دوره Home
1-تغییر ذائقه زن در تاریخ
2-تأثیر سیب‌زمینی در صنعت غرب
3-فست فود از کجا آمد؟
4-زندگی ساندویچی
5-خدا یا عقل، قسمت اول
6-خدا یا عقل، قسمت دوم
7-نگاه خدایی یا مادی به زن؟!
8-بهانه‌هایی برای طلاق
9-چرا زن ایرانی باید تغییر می‌کرد؟
10-استثمار و ایران
11-استعمار و ایران
12-ما نمی‌توانیم، غرب می‌تواند!
13-استبداد در ایران
14-کشف حجاب از کجا شروع شد؟
15-برهنگی زن ایرانی یا روزگار برهنگی
16-برهنه‌سازی ذهن زن ایرانی
17-کانون بانوان، محلی برای تغییر
18-جلوه‌گری زن، تنها هدف پهلوی
19-تفاوت بین پهلوی و جمهوری اسلامی
20-ریشه جشن‌های 2500 ساله
21-قالب غربی زن ایرانی
22-نسخه وارداتی سبک زندگی
23-نقش زن در زمان پهلوی دوم
24-زنان ایرانی در راه انقلاب اسلامی
25-زنان در جنگ تحمیلی
26-تغییر پوشش زنان پس از انقلاب
27-منشأ پوشش زنان ایرانی
28-شکست غرب در پروژه زن ایرانی
29-فمنیسم یا اعتدال؟!
30-غرب و فرار از غرق شدن!
31-تحولات سیاسی و نفوذ در دوران انقلاب
32-عملکرد دولت‌ها در دوران جنگ تحمیلی
33-بحرانی به نام فروشگاه‌های زنجیره‌ای
34-انتظارات از کجا بالا رفت؟!
35-شروع فاصله طبقاتی
36-فضای مجازی راه نفوذ به ذهن دختر ایرانی
37-مرگ یک دختر ایرانی
38-روسری‌تکانی در خیابان‌های ایران
39-آینده زن ایران
40-مأموریت زن ایرانی

22-نسخه وارداتی سبک زندگی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد سیاوشی

عنوان: نسخه وارداتی سبک زندگی

وقتی نسخه سبک زندگی وارداتی می‌شود تعارضاتش با نسخه بومی که یک ریشه تاریخی قابل‌توجه دارد باعث تهی‌شدن فکر می‌شود.

به این تهی‌شدن بحران می‌گویند.

زن و مرد ایرانی آرام‌آرام قدرت فکرکردن را از دست دادند. همان چیزی که ابرقدرت‌ها دنبال آن بودند. کاهش حساسیت باید اتفاق می‌افتاد. این کاهش حساسیت نیازمند این بود که فکرکردن، تبدیل به یک کار بسیار سخت و پیچیده بشود. درگیری با مسائل روزمره، درگیری انواع و اقسام نام‌های جدید، درگیری با سبک سطحی و سبک رابطه دختر و پسر؛ قدرت فکرکردن را از زن و مرد ایرانی گرفت.

مرد ایرانی درگیر محیط کار بود و زن ایرانی وظیفه تربیت فرزندان را برعهده داشت. در کنار فعالیت‌های اجتماعی که داشت.

زن ایرانی اعتمادبه‌نفس قابل‌توجهی داشت. متأثر از ریشه دینی و تاریخی ای که برایش ترسیم شده بود. متأثر از مناسک دینی که برای او ترسیم شده بود. از زنان بزرگی در تاریخ الگوبرداری می‌کرد. زنانی که صبور بودند، قانع بودند، پای‌کار بودند و پا به پایِ همسرشان در تربیت نسل آینده یعنی فرزندانشان نقش جدی داشتند.

اینها آرام‌آرام اعتمادبه‌نفس خودشان را از دست دادند. زنی که اعتمادبه‌نفس خودش را از دست بدهد توانایی اداره خودش را ندارد چه برسد به این که بخواهد فرزندانش را تربیت کند.

زن در جامعه ایرانی محوریت داشت.

شاید به طنز گاهی اوقات گفته بشود که مرد ایرانی به‌شدت به همسرش وابسته است و تحت سیطره او است. ولی با تعبیر خارج از طنز این موضوع باید گفته بشود که بله زن ایرانی در محیط خانواده محوریت داشت. رُکن اصلی خانواده بود و مرد به او عشق می‌ورزید و این عشق‌ورزیدن تبلور در تبعیت از او پیدا می‌کرد. چون می‌دانست این زن بر اساس مصلحت تصمیم‌گیری می‌کند؛ ولی از این زمان به بعد به‌واسطه تهی‌شدن در عرصه فکری زن و مرد دچار یک گسست فکری شدند.

درس Content
به بالا بروید