کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: امید و امید آفرینی، امید فقط به خدا
ما برای امیدوار زیستن، بهانههای فراوانی داریم؛ اما ارزش و ماندگاری همۀ این بهانهها یکسان نیست. برخی به مال و ثروتی که خداوند به آنها عطا کرده تکیه میکنند؛ برخی به حسب و نسب و خاندان خود؛ و برخی دیگر به شهرت یا دانش خویش.
- اما برترین تکیهگاه، کسی است که خود، سرچشمۀ علم، ثروت، اعتبار و همۀ این نعمتهاست؛ یعنی خداوند متعال. او تنها تکیهگاه اصیل و بیواسطهای است که هرگز زوال نمیپذیرد و هیچ نیازی نیز به ما ندارد.
امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند:
«لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ»؛ یعنی: هیچیک از شما جز به پروردگارش امید نداشته باشد.
این سخن به چه معناست؟ آیا مقصود آن است که روابط خود را با دیگران قطع کنیم و از آنها کناره بگیریم؟
خیر، بلکه بدین معناست که باید عقل و قلب خود را به این باور برسانیم که اگر پدر، مادر، طبیب، دوست، دانش و سایر اسباب میتوانند برای ما سودمند باشند، تأثیرگذاری آنها تنها تا زمانی است که در مسیر الهی، به اذن او و از جانب او باشد. اگر خداوند اراده کند، اثر همۀ اینها را خواهد گرفت.
- نتیجۀ چنین اعتقادی آن است که اگر روزی این سرمایههای درجه دوم از دست بروند، ذرهای در ما تزلزل ایجاد نخواهد شد؛ چرا که از ابتدا تکیهگاه اصلی ما خداوند بوده است و دیگران را تنها به عنوان واسطه و سبب میشناختیم.
- بر همین اساس، ما حتی برای اهل بیت (ع) و پیامبر اکرم (ص) نیز استقلالی در تأثیرگذاری قائل نیستیم. ما به ایشان به سوی خدا متوسل میشویم، زیرا خداوند به آنها مقام «واسطۀ فیض» بودن را عنایت فرموده است.
قرآن کریم این اصل را دربارۀ حضرت عیسی (ع) به زیبایی بیان میکند. خداوند به ایشان میفرماید که:
تو گِل را به شکل پرنده درمیآوردی و از روح خود در آن میدمیدی و به پرنده تبدیل میشد، اما «بِإِذْنِی»؛ یعنی به اجازۀ من بود. بیمار لاعلاج را شفا میدادی، اما «بِإِذْنِی»؛
بنابراین، وقتی انسان درمییابد که حتی بزرگترین بندگان خدا همچون انبیا و ائمه (ع) نیز همه چیزشان با تکیه بر خداوند است، اگر روزی اسباب ظاهری را از دست بدهد، هرگز امید خود را از دست نخواهد داد.
منابع:
- حکمت ۸۲ نهچالبلاغه