
اصحاب قتلگاه , امضايي از بهشت , ابر مأمور , بوي پيراهن يوسف , ارتباط با خدا
اصحاب قتلگاه يكي دو روزي ميشد كه شهيدي پيدا نكرده بوديم؛ يعني راستش، شهدا ما را پيدا نكرده بودند. گرفته و خسته بوديم. گرما هم بدجوري اذيتمان ميكرد. همراه يكي از بچهها داشتيم از كنار گودال قتلگاه شهداي فكه، كه زماني در زمستان سال 61 عمليات والفجر مقدماتي آنجا رخ