صفحه اصلی دوره بازکردن همه

چطور امیدوار باشیم

متن

بسم‌الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد مهدوی ارفع

عنوان: امید و امید آفرینی، چطور امیدوار باشیم

پس از آنکه دانستیم چرا باید امیدوار باشیم و چه آفاتی امید ما را تهدید می‌کند، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توانیم به دور از شعارزدگی و ادعا، امیدوارانه زندگی کنیم؛ به‌گونه‌ای که این امیدواری و انرژی مثبت از ما به دیگران نیز منتقل شود و در وجود ما ذره‌ای یأس و ناامیدی یافت نشود؟

امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، راهکارهایی عملی برای تحقق این هدف ارائه می‌دهند:

  1. پرهیز از همنشینی با انسان‌های ضعیف‌النفس؛

اولین گام، پرهیز از همنشینی با افرادی است که از نظر شخصیتی ضعیف هستند؛ نه از نظر مالی یا جسمی، بلکه از جهت انگیزه، جدیت و اراده.

 حضرت در حکمت سی‌وهشتم نهج‌البلاغه به فرزندشان توصیه می‌کنند که از همنشینی با برخی افراد بپرهیزند که ریشۀ صفات ناپسند همۀ آن‌ها به ضعف شخصیت بازمی‌گردد.

این افراد عبارت‌اند از:

  • احمق: زیرا می‌خواهد به تو سود برساند، اما ضرر می‌زند.
  • دروغگو: زیرا همچون سراب، دور را برای تو نزدیک و نزدیک را دور جلوه می‌دهد.
  • فاسق و گناهکار
  • بخیل

شخصیت بخیل از آن رو ضعیف است که می‌ترسد اگر امروز انفاق کند، فردا چیزی برای خود نداشته باشد؛ این یعنی او به خداوند و رزاقیت او امید ندارد.

امیرالمؤمنین (ع) در نامه پنجاه‌وسوم به مالک اشتر نیز تأکید می‌کنند که افراد بخیل، ترسو و حریص را هرگز در گروه مشاوران و دستیاران خود راه ندهد؛ زیرا ایشان معتقدند اگرچه بخل، ترس و حرص، صفات متفاوتی به نظر می‌رسند، اما ریشۀ همۀ آن‌ها به سوءظن و بدگمانی نسبت به خداوند بازمی‌گردد.

بنابراین، اولین راه برای امیدوار زیستن، پرهیز از معاشرت با کسانی است که در نگاه توحیدی خود ضعیف هستند.

  • تمرکز بر وعده‌های بزرگ الهی؛

راهکار دوم این است که نگاهمان را به وعده‌های بزرگ خداوند معطوف کنیم. هر مؤمنی می‌داند که خداوند برای نیکی‌ها، پاداش‌هایی را وعده داده و نسبت به بدی‌ها، از عذاب خود بیم داده است. وعده‌های خداوند هرگز تخلف‌ناپذیر است («إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ»)، هرچند ممکن است از روی لطف و رحمت خود، ما را از عذابی که از آن ترسانده بود، نجات بخشد.

  • بر اساس خطبۀ ۱۹۳ نهج‌البلاغه (خطبۀ متقین)، چشم انسان باایمان همواره به وعده‌های خداوند دوخته شده است؛ به آنچه دربارۀ بهشت و نعمت‌های بزرگ آن فرموده است.

این نگاه، چشم و دل انسان را پر می‌کند، تا جایی که شوق بهشت و ترس از جهنم در اهل تقوا آن‌چنان شدید می‌شود که به تعبیر حضرت، اگر اجل معین آن‌ها نبود، دوست نداشتند حتی به اندازۀ یک چشم بر هم زدن در این دنیا بمانند و روح آسمانی‌شان در این قفس زمینی گرفتار باشد. از این رو، شایسته است که انسان دربارۀ آنچه خداوند از آثار بندگی صالح و نعمت‌ها و مقامات بهشتی وعده داده است، مطالعه و تفکر کند تا قلبش سرشار از امید گردد.

منابع:

  • حکمت ۳۸ نهچ‌البلاغه
  • نامه ۵۳ نهچ‌البلاغه
  • خطبه ۱۹۳ نهچ‌البلاغه
به بالا بروید