چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان
وگرنه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی
تا که مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده شب را
کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدائی
برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد
خیال شوم دارد او از این توصیف زیبائی
فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست
برون از خیمه عفت تو در زندان کبرائی
ز هر کنجی نواهائی ز هر فکری سخن هائی
اگر بیراهه رفتی تو گرفتار شرر هائی
چو از دروازه عصمت برون رفتی خطا کردی
صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهائی
چراغ روز فردایت حجاب خوب امروزست
نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینائی
لباس عصمت و تقواست نشان حکم کرمنا
میفکن سایه طوبی اگر هشدار و بینائی
تو رمز خلقتی ای زن تو محبوب خداوندی
دل مردان حریم اوست رها کن این خودآرائی
بدان بی پرده می گویم اگر گوشت خریدار است
مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرائی
برگرفته از بانک تخصصی حجاب
اشعار حجاب (۴)
- خرداد 1, 1396
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 296 نفر
- برچسب ها : حجاب, داستان, دانستنی ها
اشتراک گذاری این صفحه در :
اسرار امام حسین (ع) بر توقف و تاخیر جنگ از شب به صبح عاشورا
۱۴۰۵/۰۴/۰۳
عزای اما حسین (ع)
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
نقش حضرت عباس(ع) در کربلا
۱۴۰۵/۰۴/۰۱
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
نقش حضرت عباس(ع) در کربلا
۱۴۰۵/۰۴/۰۱
عاقبت شمربن ذی الجوشن
۱۴۰۵/۰۳/۳۱