شهدا

خاطرات شهید فاطمه حداد

خاطرات شهید فاطمه حداد

جانباز 70 درصد اهل سردشت وعضو  انجمن مصدومین شیمیایی سردشت  که را در بعد از ظهر روز شنبه مورخه 9/12/1382 پس از قریب به 16 سال تحمل درد و رنج ناشی از مصدومیت شیمیایی به شهادت رسید.   خاطرات جانباز شهید را از زبا ن خودش می خوانیم……بسمه تعالی الهی در جلال رحمانی ، در […]

خاطرات شهید فاطمه حداد ادامۀ مطلب »

بالاتر از عشق

بالاتر از عشق

دوربين به دست وارد دفتر مجله مي‌شوم، هنوز چند قدمي نرفته‌ام كه صداي  سردبير را از پشت سرم مي‌شنوم. خانم محسني! بالاخره آمديد؟دستپاچه مي‌گويم: ببخشيد كه دير آمدم. ما به دير آمدن شما عادت كرده‌ايم، خانم محسني! نگاهم را به زير مي‌اندازم، مي‌گويد: حالا وقت خجالت كشيدن نيست، امروز بايد به يك آتليه نقاشي برويد

بالاتر از عشق ادامۀ مطلب »

از نامه های شهید شیمیایی حسین صدری ، خطاب به خانواده اش

از نامه های شهید شیمیایی حسین صدری ، خطاب به خانواده اش

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم رب الشهداء والصالحین. ربنا لا تَحملنا ما لا طاقه لنا به و اعفُ عنا واغفرا لنا و ارحمنا. انتَ مولانا فانصُرنا علی القوم الکافرین. پدر و مادر و خواهران و برادرم؛ سلام عرض می کنم. انشاالله که در سایه پروردگار عالمیان با سلامتی و موفقیت هر چه بیشتر در

از نامه های شهید شیمیایی حسین صدری ، خطاب به خانواده اش ادامۀ مطلب »

نمي توانم در شهر بمانم

نمي توانم در شهر بمانم

شهيد رضا آريا زنگنه كه از جبهه برگشت، از شهادت دوستانش، بسيار متأثر بود و شب ها در نمازهاي خود گريه مي كرد. بعد از چند روز كه قصد بازگشت كرد، به او گفتم : پسرم ! آيا نمي شود چند روز ديگر بماني؟ در حالي كه بغضي در گلويش بود، گفت: مادر جان! آيا

نمي توانم در شهر بمانم ادامۀ مطلب »

من هيچ وقت نمي ميرم

من هيچ وقت نمي ميرم

آخرين بار كه شهيدرحيم عبدالخضر زاده  به جبهه اعزام شد، حالات عجيبي داشت و همين كه خبردار شد، عملياتي در پيش است، برخاست و با يك وداع خاطره انگيز ما را ترك كرد. همان شب در شلمچه، عمليات شد و فردا به ما خبر دادند كه او مجروح شده و به تهران اعزام شده است.

من هيچ وقت نمي ميرم ادامۀ مطلب »

مرگ دسته جمعی در حلبچه

مرگ دسته جمعی در حلبچه

به محض ورود به حلبچه، ديديم که چه جنایت اسفباری روی داده است. پير مردی بر روی زمین با حالتی عادی نشسته بود.به خودم گفتم: چه آرامشی دارد و در چه فكريست كه به هيچ چيزي توجه نمي كند؟! حال آنکه او خشك شده و مرده بود. در جای دیگری دیدیم چهار، پنج نفر زن

مرگ دسته جمعی در حلبچه ادامۀ مطلب »

از سخنان شهيد منوچهر مدق

از سخنان شهيد منوچهر مدق

به  قول شهید رجایی، قبول مسئولیت باید یا از سر عشق باشد و یا از سر دیوانگی. ولی من به عین می گویم قبول مسئولیت تدارکات بچه‌های رزمنده و بسیجی هم عشق می خواهد و هم دیوانگی.  بدون عشق به اسلام، عشق به امام حسین (ع) انجام دادن وظایف طاقت فرسای پشتیبانی از فرزندان این

از سخنان شهيد منوچهر مدق ادامۀ مطلب »

دانستنيهاى عاشورا براى نوجوانان

دانستنيهاى عاشورا براى نوجوانان

از آن زمانى كه بشر قدم بر كره خاكى گذاشته است، هيچ حادثه اى مانند حادثه كربلا نديده است; حادثه اى كه در يك طرف آن پاك ترين و نيكوترين انسان ها قرار داشتند و در سويى ديگر، ناپاك ترين و زشت ترين انسان ها. حادثه اى كه بعد از گذشت هزار و سيصد سال

دانستنيهاى عاشورا براى نوجوانان ادامۀ مطلب »

روایت محرم (فتح خون) - نوشته سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی

روایت محرم (فتح خون) – نوشته سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی

فصل ششم:  ناشئه الیل راوی اینك زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته كه غروب كند . دیگر تا آن نبأ عظیم ، اندك فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و

روایت محرم (فتح خون) – نوشته سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی ادامۀ مطلب »

چگونگى شهادت شهيد ثانی

چگونگى شهادت شهيد ثانی

يكى از مجتهدين بزرگ شيعه در قرن دهم ، آية اللّه العظمى زين الدين فرزند نورالدين معروفه به شهيد ثانى است ، او در 13 شوال سال 911 ه.ق در روستاى جباع واقع در جبل عامل لبنان ديده به جهان گشود، پس ‍ از رشد و نمو به تحصيل علوم حوزوى پرداخت و مسافرتهاى بسيار

چگونگى شهادت شهيد ثانی ادامۀ مطلب »

چگونگى شهادت شهيد اول

چگونگى شهادت شهيد اول

آية اللّه العظمى شمس الدين محمد بن مكى معروف به شهيد اول ، صاحب كتاب لمعه ، در سال 734 ه.ق در روستاى جزين نزديك جباع ، مجاور جبل عامل لبنان ، ديده به جهان گشود، در راه تحصيل و تدريس ، مسافرتهاى بسيار كرد، سرانجام در 52 سالگى ، در سال 786 پس از

چگونگى شهادت شهيد اول ادامۀ مطلب »

شهيد كربلايي , ضمانت باب ‌الحوائج , شهيد رحيم شيرويه , عبدالمجيد صدف ساز(2) , شهيد محمدحسين حكيميان

شهيد كربلايي , ضمانت باب ‌الحوائج , شهيد رحيم شيرويه , عبدالمجيد صدف ساز(2) , شهيد محمدحسين حكيميان

شهيد كربلايي قبل از عمليات بدر غلام‌رضا جلو من و مادرش، بدنش را برهنه كرد و گفت: نگاه كنيد! ديگر اين جسم را نخواهيد ديد. همان‌طور شد و در عمليات بدر مفقود گرديد. دوازده سال در انتظار بودم و با هر زنگ به سمت در مي‌دويدم تا اگر او برگشته باشد، اولين كسي باشم كه

شهيد كربلايي , ضمانت باب ‌الحوائج , شهيد رحيم شيرويه , عبدالمجيد صدف ساز(2) , شهيد محمدحسين حكيميان ادامۀ مطلب »

عطر گلاب , عيدي , علي ‌اصغر كلاته سيفري , عكس , علي ‌اصغر كلاته سيفري (2)

عطر گلاب , عيدي , علي ‌اصغر كلاته سيفري , عكس , علي ‌اصغر كلاته سيفري (2)

عطر گلاب شب جمعه در بالكن اتاقمان در بيمارستان پادگان سرپل ذهاب بوديم. در مقابل اتاق ما ماشين حمل پيكر شهدا‌ قرار داشت. ناگهان احساس كردم بوي تند گلاب فضاي اطراف را پر كرده، گويي آن‌جا را با گلاب شسته‌اند، اما گلاب و عطري در كار نبود. تمام آن رايحه‌ي دل‌انگيز مربوط به جنازه‌ي دو

عطر گلاب , عيدي , علي ‌اصغر كلاته سيفري , عكس , علي ‌اصغر كلاته سيفري (2) ادامۀ مطلب »

غواص شهيد , عاشقانه , عنايت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ي معرفت , فرزند خلف

غواص شهيد , عاشقانه , عنايت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ي معرفت , فرزند خلف

غواص شهيد زماني، بچه‌ها در شلمچه پيكر يكي از شهدا را كه از نيروهاي غواص بود، كشف كردند، اما متأسفانه تا نزديك غروب آفتاب هرچه گشتند، پلاك آن شهيد بزرگوار را پيدا نكردند، ديگر مأيوس شده بودند، با خود گفتند: پلاك شهيد كه پيدا نشد، پس پيكر شهيد را همان‌جا مي‌گذاريم، صبح دوباره برمي‌گرديم. صبح،

غواص شهيد , عاشقانه , عنايت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ي معرفت , فرزند خلف ادامۀ مطلب »

كعبه و فرماندهي , كرامت حربن يزيد رياحي , كرامت چهارده معصوم , كرامات حضرت جواد (ع ) , فرزند اسلام ,

كعبه و فرماندهي , كرامت حربن يزيد رياحي , كرامت چهارده معصوم , كرامات حضرت جواد (ع ) , فرزند اسلام ,

