کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: امید و امید آفرینی، اعتماد و عزت نفس
- یکی از مفاهیمی که در فرهنگ عمومی رایج است، «اعتماد به نفس» است.
اما در معارف دینی، این پرسش همواره مطرح بوده که آیا انسان باید به نفس خود اعتماد کند یا آن را متهم سازد؟ آیا باید به خدا اعتماد داشت یا به نفس؟
- وجه جمع میان این دو نگاه آن است که انسان مؤمن، به نفس خود به خودی خود، نه تنها هیچ اعتمادی ندارد، بلکه پیوسته آن را متهم میسازد.
- همانگونه که در خطبۀ متقین (خطبۀ ۱۹۳) نهجالبلاغه آمده است، انسان باایمان دائماً نفس خود را به تنبلی، کوتاهی در بندگی و عدم تواضع در برابر مردم متهم میکند.
اما اگر اعتماد به نفس به این معنا باشد که انسان، موهبتها، استعدادها و قدرتهایی را که خداوند در وجود او قرار داده است قدر بداند، این نوع از اعتماد به نفس در واقع همان اعتماد به خداست؛ زیرا اعتمادی است که به دادههای الهی داریم. چنین باوری مانع از آن میشود که انسان برای رفع نیازهایش، عزت خود را لگدمال کرده و به دیگران وابسته شود.
- جلوۀ این اصل، بیش از هرجا در هنگام فقر و تنگدستی آشکار میشود. زمانی که انسان از نظر مالی دچار ناتوانی میشود، ممکن است راههای مختلفی به ذهنش برسد که مستلزم کرنش در برابر دیگران است.
- امیرالمؤمنین علی (ع) به ما میآموزند که اگر انسان به توانمندیهای خدادادی خود اعتماد کند، چه بسا بتواند راهی برای رفع مشکل خود بیابد، بیآنکه نیازش را نزد کسی ابراز کند.
اما اگر کارد به استخوان رسید و راهی نیز به ذهن انسان نرسید، حضرت یک خط قرمز بنیادین را مشخص کردهاند:
- هرگز نباید از انسانهای نااهل و فرومایه درخواستی کرد.
ایشان در نهجالبلاغه میفرمایند: فَوْتُ الْحَاجَهِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیْرِ أَهْلِهَا؛ یعنی: از دست رفتن حاجت، تحملش آسانتر از درخواست کردن آن از نااهلان است.
چرا که انسان نااهل در برابر هر کمکی که میکند، گوشهای از عزت و آبروی انسان را بر باد میدهد.
منابع:
- خطبه ۱۹۳ نهچالبلاغه
- حکمت ۶۶ نهچالبلاغه