دسته بندی :اشعار و متون ادبی

75 مقاله

نگاهی به معروف ترین اشعار دفاع مقدس

نگاهی به معروف ترین اشعار دفاع مقدس

اشعار معاصر در جامعه ما به دو صورت مورد قبول عام قرار می‌گیرند و به شهرت می‌رسند. یکی از قرار گرفتن در کتاب‌های درسی و دوم رسانه‌ای شدن به آن معنا که با موسیقی و یا خواننده‌ای مطرح همراه شود. با این اوصاف معروفترین اشعار دفاع مقدس را می‌توان اینگونه برشمرد:

جملات به یاد ماندنی

جملات به یاد ماندنی

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد ———— ——— ——— — هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک

اگر آن ترک شیرازی... (حتما تا آخرشو بخونید)

اگر آن ترک شیرازی… (حتما تا آخرشو بخونید)

  کل کل شاعرا هم به مرور زمان جالب میشه   حافظ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا  به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را  صائب تبریزی       اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا

داستان عاشقانه‌ی یک شعر - نخونی از دستت رفته !

داستان عاشقانه‌ی یک شعر – نخونی از دستت رفته !

این شعر و تصنیف زیبای اون، رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم شعری زیبا از مهرداد اوستا : وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت کشیدم از تو کشیدم، شنیدم

پرده پندار

پرده پندار

پشت شیشیه باد شبرو جار می زد برف سیمین شاخه ها را بار میزد پیش آتش یار مهوش نرم نرمک تار میزد جنبش انگشتهای نازنینش به چه دلکش به چه موزون نقشهای تار و گلگون بر رخ دیوار میزد موجهای سرخ می رفتند بالا روی پرده بچه گربه جست می

فقر چیست ؟

فقر چیست ؟

فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتۀ کتابفروشی می نشیند فقر، تیغه های برندۀ ماشین بازیافت است،که روزنامه های برگشتی را خرد می‌کند فقر ، کتیبۀ سه هزار ساله‌ای است که روی آن یادگاری نوشته‌اند فقر، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان

باران باز باران - یادش بخیر

باران باز باران – یادش بخیر

باران باز باران، با ترانه، با گهرهای فراوان مى خورد بر بام خانه. من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها، رودها را اوفتاده. شاد و خرم یک دو سه گنجشک پر گو، باز هر دم می پرند این سو و ان سو. می خورد بر شیشه و در مشت

گلچین سروده های گیلانی

گلچین سروده های گیلانی

پشت شیشه باد شبرو جار میزد برف سیمین شاخه ها را بار میزد پیش آتش یار مهوش نرم نرمک تار میزد جنبش انگشتهای نازنینش به چه دلکش به چه موزون رقصهای تار و گلگون بر رخ دیوار میزد ******** ابر های سرخ و آبی روز های آفتابی چون دل من

شعر بايد گفت

شعر باید گفت

شعر باید گفت و شعر تازه گفت شعر خوش آهنگ و خوش اندازه گفت تازگی ربطی ندارد با زمان تازه آن باشد که ماند جاودان کهنه ی دیروز گر زیبا بود تازه هم امروز و هم فردا بود تازه امروز گر بی معنی است کهنه است و آنی است و

خانه ویران

خانه ویران

خانۀ ویران از خانۀ تار و نیمه ویران آواز جگرخراش برخاست رفتم به درون آن شتابان فریاد زدم: « کسی در اینجاست؟ » دادم به زمین و آسمان گوش… ایوان و اتاق و پله و بام خاموش، چو گورِ تیره، خاموش آرام، چو چشمِ مرده آرام از پنجره دیدم آسمان

چطور ، بهتر زندگی کنم؟

چطور ، بهتر زندگی کنم؟

پرسیدم….. چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ با کمی مکث جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت

آنگاه كه غرور كسي را مي شكني

آنگاه که غرور کسی را می شکنی

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه

آفرینش زن

آفرینش زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟ او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد. باید دویست قطعه

رنگ دروغ- ارتفاع عشق

رنگ دروغ- ارتفاع عشق

اگر دروغ رنگ داشت  ؛ هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود ………… اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ عاشقان سکوت شب را ویران میکردند ………. اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال !

اينجا پر از دلتنگي است...

