روزی مرد جوانی با خود می گفت:((این زمین مال من است…))((این خانه ی من…))و…
چون پیر فرزانه ای چنین جملات را شنید خندید و گفت:((این بسیار احمقانه است!تو خود هم از آن خود نیستی!))
نکته:شما واقعا مالک چیزی نیستید بلکه تنها برای مدتی کوتاه آنها را در اختیار دارید و اگر توانایی رها کردن را ندارید آنها شما را در اختیار خواهند گرفت.تمام اندوخته ای که شما میتوانید حفظ کنید به اندازه ی آبی است که در گودی دستانتان میتوانید نگه دارید.هر چیزی را که محکم بگیرید از دستتان خواهد رفت و دیگر آن را نخواهید داشت اما اگر وابستگی به آن را رها کنید برای همیشه از آن شما خواهد بود.
توخود هم ازآن خود نیستی
- شهریور 16, 1392
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 222 نفر
- برچسب ها : داستان ها و حکمت ها, زمین, عاشقانه و عالمانه, مال, نیستی
اشتراک گذاری این صفحه در :
چرا هر چقدر دعا می کنم اجابت نمی شود؟
۱۴۰۵/۰۴/۰۸
چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر عزاداری می کنیم؟
۱۴۰۵/۰۴/۰۶
راهکاری برای رهایی از عادت در عزاداریها
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
عزاداری معصومان برای امام حسین
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
عزاداری معصومان برای امام حسین
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
نقش حضرت عباس(ع) در کربلا
۱۴۰۵/۰۴/۰۱