
خدا با ماست
روزي زني فقير که ايمان زيادي به خدا داشت و شوهرش فلج شده بود ، اطمينان داشت که خداوند پولي را که براي تهيه غذا و هداياي روز عيد لازم دارد ، فراهم خواهد کرد . وي به فروشگاهي وارد شد و از فروشنده غذاي کافي براي روز عيد فرزندانش
942 مقاله

روزي زني فقير که ايمان زيادي به خدا داشت و شوهرش فلج شده بود ، اطمينان داشت که خداوند پولي را که براي تهيه غذا و هداياي روز عيد لازم دارد ، فراهم خواهد کرد . وي به فروشگاهي وارد شد و از فروشنده غذاي کافي براي روز عيد فرزندانش

می گویند مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند ” مسجد بهلول

عشق لیلی مجنون زبانزد است. این دو به خاطر داشتن دو قبلیه با تفاوت های فرهنگی و قبیله ای و مالی، اجازه دیدار یکدیگر را نداشتند. روزی لیلی تصمیمی میگیرد. تصمیم میگرد در روز مشخصی در قبلیه خود آش نذری پخته و پخش کند. به همین دلیل در بین افراد

اين داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم میخورد که واقعیه : دوستم تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل

روزي از ابو الحاج اقصري که استاد عارفي بود ،پرسيدند : استاد شما چه کسي است ؟ او پاسخ داد: استاد من حشره ي ريز سياه رنگي است که بر روي فضله ي حيوانات مي نشيند . افراد حاضر در مجلس گمان کردند که ايشان مزاح مي کنند . ولي

روزي مردي تخم عقابي را پيدا کرد و آن را در آشيانه ي يک مرغ کرچ گذاشت .عقاب با ديگر جوجه ها سر از تخم بيرون آورد و با آن ها شروع به رشد نمود . عقاب در سراسر زندگي خود ، چون تصور مي کرد که او نيز جوجه

روزي استاد فاضلي با شاگرد خود مشغول استراحت بود . پس از گذشت چند ساعت خربزه ا شيرين را از خورجين خود بيرون آورد و آن را دو قسمت کرد . نيمي از آن را به شاگرد خود داد .شاگرد در ميان خوردن خربزه بود که ، به استاد خود

در دسامبر 1914 ، آزمايشگاه «توماس اديسون»بر اثر آتش سوزي به کلي از بين رفت . او آزمايشگاه خود را در مقابل ف238000 دلار بيمه کرده بود ،در حالي که خسارت وارد شده ،متجاوز ازدو ميليون دلار بود. بسياري از تحقيقاتي که يک عمر براي آن ها ، زحمت کشيده

روزي دختر سياه پوستي در آمريکا به همراه والدين خود با هزار شوق و اميد ، براي ثبت نام در کلاس اول به يکي از مدارس رفت . قانون مدرسه اين گونه بود که از متقاضيان ورود به دبستان آزمون هوش مي گرفتند . دخترک در آزمون و مصاحبه باليني

در شهري فرمانده ي ارتشي بود که با سپاه عظيم خود شهر به شهر مي گشت و همه چيز را تحت تصرف خويش در مي آورد و اگر کسي سر راه او قرار مي گرفت او را نابود مي کرد . قدرت وعظمت سپاه اين ژنرال بي رحم شهر به

شاگردي بود که استاد خود را بسيار دوست داشت و کارهاي او را تحسين مي کرد . با خود تصميم گرفت که استاد را الگوي خود قرار دهد . فکر مي کرد با انجام کارهاي او مي تواند علم ودانش او را هم کسب کند . استاد لباس هاي سفيدرنگ

روزي نجاري همراه دستيار خود ، در جستجوي مصالح کار به شهري سفر کردند . در طول راه درخت قوي جثه اي ديدند ، به طوري که اگر پنج مرد دست خود رابه يکديگر مي دادند تا آن را در آغوش بگيرند ، نمي توانستند و ارتفاع آن به قدري

صنعتگري با دقت بسيار دواتي ساخت . او تصميم گرفت آن را تقديم پادشاه کند و با اين کار مورد توجه پادشاه قرار بگيرد . مرد سکاک در ابتدا به هدف خود رسيد و مورد تشويق پادشاه قرار گرفت .اين شادي و نشاط ساعتي بيشتر طول نکشيد ، زيرا خبر

یکی از حکمای متأخر بنام مرحوم آقا محمد رضا قمشه ای اشعار بدیعی در سعه رحمت پروردگار دارد، در آن اشعار عقیده حکما و بلکه سعه مشرب عرفا را منعکس می کند، می گوید: آن خدای دان همه مقبول و نا مقبول ***من رحمة بدا و الی رحمة یؤل از

حدیث سیزدهماهمیت نماز قال النبی صلی الله علیه و آله: ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس (ایها الناس) قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ گاه وقت نماز نمیرسد مگر اینکه فرشتهای در میان

مقدمه برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیقتر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را برگزیدیم به امید آنکه همه عاشقان اهل بیت (ع) و

کسي که دندانش درد ميکند اگر تنها روي درد دندان خود تمرکز کند بي شک درد او بيشتر و بيشتر احساس ميشود.حال اگر در همان حال فکرش را بر امور ديگري متمرکز سازد بي شک يا درد را فراموش ميکند و يا آن درد کاهش مي يابد.حال يادمان باشد تمرکز

شايد تا به حال دست کم يک بار هيزم ها را آتش زده باشي وديده باشي که در ابتدا چه دودي به پا ميکنند.و هم ديده اي که هر چه دود بيشتر باشد روشنايي و نور بيشتري هم به دنبال خواهند داشت.غم ها و غصه ها و ناراحتي ها درست

گل را از هر طرف ببيني گل است. شمع را از هر طرف نگاه کني شمع است. پيامبر(ص)شمع جمع آفرينش بود گل سرسبد کائنات بود. يعني هر طرف که نگاه ميکردي هماني بود که بود. يعني ظاهرش باطنش و آشکار و پنهانش يکسان بود.”يوافق سره علانيته”

شما وقتي ميخواهي يک جايي را جارو کني از کجا شروع ميکني؟ از پيش پاي خود يا چند قدم آن طرف تر؟ يادمان باشد صفات و اوصاف نادرست ما زباله هاي زندگي اند و بايد جارو شوند. و البته هر کسي بايد از خود شروع کند و پيش برود تا

یک چراغ چقدر نور دارد؟چلچراغ چقدر؟ هر آدمي مثل چراغ ميماند و طبيعتا اگر از عقل ديگران استفاده کند و بهره ببرد چلچراغ ميشود. و نور و تابش بيشتري خواهد داشت و پيرامون خود را بيشتر و بهتر ميبيند. به همين خاطر وجود نازنين پيامبر(ص)همواره مشورت ميکرد.”کان کثير المشاوره” پيامبر(ص)فراوان

آب دريا تلخ است اما وقتي حرکت کند بخار شود بالا برود و ابر شود و فرو بارد باراني شيرين مي شود.کساني که زندگي ساکن بي حرکت بي تلاش و بي جنب و جوشي دارند از زندگي شيرين برخوردار نخواهند بود بلکه شور و شوربخت اند هر چند از دريايي

زنبور عسل را ببين!همين که نيش ميزند کارش تمام است و ميميرد. ماآدم ها هم همين طوريم اگر به ديگران نيش بزنيم زخم زبان بزنيم آنها را آزرده خاطر کنيم ميميريم اخلاقمان ميميرد احساساتمان و عواطفمان از بين ميرود. اين است که وجود نازنين رسول خدا(ص)هيچ گاه به هيچ کس

یک کشاورز وقتي که به يک جوي آب ميدهد درحقيقت به خود جوي آب نميدهد بلکه به عنوان امانت در اختيار آن قرار ميدهد تا سريع به باغ وباغچه منتقل کند.البته از اين رهگذرخودش هم سبز خواهد شد وسبزه هاي پيرامون خودش هم رشدخواهند کرد. ولي اگر يکي جوي شکاف

مردي به ريييسش تلفن ميزند اما همسر رييس گوشي را برميدارد و ميگويد:((متاسفم او هفته ي گذشته فوت كرد.)) روز بعد مرد دوباره به رييس زنگ ميزند وهمسر رييس پاسخ ميدهد:((به شما گفتم او هفته ي گذشته فوت كرده است.)) باز هم روز بعد مرد به رييس زنگ ميزند و

کبر آدم را بي مزه ميکند.نديده اي بعضي ميوه ها وقتي بزرگ ميشوند از مزه مي افتند ديگر مشتري ندارند و گاهي هم به جاي اينکه به مصرف انسان درآيند خوراک گاو و گوسفند ها ميشوند. البته همين جا گفته باشم که آن افتادگي اي ارزش و بها دارد که

از يكي ميپرسند:((ميداني چرا غواصها از پشت در آب ميپرند؟)) ميگويد:((آخر اگر از جلو بپرند كه مي افتند داخل قايق!)) نكته:برداشت هاي مختلف و طرز فكرهاي مختلفي راجع به مسائل وجود دارد.مطمئن شويد كه شنونده منظور شما را به درستي درك كرده است.

قوطي شانسي در ظاهر نشان نميدهد که پر است يا پوچ.به همين خاطر بچه ها آن را بر ميدارند کنار گوش ميگذارند و حرکت ميدهند واز جنس صداي آن متوجه ميشوند که پوچ است يا پر. آدم ها هم درست شبيه قوطي هاي شانسي ميمانند يعني نشان نميدهند که مايه

نان سنگک تا خمير و خام است به سنگ ها حتي به ريزترين آنها ميچسبد اما همين که پخته شد خيلي راحت از همه ي آنها جدا خواهد شد. انسان هم همين طور است تا خام است دلبسته و وابسته است اما همين که پخته شد خيلي راحت از اين

روزي مرد جواني با خود مي گفت:((اين زمين مال من است…))((اين خانه ي من…))و… چون پير فرزانه اي چنين جملات را شنيد خنديد و گفت:((اين بسيار احمقانه است!تو خود هم از آن خود نيستي!)) نكته:شما واقعا مالك چيزي نيستيد بلكه تنها براي مدتي كوتاه آنها را در اختيار داريد و