كعبه و فرماندهي شهيد زين‌الدين به نماز اول وقت بسيار اهميت مي‌داد و در هر وضعيت و هر منطقه‌اي كه بود، به محض فرا رسيدن زمان نماز، اذان مي‌گفت و نماز. يادم است هنگامي‌كه در منطقه‌ي سردشت تردد داشتيم، با اين‌كه جاده‌ها از لحاظ امنيت، تضميني نداشت و هر لحظه امكان حمله‌ي غافلگيركننده‌ي گروهك‌هاي ضدانقلاب

كعبه و فرماندهي , كرامت حربن يزيد رياحي , كرامت چهارده معصوم , كرامات حضرت جواد (ع ) , فرزند اسلام , ادامۀ مطلب »

لحظه ي شهادت , لبخند شهيد , لياقت , منزل اصلي , گلي از سوي دوست

لحظه ي شهادت , لبخند شهيد , لياقت , منزل اصلي , گلي از سوي دوست

لحظه ي شهادت وقتي جنازه‌ي فرشاد مرعشي‌زاده پس از 38 روز از منطقه‌ي عملياتي بستان توسط رزمندگان به پشت جبهه آورده شد، مادرش بر بالينش حاضر گرديد و با ديدن صحنه‌ي اصابت 2 گلوله به گلوي فرزندش غصه‌اي جانكاه وجودش را فرا گرفت. روزها گذشت و او با قاب عكس فرشاد درد دل مي‌كرد كه

لحظه ي شهادت , لبخند شهيد , لياقت , منزل اصلي , گلي از سوي دوست ادامۀ مطلب »

مرگ آگاهي , مأمور الهي , مهدي سامع , مهماني لاله ‌ها , مسئله حل است

مرگ آگاهي , مأمور الهي , مهدي سامع , مهماني لاله ‌ها , مسئله حل است

مرگ آگاهي محمدحسين در كلاس دوم راهنمايي، عصرها به مدرسه مي‌رفت. يك‌ روز صدايش كردم تا آماده شود، ولي جوابي نداد. فكر كردم بيرون از خانه رفته، يك‌دفعه از پشت ديوار صدايي كرد كه مرا بترساند. پرسيدم كجا بودي؟ گفت: سر قبرم نشسته بودم. فكر كردم شوخي مي‌كند. گفتم: قبرت كجا بود؟ محمدحسين توضيح داد

مرگ آگاهي , مأمور الهي , مهدي سامع , مهماني لاله ‌ها , مسئله حل است ادامۀ مطلب »

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نيت عاشقانه , نيمه ي سيب ,

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نيت عاشقانه , نيمه ي سيب ,

نمازگردان سيدمحمد اعتقاد محكم و استواري داشت و در اوقات نماز خيلي مراقبت مي‌نمود، حتي بعد از شهادتش نيز زمان نماز را به نيروها يادآوري مي‌كرد. يك‌بار كه گردان به خاطر عمليات سنگين شبانه، صبح خوابش برد، يك نفر از بچه‌ها، قبل از اين‌كه نماز قضا بشود، گردان را بيدار كرد و گفت: «من الآن

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نيت عاشقانه , نيمه ي سيب , ادامۀ مطلب »

وعده ي ديدار , وصال آسماني , وعده ي شهادت , هديه ي خداوند , نان‌ آور خانه

وعده ي ديدار , وصال آسماني , وعده ي شهادت , هديه ي خداوند , نان‌ آور خانه

وعده ي ديدار در سال 1373 شب جمعه در خواب ديدم كه با شهيد سيدمرتضي آويني در حوالي منطقه‌ي فكه در زميني چمن‌زار و پر از شقايق قدم مي‌زنم. (قبلاً فقط او را يك‌بار ديده و درباره‌ي روايت فتح با ايشان صحبت كرده بودم) حين صحبت كردن، سيد گفت: «ادامه‌ي صحبت‌ها بماند براي بعد كه

وعده ي ديدار , وصال آسماني , وعده ي شهادت , هديه ي خداوند , نان‌ آور خانه ادامۀ مطلب »

يوسف هاتف , ياران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرين پلاك , بازگشت از ديدار

يوسف هاتف , ياران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرين پلاك , بازگشت از ديدار

يوسف هاتف بعد از شهادت فرزندم يوسف كه در عمليات والفجر يك در فكه به شهادت رسيد، با جمعي از خانواده‌هاي شهدا به زيارت امام (ره) در جماران مشرف شديم. ما را از آن‌جا به بهشت‌ زهرا و سپس به جمكران بردند. به علت خستگي مفرط سفر در محوطه‌ي جمكران در نزديكي يك آب سردكن

يوسف هاتف , ياران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرين پلاك , بازگشت از ديدار ادامۀ مطلب »

