
مقام والای مادر در قرآن
زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، عبد الله؛ نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند،
410 مقاله

زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، عبد الله؛ نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند،

پرسش:نظر قرآن درباره الوهیت مسیح که به صورت تثلیث مطرح گردیده است چیست؟ و بر بطلان آن چگونه استدلال کرده است؟پاسخ: قرآن در این باره دو برهان روشن و همگانى دارد که ما به توضیح مى پردازیم.۱. خدا مى تواند مسیح را نابود کند. ۲. مسیح

ملاکهاى دوست خوب: در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) ملاک هایى براى دوست خوب بیان گشته که به طوراختصار ذکر مى نماییم و شما مى توانید راجع به هر ملاک مفصلا مطالعه وفکر نمایید: ۱- کسى که به یاد خدا باشد و هدفش جز رسیدن به

والدین نباید فشار عصبی داشته باشند و باید از نگرانیها و کشمکشهای روانی و دایمی بپرهیزند زیرا کودکشان در حالات عاطفی آنها سهیم است. پیشنهاد میکنم والدین با کودکشان در رحم مادر صحبت کنند و برای او قرآن و دعا، شعر و آواز بخوانند و برایش خاطرههای خوش ایجاد نمایند.

در آیه ۱۳ سوره جن، گروهی از جن که قرآن را از زبان پیامبر شنیده بودند می گویند: «و انا لما سمعنا الهدی امنا به» به قومشان می گویند ما وقتی که هدایت را شنیدیم – مقصود قرآن است: بانگ قرآن را که شنیدیم – ایمان آوردیم، معطل کسی نشدیم،

کفر بر دو نوع است: یکی کفر از روی لجبازی و عناد که کفر جحود نامیده می شود و دیگر کفر از روی جهالت و نادانی و آشنا نبودن به حقیقت. در مورد اول، دلائل قطعی عقل و نقل گویاست که شخصی که دانسته و شناخته، با حق، عناد می

نکته مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه اول می باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت. مقصود این است که آیات قرآن مجموعاً یک ساختمان بهم پیوسته را تشکیل می دهند. یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا

مرگ از نظر اسلام : در عین اینکه نظر سطحى، مرگ انسان را نابودى وى فرض میکند و زندگى انسان را تنها همین زندگى چند روزه که در میان زایش و درگذشت محدود میباشد، میپندارد، اسلام مرگ را انتقال انسان از یک مرحله زندگى به مرحله دیگرى تفسیر مینماید. بنظر

جنبه وجه اللهی عالم و موجودات را عالم ملکوت یا باطن و غیب ، و جنبه خلقی موجودات عالم را عالم مُلک یا شهادت و ظاهر گویند. و نیز آنرا عالم أمر، و این را عالم خلق گویند که از آیاتی استخراج شده است ؛ مانند: أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَ

نکته مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه اول می باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت. مقصود این است که آیات قرآن مجموعاً یک ساختمان بهم پیوسته را تشکیل می دهند. یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا

قرآن از جنبه های مختلف معجزه است، یعنی فوق بشری است . از نظر کلی اعجاز قرآن از دو جهت است: لفظی و معنوی. اعجاز لفظی قرآن مربوط می شود به مقوله زیبایی، و اعجاز معنوی آن به مقوله علمی پس اعجاز قرآن یکی از جنبه زیبایی و هنری است

دشوارى تنفس با افزایش ارتفاع : و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء: ترجمه: (انعام ۶:۱۲۵) . در این آیه از سختى و دشوارى زندگى گم راهان سخن مى گوید و آنان را به کسى تشبیه مى کند که در حال صعود به لایه

نطفه نر، مبدأ پیدایش جنین می باشد. اجزاء نطفه، به طور منظم، در همه جانداران، جنین را به وجود می آورند. هر جزئی از اجزای نطفه، عضوی از اعضای جنین می شود. جنین سازی نطفه، از روی تصادف نیست. زیرا، این قانون همگانی است، و در همه سلسله های جانداران،

خداوند در قرآن می فرماید: هو الذی جعل لکم الارض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النشور. قرآن کریم کریم در این آیه کلمه ای به کار برده است که قدما در درک لطفش تا حد زیادی عاجز بودند. ذلول در اصل لغت عرب به معنی

آسمان ها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند ما آن دورا از هم باز وجدا ساختیم ، وهر چیز زنده را از آب پدید آوردیم. مقدمه: آدمی از دیرباز همیشه در این فکر بوده که چگونه و چرا خلق شده و بنیان او ازچیست؟ بعدها با گذشت زمان

بر طبق قرآن- آفرینش این جهان در شش روز یا شش هنگام صورت گرفته است. این موضوع در ۱۰ آیه شرح داده شده است .۱- سوره: ۷ – آیه: ۵۴ در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش (جهاندارى)

از مهم ترین مباحث موجود در فلسفه سیاسی اصل عدالت است. طرح مسایلی همچون مبحث عدالت در یک جامعه حاکی از حیات سیاسی و عقلانی آن اجتماع است. چراکه هیچ جامعه زنده و پویایی از طرح این مسایل مستغنی نیست. جامعه ای که این مقولات را مطرح نمی کند، خبر

تسلط شیطان بر بشر محدود می باشد به اینکه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد. چنانکه خداوند می فرماید: انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون* انما سلطانه علی الذین یتولونه؛ همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و

در دنیا بد مطلق وجود ندارد. هیچ بدی نیست که یک نتیجه خوب نداشته باشد. یکی از چیزهایی که به حسب ظاهر به نظر می رسد بد است و در باطن خوب است آزمایش های الهی است. وقتی اجتماع آرام است یعنی یک امتحان بزرگی پیش نیامده است، انسان همه

در آیات ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ سوره انبیاء، خداوند خلقت آسمان و زمین را مطرح می کند که در مقیاس جهانی، نظام هستی به حق برپاست نه بر باطل و پوچی و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین* لو اردنا ان نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا

قرآن کریم در این مورد می فرماید: «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا، همان که مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامیک به عمل نیکوتر است» (ملک/ ۲) یعنی دنیا که تلفیق و ترکیبی از موت و حیات است آزمایشگاه نیکوکاری بشر است.

جهان تنها همین گونه که هست امکان وجود داشته است و هر جزء از اجزاء جهان نیز آفرینش معینی درباره آن امکان داشته است و خداوند همان آفرینش را به آن داده است. قرآن کریم این مطلب را با یک تمثیل لطیف بسیار عالی بیان کرده است: قرآن به آب

پرسش: یک سنی در رابطه با آیه وضو با ما بحث کرد او گفت که در این آیه کلمه برؤوسکم و ارجلکم وجود دارد در حالی که در آیه ای مشابه که تیمم را تعلیم می دهد کلمه بوجوهکم و ایدیکم وجود دارد و این ثابت می کند پاها باید

در این آیه می فرماید زندگی و حیات انسان در دنیا هم همینطور است. یعنی نطفه های سرد در آتشگردان صلب پدر و سپس در رحم مادر قرار می گیرد و با کمال حرارت دوران تکامل خود را در رحم طیّ نموده و سپس به دنیا پا می گذارد و

کمال انسان و کمال موجودات عالم طبع به اینستکه در همین زمان معلوم و اجل محدود که برای آنها مقدّر شده است خود را کامل کنند. نمی توانند از دائره این زمان پا بیرون نهند و بر اجل خود پیشی گیرند و یا آنرا تمدید نموده و به تأخیر اندازند.

مراحل جان کندن و قبض روح : مطلبی از اخبار و روایات استنباط می شود و آن این است که آدمی که در حال جان کندن است، قبل از آنکه همان نفس، همان جان، همان روح (به هر اسمی بخواهیم بنامیم) به حلقوم برسد، قبل از آن هنوز مردن واقعی

در آیات ۹۹ و ۱۰۰ سوره المؤمنون است که نقل می کند میت بعد از آنکه می میرد و وضع خودش را وخیم می بیند تقاضای بازگشت می کند (البته لابد بعضی از اموات این طورند) این معلوم است که مرده، که می گوید: رب ارجعون* لعلی اعمل صالحا فیما

مولوی می گوید: ای که می ترسی ز مرگ اندر فرار *** آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار زشت روی توست نی رخسار مرگ *** جان تو همچون درخت و مرگ برگ مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست *** آینه صافی یقین همرنگ روست می گوید تو

مرگ برای بعضی از انسانها یک امر آرزویی است و برای بعضی از انسانهای دیگر امری ضدآرزوست. بعضی از انسانها حق دارند که مرگ را آرزو کنند، ولی آرزوی مرگ برای بعضی از انسانهای دیگر ضدمنطقی است. این مکتبی است که از یک طرف قائل به جاودانگی روح است و

امام در خطبه ۱۹۲ پس از اشاره به پاره ای از اخلاق رذیله از قبیل سرکشی، ظلم، کبر، می فرماید: «و عن ذلک ما حرس الله عباده المؤمنین بالصلوات و الزکوات و مجاهده الصیام فی الایام المفروضات تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم و تذلیلا لنفوسهم، و تخفیضا لقلوبهم و ازاله