پاسخي از امام زمان درباره انتصابي بودن امام
در کتاب احتجاج طبرسي از احمد بن اسحاق نقل شده که او ضمن پرسشهايي که از حضرت حجة بن الحسن – عجل…
در کتاب احتجاج طبرسي از احمد بن اسحاق نقل شده که او ضمن پرسشهايي که از حضرت حجة بن الحسن – عجل…
آهاي آقا… آهاي خانوم… يه شاخه گل ازم بخر… از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر… اين يكي ياسه…
على عليه السلام فرمود: خدا پيغمبرش را در زمان انقطاع پيامبران و اختلاف مردم فرستاد، به وسيله او رسالت تمام شد و…
در ابتدا گونه شناسى انديشه منجىِ موعود در اديان چنين است: – داراى جنبه الوهى (مانند مسيح براى مسيحيان و ميتريه، براى…
در ابتدا گونه شناسى انديشه منجىِ موعود در اديان چنين است: – داراى جنبه الوهى (مانند مسيح براى مسيحيان و ميتريه، براى…
نماز نيمه شب هاي نيايش را به عشق تمناي تو به قامت مي ايستيم هر صبح کتاب خواب را به عشق روي…
مادر گفت: من لالايي تازه اي خواهم ساخت! من در گوش نوزاد دلبند خويش، حديثي تازه تر خواهم گفت من قلب کوچک…
روزها غرق غروب سرد و خاموش پنجره هائي بسته مردمي خفته پرواز از ياد پرنده ها رفته رنگ خورشيد بر رخسارهاي رنگ…
وقتي تو در من جوانه ميزني هنگامه اي در من اوج ميگيرد… وجودم به التهابي سنگين مي تپد… حضورت در رگهاي تنم…
در تقويم انتظار، همه فصل ها از عطر بهاري مهدي (عج) متبرک است. نوروز منتظران روزي است که از شب نيمه شعبان…
شعر دردهاي ناسروده است رنج يک جامانده از سفر رد گم شده اي در غبار ابهام شرح رفتن و به خود نرسيدن…
نمي دانم كي خواهي آمد ، آشناي دل ! تويي كه هنوز به حقيقت نمي دانم كيستي ؟ تويي كه يك روز…
زمين فقط پنج تابستان به عدالت تن داد و سبزي اين سالها تتمه آن جويبار بزرگ است که از سرچشمه ناپيدايي جوشيد…
سوگند به طور سرزمين نيزه هاي شکسته سرزمين علمهاي افتاده سرزمين مشکهاي تشنه سرزمين خيمه هاي سوخته و کتاب مسطور في رقٍّ…
در كوچه هاي شهر دلم ، نسيم عطر دل انگيزت پيچيده است و بهار بهار شكوفه از در و ديوار مي بارد…
مرغ دل ديرزماني است که در هوس روي نگار اين سوي و آن سوي مي پرد و پروانه وار شمع خيالش را…
موج ايام مرا بسوي غروب زندگي کشانده است اينک با چشماني ارغواني دستاني پر از باران سرخ نگاهي با زبان التماس از…
پدر گفت: آقا! آقا جان! آقاي يگانه من! مظلومترين! تنهاترين! تو خود خوب مي داني که من، عاشق عاشقي پيشه دل شکسته…
ياسها در کنار پنجره گل داده اند و درختان آبستن شکوفه اند. چقدر در راهروهاي دلواپسي و نگراني به انتظار بنشينم؟ چقدر؟!…
اي كسي كه روزه دار واقعي اين ماه هستي . اي كسي كه رحمت خدا به ما به خاطر وجود مبارك توست…
شانه هايم سخت سنگيني مي كند و احساس مي كنم پشتم زير خروارها بار در حال خم شدن است اي غايب از…
و سالهاست در پس پردة اشک کوچه باغ نگاه مهربانت را در تجسّم آه مي بينم ، سالهاست نگاهم بي ترانة حرفهايت…
مولا……. زمين در انتظار توست… زمان به سويت قدم بر مي دارد… سکوت آسمان نشان از نياز است! نياز به ياري!! اينجا…
صبر يعني امتداد عطش لبهاي ترک خورده خاک تا فصل باران : صبر يعني کشت تحمل در باغچه انتظار تا شکوفه حضور…
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد گويند وقتي كه مسيح بيايد، صليب…
مرا بخوان صدايم کن اي اشتياق بي انتها اي ايستاده بر فراز زمان که رهگذري خسته ام در بياباني بي آب تفتيده…
دلم بهانه تو را گرفته است; اي «موضوع » زندگي من! اي «سؤال اصلي » آفرينش! «روشي » نمانده است که با…
بوي خوش بهشت از كنار آن آبگير، يعني غدير عرشيان و بهشتيان، جان ها را مي نوازد اين چه بوي خوشي است…
اي کاش چون هميشه و براي بيان مطالب کلمات از پي هم مي آمدند و مي رفتند و مرا از وجود غمها…
انا المهدي؛ انا المهدي؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. با من از همه آنچه در دل داريد…