پنج توصيه به اهل دلشوره

پنج توصيه به اهل دلشوره

دوستي ميگفت هر وقت اخبار بد را مي شنوم دلشوره مي گيرم و تصور مي کنم اگر اين اتفاق ناخوشايند براي خانواده ام بيفتد چه کنم؟ آيا توصيه مي کنيد در شرايطي قرار بگيرم که هيچ خبري اعصابم را بر هم نزند؟
به او گفتم مگر مي شود اين طور زندگي کرد و در بي خبري محض ماند؟ وقتي در زندگي روزمره مان در معرض استرس هاي مختلف قرار مي گيريم بايد بتوانيم آن ها را مديريت کنيم و گر نه فرار کردن از آن ها و يا ماندن در اين استرس ها ما را از پاي در مي آورد و باعث به وجود آمدن بيماري ها و اختلالات مختلف مي شود.
تنظيم اين که چه طور به محرکهاي محيطي پاسخ دهيم تا حدي در اختيار خودمان است. درست است که تيپ شخصيتي ما و نوع نگرشمان به مسايلي که به وقوع مي پيوندند نقش مهمي در اين باره دارند اما خودمان هم بايد کمک کنيم تا بدن مان پاسخ مناسبي در مواقع لازم ارايه کند. مانند کسي که دزدگير ماشين اش را طوري تنظيم مي کند که فقط وقتي دزدي قصد ربودن آن يا صدمه زدن به آن را کرد، آژير بزند اما شخص ديگري آنقدر آن را حساس مي کند که تا از کنارش رد ميشويد آژير مي زند.
بايد به خودتان کمک کنيد تا اضطرابي که به دليل استرس هاي مختلف محيطي دچار آن مي شويد در حد معقول و کنترل شده باشد. اگر نتوانيد چنين تعادلي را در بدنتان ايجاد کرده و استرس ها را مديريت کنيد، اضطراب ميگيريد و با علايم جسمي، رواني و هيجاني آن درگير خواهيد شد.
بعضي ها دلشوره مي گيرند، برخي مشکلات معده و تپش قلب، بعضي ديگر علامت هاي رفتاري مانند ناخن جويدن، و… که بارها در موردش شنيده ايد.
اين که کسي بخواهد به جاي رفتار صحيح و ارزشمند، از مشکلات فرار کند در واقع به يک مکانيسم ناپخته روي آورده است. ما فقط به کساني که بيمار هستند و مبتلا به وسواس فکري هستند(يعني مدام يک فکر آزاردهنده در ذهنشان مي آيد و تکرار مي شود) و تحت درمان هستند توصيه مي کنيم دنبال اخبار بد نروند، صفحه حوادث را نخوانند و يا اگر در خيابان با دعواي کساني مواجه شدند، از آن جا دور شوند. اما در مورد ديگر افراد توصيه ميکنيم به جاي اين که سرشان را مانند کبک در برف بکنند و در اين خيال باشند که هيچ خبري نيست، با واقعيات رو به رو شوند و آن را آنطور که هست، ببينند.اگر شما جزو کساني هستيد که نمي دانيد چه طور بايد از دست اين دلشوره ها رها شويد و مدام با آن درگير هستيد، چند توصيه ساده براي تان دارم. بهتر است اين توصيه ها را عملي کنيد و اگر پاسخ مناسب دريافت نکرديد و همچنان دلشوره داشتيد به پزشک مراجعه کنيد:
کلاه خودتان را قاضي کنيد:يک کاغذ و قلم برداريد و بنويسيد چند وقت است که بدون دليل منتظر دريافت خبرهاي بد هستيد و مدام دلشوره داريد؟ اگر فرزندتان دير کند مي گوييد حتما تصادف کرده؟! اگر تلفن زنگ بزند و قطع شود دلهره ميگيريد که حتما کسي مي خواسته خبر بدي را به شما بدهد اما تماس اش قطع شده است؟!
حالا بنويسيد چند بار اين دلشوره ها واقعا صحت داشته و اضطراب شما به دليل آن محرک واقعي بيروني بوده است؟ سپس کلاه خودتان را قاضي کنيد و دريابيد که نبايد همه چيز را تعميم داد و در آينده که دلشوره گرفتيد يادتان بيايد انتهاي اين ماجرا چيزي نخواهد بود و تا چند لحظه ديگر همسرتان مي آيد و ميگويد که در ترافيک بوده يا شارژ تلفن اش تمام شده است، به همين سادگي.ذهن خواني، ممنوع! پيش داوري را کنار بگذاريد:اگر مي بينيد همکارتان در حال گفتگو با رييس است و نگاهي به شما مي اندازد يا با آمدن تان حرف اش را قطع مي کند بيجهت دلشوره نگيريد که حتما درباره شما صحبت ميکرده و بايد تا پايان روز منتظر وقوع حادثه بدي باشيد.
در مورد آنچه شما را مي آزارد با يک هم راز صحبت کنيد:کسي که قابل اعتماد باشد و از نظر شخصيتي مانند شما نباشد (اهل دلشوره نباشد) مي تواند گوش شنواي شما شود و انرژي مثبت بدهد و باعث شود شما با گفتن و گفتن از بار استرس و غمي که در دل داريد بکاهيد. البته بايد دقت کنيد سفره دلتان را پيش هر کسي باز نکنيد.
از تکنيک هاي آرام سازي استفاده کنيد:انجام بعضي حرکات نرمشي يا شل و سفت کردن عضلات ميتواند کمک کننده باشد و از اضطراب و دلشوره تان بکاهد. حتما و حتما ساعتي را به خودتان اختصاص دهيد و آن کاري را که مايه لذت تان است انجام دهيد.
اگر همه لحظات شبانه روز درگير همسر و فرزند و کار باشيد و اصلا خودتان را فراموش کنيد، کم مي آوريد و به مرور حتي در انجام وظايف خود در قبال آن ها نيز موفق نخواهيد شد. شايد در اين يک ساعت دلتان بخواهد پياده روي کنيد، مجله بخوانيد، يا دوستي را ملاقات کنيد. اين که اهل معاشرت باشيد مي تواند در کاهش دغدغه و دلشوره شما موثر باشد.

اگر هيچ کدام از توصيه ها فايده نکرد و همچنان مشکل باقي بود، قدم پنجم مراجعه به روانپزشک است که بتواند در کاهش اضطراب کمکتان کند.
با خدا و کلامش عاشقانه انس بگیریرد و به تلاوت قرآن بپردازید:
فک نکنم این مورد دیگه نیاز به توضیح داده باشه چرا که : هر چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند؛ چه برسه به کلام مهربانترین مهربانان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید