
احکام بهایی
۱. نماز: صبح و ظهر و شام ۹ رکعت به صورت فرادی نماز می خوانند و قبله شان شهر عکا است که قبر میرزا حسینعلی بهاء (خدایشان) در آنجاست. در بهائیت نماز آیات نسخ شده و کسی که آب ندارد به جای وضو ، پنج بار می گوید: بسم الله
257 مقاله

۱. نماز: صبح و ظهر و شام ۹ رکعت به صورت فرادی نماز می خوانند و قبله شان شهر عکا است که قبر میرزا حسینعلی بهاء (خدایشان) در آنجاست. در بهائیت نماز آیات نسخ شده و کسی که آب ندارد به جای وضو ، پنج بار می گوید: بسم الله

در باب سابع از واحد سادس بیان میگوید: عدم جواز المهر ازید لاهل المداین علی اکثر من خمس و تسعین مثقالا من الذهب و لاهل القری خمس و تسعین مثقالا من قضه و لا اقل من تسعه عشر فی کلتبهما و لا ینبغی الصعود و لا النزول الا واحدا و

آری این معنی در مسلک بهائیت رنک رسمیت بخود گرفته، و جز وظائف و فرائض عباد بهاء شمرده میشود و ما برای نمونه چند قسمت از کلمات این طایفه را در اینجا نقل میکنیم. در زیارت نامه جمال قدم که میرزا بهاء است (مجموعه مبارکه ص ۲) میگوید: أشهد ان

نماز دسته جمعی (جماعت) در آئین بابی تحریم شده است. (بیان فارسی- الباب التاسع من الواحد التاسع )ولی اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهند که بابیان ، بعضاً نماز را به جماعت می خواندند. به عنوان نمونه در کتاب کواکب الدریه آمده که ملا حسین بشرویه ای ( ازنخستین

حسینقلی میرزا (یکی از بهائیان) بیمار شد و در آن موقع از بهاء مهلت خواست تا کارهایش را به اتمام برساند پس از آن بنا به گفته خدا که باید هر ۱۹ سال یکبار وسائل زندگی را فروخت و اثاثیه نو بجای آن ها خریداری کرد اقدام به فروش اسباب

یکی دیگر از احکام و دستوراتی که بابیان و بهائیان به آن معتقدند و به آن عمل می کنند دستور کشف حجاب می باشد که آنها قائلند حجاب امر ضروری نمی باشد و تنها یک عادت محسوب می شود و عمل نکردن به آن ضرری به دین نمی زند. مسیوئیکلا

میرزا حسینعلی نوری در مقدمه کتاب احکام اقدس که مهمترین کتاب درنزد بهائیان شمرده می شود آنچنان محو افاضات و سخنان خود شده که در صفحه ? این کتاب می نویسد ( ترجمه) : ” ای مردم روی زمین احکام و فرمانهای من بمنزله چراغهای یاری و راهنمائی بندگانم

یکی دیگر از احکام و دستوراتی که باب و بهاء به آن دستور می دهند حج می باشد ولی حج از نظر آنها یعنی طواف خانه آنها (باب و بهاء) و وارد شدن به خانه آنها چنان که در کتب خود به آن اشاره می کنند. باب در بیان باب

در قرآن کریم در سوره الفاتحه آمده: ” مالک یَوْمِ الدِّینِ” (سوره الفاتحه – آیه ۴) یعنی (خداوندی که) مالک روز جزاست. در ارتباط با این آیه در کتاب تفسیر نورالثقلین آمده: ” فیمن لا یحضره الفقیه و فیما ذکره الفضل من العلل عن الرضا (علیه السلام) انه قال: (مالک

یکی از احکامی که باب و بهاء در کتاب بیان و اقدس به بیان آن پرداخته اند حکم مربوط به جواز زنا و استمناء می باشد که به آن اشاره می کنیم: علی محمد باب در واحد هشتم، باب ۱۵ بیان فارسی می گوید: «بر هر شخصی واجب شده است

بنا به دلایلی که از کتب بهائیان نقل می گردد مسلم می شود هر کسی خود را از این فرقه بداند کورکورانه بها را خداوند عالمیان دانسته و به ربوبیت و الوهیت او صحه گذاشته است در صفحات پیش کتابهای مورد قبول بهائیان را معرفی نمودیم تا آنچه از آن

یکی دیگر از احکام و دستوراتی که باب و بهاء پیروان خود را به آن امر می کنند حکم به حلال بودن ربا می باشد که در کتابهایشان به آن اشاره کرده اند. میرزا علی محمد باب در بیان باب ۱۸ از واحد پنجم می گوید: «و اذن فرموده خداوند

چوپانی به نام محمد زرندی معروف به نبیل [۱] افسانه هایی جمع آوری کرده که مقداری از آن به نام تلخیص تاریخ نبیل در دسترس بهائیت است این کتاب با نظر و موافقت آقای میرزا حسینعلی نوشته شده و از معتبرترین تاریخ بهائی به شمار می آید مندرجات تاریخ مذکور

یکی دیگر از احکام و دستوراتی که بابیان و بهائیان به آن عمل می کنند حکم به جواز موسیقی است و بدون در نظر گرفتن آفت های آن گوش و چشم بسته به این دستور عمل می کنند. بهاء در کتاب اقدس صفحه ۱۶ می گوید: «ما شنیدن آوازها و

یکی از بهائیان به نام ملا بهرام اختر خاوری در عباس آباد حوالی پیشکوه یزد… گرفتار می شود ملا بهرام و سایرین که دیدند راه گریز مسدود است تن به قضا دادند و پناه به جمال قدم (بهاءالله) بردند [۱] ملا بهرام در روستای یزد به کسی پناه می برد

جریانی ارتجاعی و وابسته محمدرضا فشاهی، پژوهشگر معاصر، نسبت به غائله بابیت (به عنوان «نهضتی انقلابی») دیدگاهی خوشبینانه دارد و البته از خود باب، به عنوان کسی که «با وجود تسلط [؟] بر فلسفه و عرفان، از آیین سیاست و مبارزه اجتماعی، آگاهی چندانی نداشت و به نوشتن رساله و

ولی خنده آور است که: سید باب و میرزا بهاء پس از همه مجاهدات دین مقدس اسلام، تازه قرون جاهلیت و ایام خرافات پرستی و بت پرستی را تجدید نموده، و مردم را بسوی بت تراشی دعوت میکنند، ملاحظه نمائید که عبدالبهاء در مکاتیب اول (ص ۲۵۴ س ۱۴) میگوید:

وزیر همایون، اواخر عمر (دوران ورشکستگی سیاسی) به قول بامداد: «انحراف عقیده مذهبی» یافت?، یعنی «بابی شد و ترتیبات دیگری در زندگانی او به وجود آمد و به صورت خیلی عبرت آور و تأسف انگیز درگذشت» ? و کارش (در پریشان حالی) به آنجا کشید که حتی قبرش بر بازماندگان

دختر آقای میرزا حسینعلی ملقب به «ورقه علیا» از عزیزالله فرزند ورقای سابق الذکر پرسید در ایران چه می کردید؟ برادرش روح الله جواب داد تبلیغ می کردیم فرمودند وقتی که تبلیغ می کردید چه می گفتید عرض کرد می گفتیم خدا ظاهر شده است خانم لب را به دندان

این مقاله بر آن است تا با نگاهی به پیشینهی تاریخی و نحوهی پیدایش فرقهی بهایی، دلایل و چگونگی گسترش آن را به اجمال بررسی نماید. دین و مذهب همواره عامل تعیین کنندهای در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور ما بوده است. تاریخ ایران، از دوران باستان تا به امروز،

میرزا حیدرعلی اصفهانی ظاهرا از بهائیان دو آتشه و طرفدار پر و پا قرص میرزا حسینعلی و عباس عبدالبهاء و از مبلغان طراز اول این طایفه عقیده خود را در کتابی به نام بهجه الصدور نوشته و از قول بهاءالله یادآور شده هر چه می گوئیم و می نویسیم تفسیری

محمد بیک چاپارچی باشی با غلامانی چند باب را به طرف تبریز بردند ولی آرزوی سید این بود که او را به تهران ببرند چنان چه باب مقصود خود را محرمانه با محمد بیگ گفت و این شخص نیز چون آدم سلیم و ملایمی بود و نسبت به سادات و

در اینجا یک مرتبه قسمتی از اشکال گذشته برای نویسنده حل شده، و از خود نوشته های جناب بهاء: خدای سید باب و محبوب و مقصود او را پیدا کردیم، و معلوم میشود سید باب در همه ی طاعات و عبادات و امور و شئون خود، بجناب بهاء متوجه میشده،

عباس افندی نخستین امام بهاییت می گوید:« میرزا تقی خان امیرنظام… سمند همت را در میدان خودسری و استبداد بتاخت.این وزیر شخصی بود بی تجربه و از ملاحظه عواقب امور آزاده، سفاک و بی باک و در خونریزی چابک و چالاک.» میرزا تقی خان معروف به امیر کبیر نخستین صدراعظم

بدون اینکه توضیحی بر مطلب ذیل داده شود عین نوشته قسمتی از یک کتاب بهائیت در اینجا نقل می شود: «… آخوندی در تهران بود معروف به شیخ صلواتی همه روزه بعدازظهر که از امور خویش فراغتی داشت بدکان متوجه (سید حسن متوجه یکی از بهائیان) می آمد و به

محمد علی خنجی را بشناسیم محمد علی خنجی قبل از اینکه یک منتقد فرقه بهائیت باشد یک محقق بود و همواره در پی حق و حقیقت قدم می زد و قلم می نگاشت . در سال ???? از دانشکده حقوق دانشگاه تهران موفق به اخذ درجه لیسانس در رشته حقوق

عباس علوی (مبلغ بهائی) تهران را به نام موطن حضرت کردگار توصیف کرده است می گوید به قصر شیرین حرکت نموده مهمان حکومت که یکی از احباب (بهائیان) بود شدیم بعد به کرمانشاه… و از آنجا به موطن حضرت کردگار رهسپار شدیم [۱] . خواننده گرامی اکنون که توجه نمودید

بعد از اینکه جناب بهاالله ادعاهای خویش را مطرح کرد و پیروانی پیدا نمود، کم کم بین ایشان و برادرشان صبح ازل اختلاف بوجود آمد و طرفدارانشان به جان همدیگر افتادند. جناب صبح ازل بر برادر غضب نمود و وی را از خود راند و میرزا حسینعلی ناچار شد تا

یکی از مبلغان بهائیت به نام محمدطاهر یزدی در عکا در نظر گرفت که در حضور مبارک با لسان قلب به عرض برساند زیرا می دانست که هر فکری به خاطرش خطور کند جمال قدم (بهاء) به آن آگاه است و هر مسئلتی که در قلب داشته باشد بدون آنکه

عبدالبهاء در ۲۸ نوامبر ۱۹۲۱میلادی ، در سن هفتاد و هشت سالگی درگذشت . درارتباط با وقایع رخ داده شده پس از درگذشت عبدالبهاء در صفحه ۶۳۸ کتاب قرن بدیع اثر قلم شوقی افندی ، ترجمه ی نصر الله مودّت آورده شده: “جرائد و مطبوعات مهمّه ی عالم نیز از