را می شکنی ادامه مطلب
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را […]
آنگاه که غرور کسی را می شکنی ادامه مطلب
اگر دروغ رنگ داشت ؛ هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود ………… اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ عاشقان سکوت شب را ویران میکردند ……….
رنگ دروغ- ارتفاع عشق ادامه مطلب
گفتندبیا، تمام کن این قصه راکه کاروان آهنگ سفرکرده است! و من با سکوتی تلخ ،فریاد زدم ، پای آمدنم نیست. گفتند بال بگشا! پرواز کن، گفتم: افسوس پر پرواز ندارم! بغض کهنه گلویم ملتهب شد و چشمان خیسم
اینجا پر از دلتنگی است… ادامه مطلب
علم دولت نوروز به صحرا برخاست زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست بر عروسان چمن بست صبا هر گهری که به غواصی ابر از دل دریا برخاست تا رباید کله قاقم برف از سر کوه یزک
یک نیمه دل را به جمال تو سپرده ایم یک نیمه دل را به خیال تو سپرده ایم کرده ایم همه عمر مسلم به دو قسمت آن دو به جمال و به خیال تو سپرده ایم از دست فراق تو
محاسبه عاشقانه : ۱ + ۱ = همه چیز و ۲ – ۱ = هیچ چیز #######اس ام اس عاشقانه####### من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به
صدف سینه من عمری گهر عشق تو پروردست کس نداند که درین خانه طفل با دایه چه ها کردست همه ویرانی و ویرانی همه خاموشی و خاموشی سایه افکنده به روزنها پیچک خشک فراموشی روزگاری است درین درگاه بوی مهر
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران ، سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست ور جز اینش جامه ای
محبوبِ من! نگاه دو چشم تو آشوب زای و وسوسه انگیزست مطبوع و دلپذیر و طرب افزاست خورشید گرم نیمه ی پاییزست. از روزن دو چشم تو می بینم آن عالمی که دلکش و دلخواه است افسوس می خورم که
اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود و آن را با مریضی مرتبط
کج دار و مریض یا کج دار و مریز ادامه مطلب
سوء تفاهم نشود لطفا، بازار سکه و ارز در حال سقوط است و شاخص بورس در حال افزایش به شکل دندان شکن، این شعر برای ۲۰ سال پیش است و شرح حال آن موقع به روایت گل آقا.از نو، همه
شعر طنز گل آقا برای گرانی ها: نشنیدیم چیزی ارزان شود! ادامه مطلب
و اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد، خداوند بر آن روز آن میزان بیفزاید که در آن، مردی از آل محمد قیام کند که دنیا را خانه عدل و داد کند همانطور که جایگاه ظلم و جور
باز هم نیمهء شب … ساعتی در دل شب …. همچو شبهای دگر … نیمه شب باز رسیدی از راه … من و اندیشه و آه … شب من کی رسد از راه خدا؟ آه از این تیره شب تنگ
آن روزها باران که می آمد مادرم زیر شر شر سقف می ایستاد و دعا می خواند پدرم وقتی دید دعای مادرم کافی نیست سوراخهای سقف را بر داشت و در جیب کتش پنهان کرد پدرم مرد بزرگی بود سرش
مرد می گوید حال سواری از دور خوش نیست می گوید حال سواری از دور نزدیک است بهم بخورد اگر نه از چه خم شده در برکه سایه اسب مرد سوال می کند از درخت همسایه اسب خم شده در
کلید زیر فرش است گلها را هم آب داده ام می روم تا آخر چیزهایی که پدر می گفت زود بر می گردم حالا به روی آینه نیاور که آمدی یا نه اصلآ بحث جدایی نیست اینکه باران سهم ماست
اصلا بحث جدایی نیست ادامه مطلب
حالا چند بهاری می شود که از روی خوش باد دست می دهی و هنوز باد کرده این همه برگ که این همه دل زیر خشت می رود آخر دست آخر همین سه چهار برگ هم که نباشد حکم دل
یه مشت کلمه مث باد هوا میاد دور و برت روزگارت و سیاه می کنه اول فکرمی کنی درای بهشت وا شده حوریا اومدن شراب آوردن برات همه چی رو به راهه به خودت که میای می بینی لهجت عوض
محتســب ، مـــردی به ره دیــد و گریبانش گرفت مست گفت : ای دوست ! این پیراهـن است ، افســار نیست گفت : مستی ، زان سبــب افتان و خیــزان میروی گفت : جـــرم راه رفتن نیست ، ره همــــوار
شادی ندارد ، آنکه ندارد به دل غمی آن را که نیست عالم غم ، نیست عالمی آنان که لذّت دم تیغت چشیدهاند بر جای زخم دل ، نپسندند مرهمی راز ستاره از من شبزندهدار پرس کز گردش سپهر نیاسودهام
گشــت غمنـــاک دل و جان عقـاب چـــو ازو دور شـد ، ایّــام شبــاب دید ، کــش دور به انجـــام رسیــد آفتابــش به لــــب بـــام رسیــد باید از هستــی ، دل برگیــــرد ره ســــوی کشـــور دیگر گیــرد خواســـت تا چـــاره ناچــار
با دود آخرین دانه ی اسفند دیگر گریه نمی کند دیگر می رود خیابان پیراهنی تازه بگیرد می رود تا می تواند برقصد و گل ببیند و سراسر شب را با همین رویه راه می رود می تواند برای سال
پرانتز باز همه چیز سر جای خودش بود و خودش سر جای چیزی مثل… آب که سر بالا می رود چرا که هر وقت ایستاده بخوابی بی گمان خوابیده بیدار می شوی و این اصل پنجم قانون کار است که
مقبره ای سفید سخنی باب اندوه رابعه جامه ای وصف اندرونی کیمیا خاتون غزلی به رای دیوان عالی حافظ به اعتقاد نگارنده: دیوارهای خانه ی همسایه دیوار نیست صدای شاملو شب ها نمی گذارد بخوابم مقبره ای سفید سخنی بابت
سر به زیر شده ای آذر نوش رنگ پریده ی چندین بهار نه اینطور نه دوباره بخوان سر به زیر شده ای بانوی هفت بند نی آمیز بردبار نه نشد دوباره بخوان سر به زیر شده ای پروانه زاد زمره
دنیای آدمی بودم اما به چشم هیچ راننده ای نیامده بودم بدون شما از کنار خیابان ناپدید می شوم بانو آمده بودم دارو برای خانه بگیرم از شهر شما بدور خانه ام سرطان پنجره دارد دکتر برده ام بالای سرش
دنیای آدمی بودم اما…. ادامه مطلب
آن روز دستهایت پنجره را وا کرده بود و بسته بود دستهایت آن روز پنجره را وابسته کرده بود و تبسمی رو به رنگ بر آج از هم گسیخته ی باد کوک باران بیاید و کوک می روم می زد
نه به دریا رفته بود نه به ساحل پا روی عصرهای نیامده در باد آن وقت ها کنار ساحل کنار درخت کوچک به کلبه ای به سبک بهار دیده بودم زنی مو بلوطی را و کودکی دوباره که آمدم کودک
اگر محبتى که در خود احساس مى کنید یا از جانب مدعى مى شنوید، از جنس و قماش عشق ناب باشد، مقدس است و سعى و تلاش در راه رسیدن به معشوق و محبوب، پسندیده و شایسته مى باشد ولى
عشق پاک یا هوس شعله ور ؟ ادامه مطلب
وقت است که باز آیی ثانیهها در تپشند ، التهابی مهیج و شوقی شیرین در پیکر کوچکشان میجوشد. در گذر از لحظهها کند می لغزند و شتاب همیشه را ندارند. تعدادشان به عدد منتظران زمینی و آسمانی است ،
در قرن ۲۱ وقت است که باز آیی ادامه مطلب