اینجا پر از دلتنگی است…

گفتندبیا، تمام کن این قصه راکه کاروان آهنگ سفرکرده است! و من با سکوتی تلخ ،فریاد زدم ، پای آمدنم نیست. گفتند بال بگشا! پرواز کن، گفتم: افسوس پر پرواز ندارم!   بغض کهنه گلویم ملتهب شد و چشمان خیسم اقرار کرد که هرچه هست در این پینه های دل

در وصف بهار

در وصف بهار

علم دولت نوروز به صحرا برخاست                  زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست بر عروسان چمن بست صبا هر گهری                 که به غواصی ابر از دل دریا برخاست تا رباید کله قاقم برف از سر کوه                       یزک تابش خورشید به یغما برخاست طبق باغ پر از نقل

یا صاحب الزمان بیا

یا صاحب الزمان بیا

یک نیمه دل را به جمال تو سپرده ایم یک نیمه دل را به خیال تو سپرده ایم کرده ایم همه عمر مسلم به دو قسمت آن دو به جمال و به خیال تو سپرده ایم از دست فراق تو اگر جان به سالم بردیم به امید وصال تو سپرده

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس عاشقانه

محاسبه عاشقانه : ۱ + ۱ = همه چیز و ۲ – ۱ = هیچ چیز #######اس ام اس عاشقانه####### من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم

اشک خدا

اشک خدا

صدف سینه من عمری گهر عشق تو پروردست کس نداند که درین خانه طفل با دایه چه ها کردست همه ویرانی و ویرانی همه خاموشی و خاموشی سایه افکنده به روزنها پیچک خشک فراموشی روزگاری است درین درگاه بوی مهر تو نه پیچیدست روزگاری است که آن فرزند حال این

باغ من

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران ، سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله ی زر تا پودش باد گو

محبوب من

محبوب من

محبوبِ من! نگاه دو چشم تو آشوب زای و وسوسه انگیزست مطبوع و دلپذیر و طرب افزاست خورشید گرم نیمه ی پاییزست. از روزن دو چشم تو می بینم آن عالمی که دلکش و دلخواه است افسوس می خورم که چرا دستم از دامن امید تو کوتاه است. آیینه ی

کج دار و مریض یا کج دار و مريز

کج دار و مریض یا کج دار و مریز

اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود و آن را با مریضی مرتبط می دانند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز

شعر طنز گل آقا برای گرانی ها: نشنیدیم چیزی ارزان شود!

شعر طنز گل آقا برای گرانی ها: نشنیدیم چیزی ارزان شود!

سوء تفاهم نشود لطفا، بازار سکه و ارز در حال سقوط است و شاخص بورس در حال افزایش به شکل دندان شکن، این شعر برای ۲۰ سال پیش است و شرح حال آن موقع به روایت گل آقا.از نو، همه اجناس به بازار گران شد گردید گران، آن چه که

شب آویز

شب آویز

 و اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد، خداوند بر آن روز آن میزان بیفزاید که در آن، مردی از آل محمد قیام کند که دنیا را خانه عدل و داد کند همانطور که جایگاه ظلم و جور شده بود … یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت

شب چراغ ...

شب چراغ …

باز هم نیمهء شب … ساعتی در دل شب …. همچو شبهای دگر … نیمه شب باز رسیدی از راه … من و اندیشه و آه … شب من کی رسد از راه خدا؟ آه از این تیره شب تنگ و دراز … آه، دوری ز تماشاگه راز … آه

سر به زير شده ای

سر به زیر شده ای

سر به زیر شده ای آذر نوش رنگ پریده ی چندین بهار نه اینطور نه دوباره بخوان سر به زیر شده ای بانوی هفت بند نی آمیز بردبار نه نشد دوباره بخوان سر به زیر شده ای پروانه زاد زمره هر جا نشین باد ای وای تو اصلآ انگار نه

دنيای آدمی بودم اما....

دنیای آدمی بودم اما….

دنیای آدمی بودم اما به چشم هیچ راننده ای نیامده بودم بدون شما از کنار خیابان ناپدید می شوم بانو آمده بودم دارو برای خانه بگیرم از شهر شما بدور خانه ام سرطان پنجره دارد دکتر برده ام بالای سرش زیارت ناحیه خوانده ام پشت درب های بسته ی ناحیه

دست هايت آن روز

دست هایت آن روز

آن روز دستهایت پنجره را وا کرده بود و بسته بود دستهایت آن روز پنجره را وابسته کرده بود و تبسمی رو به رنگ بر آج از هم گسیخته ی باد کوک باران بیاید و کوک می روم می زد بعدها بومی برهنه تنی می گفت: آسمان گریبان دریده بود

آن وقت ها

آن وقت ها

نه به دریا رفته بود نه به ساحل پا روی عصرهای نیامده در باد آن وقت ها کنار ساحل کنار درخت کوچک به کلبه ای به سبک بهار دیده بودم زنی مو بلوطی را و کودکی دوباره که آمدم کودک به دریا رفته بود کلبه ای لبریز خوابهای زمستانی بود

پدرم مرد بزرگی بود

پدرم مرد بزرگی بود

آن روزها باران که می آمد مادرم زیر شر شر سقف می ایستاد و دعا می خواند پدرم وقتی دید دعای مادرم کافی نیست سوراخهای سقف را بر داشت و در جیب کتش پنهان کرد پدرم مرد بزرگی بود سرش به سقف می رسید

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید