
شب عاشورا
نزدیک شب عاشورا، امام حسین علیه السلام یاران خود را به گرد خود آورد، امام سجاد علیه السلام مىفرماید: من با اینکه بیمار بودم، نزدیک شدم ببینم پدرم به آنان چه مىگوید، شنیدم رو به اصحاب کرد و پس از حمد و ثنا فرمود: «اما بعد و انى لا اعلم
325 مقاله

نزدیک شب عاشورا، امام حسین علیه السلام یاران خود را به گرد خود آورد، امام سجاد علیه السلام مىفرماید: من با اینکه بیمار بودم، نزدیک شدم ببینم پدرم به آنان چه مىگوید، شنیدم رو به اصحاب کرد و پس از حمد و ثنا فرمود: «اما بعد و انى لا اعلم

این روح،از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدس حسین بن على علیه السلام متجلى بود،به قول خودش جزء خون و حیاتش شده بود،امکان نداشت از حسین جدا شود.در لحظات آخر[حیات]ابا عبد الله،وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد،قدرت جنگیدن با دشمن ندارد،قدرت ایستادن

از بعض ارباب مقاتل نقل است که چون حضرت سیدالشهداء علیه السلام نظر کرد هفتاد و دو تن از یاران و اهلبیت خود را شهید و کشته بر روی زمین دید عازم جهاد گردید، پس به جهت وداع زنها رو به خیمه کرد و پردگیان سرادق عصمت را طلبید و

پس از آنکه حضرت عباس علیه السلام به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام غریب و بى یاور شد، و دیگر هیچکس را نیافت که از او یارى کند، صداى گریه و ندبه بانوان حرم و کودکان را مىشنید، در این هنگام فریاد زد: «هل من ذاب یذب عن حرم

زینب کبرى سلام الله علیها،پیامبر خون شهداى کربلا و همراه حسین«ع»در نهضت خونین عاشورا .حضرت زینب،دختر امیر المؤمنین و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز ۵ جمادى الأولى در مدینه،پس از امام حسین«ع»به دنیا آمد.از القاب اوست:عقیله بنى هاشم،عقیله طالبیین،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،کامله،عابده آل على.زینب را مخفف«زین اب»دانستهاند،یعنى زینت پدر. امام حسین«ع»هنگام دیدار،به احترامش

چون اهلبیت علیهم السلام از شام بیرون شدند طی مراحل و منازل نمودند تا نزدیک به مدینه شدند، بشیر بن جذلم که از ملازمین رکاب بود گفت چون نزدیک مدینه رسیدیم حضرت علی بن الحسین علیه السلام محلی را که سزاوار دانست فرود آمد و خیمهها برافراخت و فرمود ای

حضرت على بن الحسین، امام سجاد علیه السلام در روز ۵ شعبان یا ۱۵ جمادى الاولى سال ۳۸ هجرى قمرى در مدینه دیده به جهان گشود و در ۱۲ یا ۱۸ و بنابر مشهور در ۲۵ محرم سال ۹۵ ه.ق در سن حدود ۵۶ سالگى مسموم شده و به شهادت

مقدمه شاید بتوان گفت واقعه عظیم و دردناک عاشورا موضوعى است که طى قرون متمادى بیشترین سهم تالیف در میان شیعه و بلکه در میان مسلمانان را از آن خود کرده است. اما در این میان، بخش ناچیزى از این آثار و تالیفات به بررسى اوضاع اجتماعى دنیاى اسلام در

یکى از فرزندان امام حسین«ع»که شیر خوار بود و از تشنگى،روز عاشورا بى تاب=شده بود.امام،خطاب به دشمن فرمود:از یاران و فرزندانم،کسى جز این کودک نمانده است.نمىبینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟در«نفس المهموم»آمده است که فرمود:«ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل»در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله
![خطبه حضرت ابالفضل العبّاس در شهر مكّه مكرّمه در سال60 هجري.[پيش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه].](https://shamiim.ir/wp-content/uploads/2023/09/13861102101-1-300x199.jpg)
«بسم الله الرّحمن الرّحیم» «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت اللهالحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَهً. أَیُّهَا الکَفَرهُ الفَجَره اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَه؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریَّه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیَّه وَ اَسرارُهُ العِلّیَّه وَاختِبارُهُ

عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و یاران، حضرت عباس علیه السلام تنهایی و بی کسی امام را نتوانست تحمل کند. محضر امام(ع) رسید و رخصت میدان رفتن و جانفشانی خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه میدان می دهی؟ امام حسین(ع) گریه شدیدی کردند و فرمودند: برادر! تو

خاندان حضرت عباس (ع): در سال ۲۶ هجری قمری، حضرت عباس (ع) پایه عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی و کنیه اش (ام البنین) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که امیرالمومنین از برادرش عقیل، که به

نوشتهاند تا اصحاب زنده بودند،تا یک نفرشان هم زنده بود،خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر،از خاندان امام حسین،از فرزندان،برادر زادگان، برادران،عموزادگان به میدان برود.مىگفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفهمان را انجام بدهیم،وقتى ما کشته شدیم خودتان مىدانید.اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین

قاسم بن حسن برادر پدر و مادرى همان ابوبکر بن حسن است که بیش از او کشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (که خبرنگار لشکر عمر بن سعد است ). روایت کرده که گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى که گویا پاره ما بود

پس از شهادت خاندان عقیل حضرت امّ المصائب، عقیله بنی هاشم (ع) دو فرزندش عون و محمد را برای جانفشانی به محضر حضرت ابا عبدالله (ع) فرستاد. در تاریخ آمده این دو بزرگوار فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش

(قدیمترین مأخذ تاریخى درباره حضرت رقیّه علیهاالسلام ) مرحوم آیه الله حاج میرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال ۱۳۵۲ هجرى قمرى ) در منتخب التواریخ مى نویسد: عالم جلیل ، شیخ محمّد على شامى که از جمله علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ،

حُرّ بن یزید ریاحی پس از دریافت نامه عبید الله بن زیاد، امام(ع) را تحت فشار قرار داده و لشکر حضرتش را محاصره ی کامل نمود. پس از آنکه در نقطه ای مشخص مرکب امام(ع) توقف نمود و دیگر حرکت نکرد، حضرت نام آن محل را پرسیدند؛ جواب داده شد:

چون حسین بن على علیهالسلام شهید گردید، دو پسر کوچک از لشکرگاهى اسیر شدند(۴۸) و آنها را نزد عبیدالله آوردند، او زندانبان را احضار کرد و به او گفت: این دو کودک را به زندان ببر و خوراک خوب و آب سرد به آنها مده و بر آنها سختگیرى کن.

در میان جوانان برومند «بنىهاشم»، «مسلم بن عقیل»، فرزند عقیل یکى از چهرههاى تابناک و شخصیتهاى بارز، به شمار مىرفت. «عقیل» برادر حضرت على علیه السلام و دومین فرزند ابوطالب بود. معاویه، پس از بیست سال سلطنت استبدادى مُرد. یزید، پس از معاویه بر سر کار آمد و با تهدید

یزید براى حفظ سلطه و حاکمیت بر کوفه عنصر ناپاک و سفاک و خشنى همچون «عبیدالله بن زیاد» را که حاکم بصره بود، انتخاب کرد. «ابن زیاد» با حفظ سمت، والى کوفه نیز شد. ماموریت ابن زیاد آن بود که به کوفه برود و «مسلم بن عقیل» را دستگیر کند

نقل میکنند که یکی از علمای بزرگ در یکی از شهرستانها تا اندازهای درد دین داشت و همیشه به این دروغهایی که روی منبر گفته میشد اعتراض می کرد و تعبیرش هم این بود که میگفت این زهرماریها چیست که بالای این منبرها میگویند؟ واعظی به او گفت اگر اینها

مهماننوازى شوهر بستگى به ایثار و پذیرایى همسر او مىباشد، اگر امیرالمؤمنین على علیهالسلام مهماننواز بود و از نیامدن و نرسیدن مهمان محزون مىگشت، یکى از عواملش اطمینان خاطر از آمادگى و پذیرایى فاطمه علیهاالسلام بوده است.(۱) روزى عربى مستمند که از گرسنگى در رنج بود به خدمت پیامبر خدا

دختر گرامى رسول خدا در مسائل علمى نیز مانند سایر ویژگیهاى اخلاقى و انسانى، از امتیازات بسیار بالایى برخوردار بود. زیرا آن حضرت ارتباط قوى به عالم غیب داشت و مستقیماً با جبرئیل امین و سایر ملائک به گفتگو مىپرداخت و اخبار گذشته و آینده جهان را از آنان دریافت

فاطمهى زهرا علیهاالسلام در خانهى یکى از افراد عادى اجتماع زندگى نمىکرد بلکه در خانهى دومین شخص اسلام یعنى سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبى گرامى زندگى مىکرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را بخوبى درک مىکرد و مىدانست که اگر شمشیر على (علیهالسلام) نباشد، اسلام

از بحثهای پیشین استفاده شد که علی علیهالسلام از فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام فوقالعاده راضی و خشنود بود، زیرا آن حضرت یک انسان معصوم و بیلغزش بود و هرگز کاری برخلاف رضای امیرالمؤمنین انجام نمیداد، ولی در عین حال فاطمه علیهاالسلام در هنگام فراق، در ضمن وصایای خود به آن حضرت

روى ان الامام على بن ابىطالب علیهالسلام کان ذات یوم هو و زوجته فاطمه علیهاالسلام یأکلان تمراً فى الصحراء، إذ تداعبا بینهما بالکلام، فقال على علیهالسلام: یا فاطمه إن النبى صلى اللَّه علیه و آله یحبنی أکثر منک. فقالت: واعجبا منک! یحبک اکثر منى و أنا ثمره فؤاده و عضو

سخن از خدیجه ، سخن از یک دنیا عظمت و پایدارى و استقامت درراه هدف است . به حق قلمفرسایى در باره کسى که خداوند بر اوسلام و درود فرستاد ، بسى مشکل است . اما به مصداق «مالا یدرککله لا یترک کله ،» به بررسى گوشههایى از شخصیت و

صدر اسلام شاهد شیرزنانى بود مجاهد، که به روز نبرد دوشادوش مردان رزمنده لباس رزم پوشیده و به مصاف خصم رفته، و یا به پرستارى و مداواى مجروحان مىپرداختند. در کنار پیامبر(ص)، در رکاب على(ع) و در خانه زهرا(س)، بزرگ بانوانى بودند صبور و شکیبا که محبت آل طه تمام

عملکرد سیاسى حضرت زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم ولایت، پس از دوران رحلت پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله تا زمان شهادت ایشان، از فرازهاى مهم تاریخ اسلام است که در این مقاله، نحوه مبارزات و برخوردهاى حضرت زهرا علیهاالسلام با غاصبان خلافت و شیوههاى سیاسى اتخاذ شده براى رسیدن به هدف،

قال رسولاللَّه (ص): ان اللَّه جعل علیاً و زوجته و ابناءه حجج على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقیم. (۱) پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند متعال على و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان