کمال آدمی با دل کندن از دنیا و حرکت بسوی مرگ

کمال آدمی با دل کندن از دنیا و حرکت بسوی مرگ

إِنا لِلهِ وَ إِنا إِلَیْهِ رَ’جِعُونَ؛ ما مِلک مطِلق خدا هستیم؛ و تحقیقاً ما بسوی او بازگشت کنندگانیم» (بقره/۱۵۶).

از جمادی مُردم و نامی شدم *** وز نَما مردم به حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم *** پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر *** تا برآرم از ملایک بال و پر
وز مَلَک هم بایدم جَستن ز جو *** کُل شَیْءٍ هالِک إلا وَجْهَهُ
بار دیگر از مَلَک قربان شوم *** آنچه اندر وَهْم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون *** گویدم کِانا إلَیه راجِعون
(مثنوی طبع میرخانی ج۳ ص۳۰۰)

بشر تا به موطن اصلی خود نرسد آرام نمی گیرد. موطن انسان حَرم خداست؛ آنجا جای آرامش دل است. برای کسب و کار و تحصیل زادِ معرفت به دنیا آمده و سپس باید برگردد و باید با سرمایه و بهره مراجعت کند.

دلا تا کی در این کاخ مجازی *** کنی مانند طفلان خاک بازی
توئی آن دست پرور مرغ گستاخ *** که بودت آشیان بیرون از این کاخ
چرا زان آشیان بیگانه گشتی *** چو دونان جغد این ویرانه گشتی
بیفشان بال و پر زآمیزش خاک *** بپر تا کُنگر ایوان افلاک
«خُلِقْتُمْ لِلْبَقَآءِ لاَ لِلْفَنَاءِ ؛ برای ابدیت و باقی بودن آفریده شده اید، نه برای زوال و نابودی!» (رساله خطی معاد به نام الانسان بعد الدنیا تألیف علامه طباطبائی ص۲)؛ انسان اصولاً نیستی ندارد، و عدم محض به او راه ندارد. مردن و زنده شدن، خَلع و لَبس است. حرکت به برزخ و از برزخ به قیامت، سیر کمالی و صعود انسان به پیشگاه خداوند متعال و قابلیت حضور در محضر علم و قدرت و حیات غیر متناهی است؛ پس مرگ کمال انسان است، نه فتور و ضعف و نقصان. چقدر عالی قضیه مرگ را حضرت سید الشهداء علیه السلام توصیف فرموده است:

لَئِنْ کَانَتِ الدنْیَا تُعَد نَفِیسَهً *** فَدَارُ ثَوَابِ اللَهِ أَعْلَی وَ أَنْبَلُ ۱
وَ إنْ کَانَتِ الاْبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ *** فَقَتْلُ امْرِی ٍ بِالسیْفِ فِی اللَهِ أَفْضَلُ ۲
وَ إنْ کَانَتِ الاْرْزَاقُ شَیْئًا (قسما – خ ل) مُقَدرًا *** فَقِلهُ سَعْیِ الْمَرْءِ فِی الرزْقِ أَجْمَلُ ۳
وَ إنْ کَانَتِ الاْمْوَالُ لِلترْکِ جَمْعُهَا *** فَمَا بَالُ مَتْرُوکٍ بِهِ الْمَرْءُ یَبْخَلُ ۴
(احقاق الحق ملحقات ج۱۱ ص۶۳۷)

۱- سوگند بخدا که اگر هر آینه چنین است که دنیا زیبا و نفیس به شمار می آید، پس خانه ثواب خدا بلند مرتبه تر و پرفیض تر می باشد.
2- و اگر بدنهای افراد بشر برای مرگ آفریده شده است، پس کشته شدن با شمشیر در راه خدا افضل است.
3- و اگر برای روزی های مردم چیز معینی مقدر شده است، پس کوشش کمتر نمودن برای جلب روزی جمیل تر است.
4- و اگر بالاخره جمع آوری اموال برای گذاردن و رفتن است، پس چرا انسان در انفاقِ چیزی را که باید بگذارد بخل بورزد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا