مترجمی که همیشه اسیر بود

مترجمی که همیشه اسیر بود

اسارت به تنهایی مفهومی سنگین و باورنکردنی دارد.کتاب ملاصالح تصویری است از اسارت مردی که طعم زندان را در سه برهه از زمان یعنی قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی چشیده است. آن بیست و سه نفر، پیش در آمدی بر ملاصالح اگر جزو کسانی باشید

اولین ها 4

اولین ها 4

اولين داستان جنگ شهرها نخستين داستاني که با اين موضوع محوري به صورت کتاب انتشار يافت حمله هوايي (1359) نوشته حسين داريان بود. اولين درخواست تشکيل جلسه شوراي امنيت تعامل جمهوري اسلامي ايران با سازمان ملل متحد به ويژه تحريم نشست‌هاي شوراي امنيت از جانب ايران، سرانجام با سرنگوني هواپيماي

خاطرات رزمندگان 2

خاطرات رزمندگان 2

آمبولانس سوخته عمليات کربلاي 5 در حين پيشروي به آمبولانسي برخورديم که در آتش مي‌سوخت و آژير آن مثل اينکه اتصالي کرده باشد يکسره صدا مي‌کرد تمام منطقه را طنين صداي آن پر کرده بود اين وضعيت ساعتها ادامه داشت تا يکي از بچه‌ها با رگبار تيربارش آن را خاموش

آداب جبهه 1

آداب جبهه 1

آب متبرك ارادت همه‌ي نيروهاي بسيجي به امام (ره) بر عالم و آدم آشكار بود و در همان حال آن‌قدر مشتاق بودند كه به اميد درك محضر آن منجي به شرط گرفتن نقطه‌اي خاص و استراتژيك از دست دشمن جان مي‌دادند و براي چشيدن قطره‌اي آب از يك تانكر چند

داستان های صدر اسلام 5

داستان های صدر اسلام 5

اولين بيعت كننده  پس از خواندن نامه امام حسين (ع) در منزل مسلم بن عوسجه، عابس به نزد مسلم بن عقيل رفت و گفت: «سپاس خدا را سزاست و ثناي من شايسته او باد. من از مردم به تو چيزي نخواهم گفت و نمي‌دانم چه در دل دارند، و چگونه

طنز 15

طنز 15

چهار كلمه، چهار شخص بچه‌ها طبق آداب جبهه، روي چهار تكه كاغذ، كلمات اسير، مجروح، شهيد، سالم را نوشته، هر كس يكي را برداشت. فرد «سالم» گفت: بله، اگر قرار باشد ما هم شهيد شويم، چه كسي از كيان اسلامي محافظت كند؟ معلوم است ما براي خدا مهم هستيم، شايد

اسیر عادت ها نشویم

اسیر عادت ها نشویم

خارپشتي از يك مار تقاضا كرد كه بگذارد در لانه ي او ماوا گزيند.مار پذيرفت و او را به لانه ي تنگ و كوچكش راه داد.چون لانه ي مار كوچك بودخارهاي تيز خارپشت به بدن مار فرو ميرفت و او را اذيت ميكرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستي

خانواده در سايه خست !

خانواده در سايه خست !

کنترل دخل و خرج و آينده‌نگري اصلاً صفت بدي نيست اما بعضي از ما مثل ميرزا نوروز “که به کفش‌هاي پاره و زوار در رفته‌اش چسبيده بود” چنان به پول مي‌چسبيم که جداشدن از آن محال است. روان‌شناسان خساست را يک نوع مشکل «رواني» مي‌دانند چون معتقدند افراد مبتلا به

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید