Course Home
1.وظایف فرزند نسبت به والدین قسمت اول
2.وظایف فرزند نسبت به والدین قسمت دوم
3.واقع نگر باشیم!
4.نیاز دوستی در زندگی انسان
5.نقش رفتارهای اجتماعی در رشد و تعالی انسان
6.نقش انسان در دوستی
7.مواجه با مشکلات
8.معیارهای زندگی پرنشاط و شاداب (قسمت اول)
9.معیارهای زندگی پرنشاط و شاداب (قسمت دوم)
10.مُدگرایی و آسیب های اجتماعی (قسمت اول)
11.مُدگرایی و آسیب های اجتماعی (قسمت دوم)
12.مادران موفق قسمت اول
13.مادران موفق قسمت دوم
14.مادران موفق قسمت سوم
15.مادران موفق قسمت چهارم
16.مادران موفق قسمت پنجم
17.مادران موفق قسمت ششم
18.فرزند دختر باشد خوب است یا پسر؟
19.عوامل موثر در تربیت قسمت اول
20.عوامل موثر در تربیت قسمت دوم
21.عوامل موثر در تربیت قسمت سوم
22.عوامل موثر در تربیت قسمت چهارم
23.صله رحم
24.شکل دهی شخصیت
25.شتاب در تربیت
26.روش‌های تربیتی
27.رعایت پوشش ظاهری والدین در منزل در برابر فرزندان (قسمت اول)
28.رعایت پوشش ظاهری والدین در منزل در برابر فرزندان (قسمت دوم)
29.راهکارهای کلی در تربیت
30.راهکارهای ایجاد انگیزه های علمی در فرزندان
31.راهکارهای انگیزه سازی برای تحصیل
32.دوگانگی رفتاری والدین نسبت به فرزندان
33.دنیا محل گذر
34.خجالت و کم رویی در فرزندان
35.حسادت فرزند نسبت به دیگران
36.تناقض بین پدر و مادر
37.تعامل بین پدر و مادر
38.تربیت دینی فرزند
39.تربیت اعتقادی
40.پدر، مدیر تربیتی خانه
1 of 4

3.واقع نگر باشیم!

متن

بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد تراشیون
عنوان: واقع نگر باشیم

یکی از اصول و روش هایی که ما باید در تربیت لحاظ کنیم این است که بچه ها باید قله را در زندگی ببینند و متوجه بشوند که هدف در زندگی چیست؟
ولی اگر همیشه از بچه ها ایده آل ها را خواستیم و آنها را از واقعیت ها دور نگه داشتیم، قطعا نسبت به زندگی دلسرد می شوند.
یک تعبیری را مقام معظم رهبری در مورد ازدواج دارند: اگر دختر یا پسری در انتخاب همسر به دنبال ایده آل باشند، ایده آل دست نیافتنی است.
یعنی ممکن است که آنرا نتوانند بدست بیاورند. لذا همین منجر به دلسردگی بشود و تأخیر در ازدواج بشود.
یک حقیقتی در زندگی انسان ها وجود دارد که ما با واقعیت ها زندگی می کنیم. یعنی همان چیزهایی که پیرامون و اطراف ما است.
انسان هایی که واقعیت ها را درک می کنند و زندگی شان را براساس واقعیت ها تنظیم می کنند، موفق تر خواهند بود. در تربیت فرزند هم باید همین دیدگاه را داشته باشیم.
یک موقعی فرزند ما توان و استعدادش نمره 17 است. و واقعا هم می دانیم که سقف نمره اش این است. ما نباید از او نمره 20 را بخواهیم. و اگر اینطور باشد ممکن است که در او اضطراب و استرس ایجاد کنیم. و توقعات فراوانی که داشتیم را به او انتقال بدهیم و او را دلسرد کنیم که منجر می شود همان تلاشی که برای 17 داشت را دیگر نداشته باشد.
بنابراین ما باید به اصل واقع نگری در زندگی توجه کنیم. در همه مسیر ها هم باید توجه کنیم.
واقعیت جامعه و خودمان و خانواده مان و استعدادمان را بدانیم که چیست. و بدانیم که واقعیت دنیا چیست.
آیا ما در دنیا می توانیم به همه آرزوهایمان برسیم؟ قطعا خیر
انسان هایی بودند که آرزوهای بزرگی داشتند. از قضا امکانات فراوانی هم داشتند ولی نتوانستند به هدفشان برسند. از طرفی انسان هایی هم بودند که واقعیت ها را سنجیدند، از آن به خوبی بهره گرفتند و از فرصت ها به خوبی استفاده کردند.
به این جمله دقت کنیم: وقتی انسان واقع نگر باشد، این واقع نگری یک پیامی دارد: یعنی ما از ظرفیت پیرامونی که داریم به خوبی استفاده می کنیم.
ولی انسان های ایده آل گرا معمولا در خلأ در حال حرکت هستند. هیچ وقت به ایده آل های خودشان امکان دارد که دست پیدا نکنند و بلکه از واقعیت هایی که دارند هم نتوانند به خوبی استفاده کنند.
ما باید این ظرفیت را در بچه ها ایجاد کنیم که بچه ها از همان ابتدا، هم ما به اندازه توانشان از آنها توقع و انتظار داشته باشیم و هم آنها از زندگی و کنار ما بودن و دنیا توقع به اندازه داشته باشند.
وقتی ما مسئله واقعیت در زندگی را مطرح می کنیم به این معنا نیست که دیگر نباید تلاش کرد یا رشد پیدا نکرد بلکه آن رشد و تلاش جزئی از این واقعیت است.

Lesson Content
به بالا بروید