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع)روزهاي آخر سال 79 و سال امام علي (ع) در منطقه‌ي جنوب، با عراقي‌ها در خاك عراق به طور مشترك تفحص مي‌كرديم. صبح بلند شديم كه براي تفحص برويم. يك‌ سري شهيد پيدا كرده بوديم و آن‌ها را چيده بوديم و براي آن‌ها زيارت عاشورا مي‌خوانديم و خيلي صفا مي‌كرديم. همان‌طور

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر ادامۀ مطلب »

شفاي يار , شهيد قربان علي گرزين , عيدي صاحب الزمان(عج) , فيض زيارت

شفاي يار , شهيد قربان علي گرزين , عيدي صاحب الزمان(عج) , فيض زيارت

شفاي ياربعد از اين‌كه عصب‌هاي دستم در اثر اصابت گلوله‌ي دشمن قطع شد، دكترها اعلام كردند دستم بايد قطع شود، و يا اين‌كه حس باقي خواهي ماند،‌ و علت آن گلوله‌اي بود كه به كف پايم اصابت كرده و اعصاب دست و پايم مختل و قطع شده بود.‌ دكتر پرنديان به پدرم گفت: «اگر استخوان‌هايم

شفاي يار , شهيد قربان علي گرزين , عيدي صاحب الزمان(عج) , فيض زيارت ادامۀ مطلب »

پيكر درخشان , بوي عطر قبر شهيد , بوسه ‌ي عشق , بوي عطر , پرده ي شهادت

پيكر درخشان , بوي عطر قبر شهيد , بوسه ‌ي عشق , بوي عطر , پرده ي شهادت

پيكر درخشان در بهار سال 1361 كه بخش دوم عمليات محرم در منطقه‌ي موسيان انجام گرفت، من مسئول واحد تعاون تيپ 25 كربلا بودم و اجساد مطهر شهدا را از خط مقدم تا 2 يا 3 كيلومتر عقب‌تر انتقال مي‌داديم. در آن ميان شهيدي بود كه از كمر به پايين بدنش متلاشي شده بود ولي

پيكر درخشان , بوي عطر قبر شهيد , بوسه ‌ي عشق , بوي عطر , پرده ي شهادت ادامۀ مطلب »

پيشاني , تنبيه جادوگر , پارچه ي سبز , تجلي كرامت , پيك عشق

پيشاني , تنبيه جادوگر , پارچه ي سبز , تجلي كرامت , پيك عشق

پيشاني شب عمليات كربلاي 5، توي سنگر نشسته بوديم. از هر دري صحبتي بود. در عمليات قبلي _ كربلاي 4_ همه نگران اين بودند كه «مير حسيني» آسيب ببيند. چون عملياتي نبود كه او مجروح از صحنه‌ي نبرد خارج نشود. قبل از عمليات كربلاي 4 بود كه گفت: «نترسيد، توي اين عمليات شهيد نمي‌شوم؛ حتي

پيشاني , تنبيه جادوگر , پارچه ي سبز , تجلي كرامت , پيك عشق ادامۀ مطلب »

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاويدالاثران زهرايي , جرعه اي از آب زلال , تفأل به قرآن

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاويدالاثران زهرايي , جرعه اي از آب زلال , تفأل به قرآن

توسل به امام رضا (ع) چند روزي بود كه موفق نشده بوديم پيكر شهيدي را كشف كنيم و برادران، اين مسأله را يك سلب توفيق از خود مي‌دانستند. به همين خاطر، يك شب مراسم دعا و زيارت عاشورا برگزار كرديم و در آخر، همگي به امام رضا (ع) متوسل شديم تا بلكه بتوانيم پيكر شهدا

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاويدالاثران زهرايي , جرعه اي از آب زلال , تفأل به قرآن ادامۀ مطلب »

چهارده , جمشيد برون , جستجوي نور , جست و جوي دوباره , جشن بزرگ

چهارده , جمشيد برون , جستجوي نور , جست و جوي دوباره , جشن بزرگ

چهارده شب قبل از عمليات، بچه‌ها تصميم گرفتند بيرون چادرها مراسم دعاي توسل راه بيندازند. دشت، حال و هواي خاصي پيدا كرده بود. قرار بر اين بود كه هر يك از بچه‌ها، قسمتي از دعا را انتخاب و قرائت كنند و به يكي از معصومين متوسل شوند. دعا آغاز شد و از ميان جمع چهل

چهارده , جمشيد برون , جستجوي نور , جست و جوي دوباره , جشن بزرگ ادامۀ مطلب »

رؤياي شهادت , رؤياي صادق , رايحه ي دل انگيز , راز زيارت نامه , رؤياي صادقه

رؤياي شهادت , رؤياي صادق , رايحه ي دل انگيز , راز زيارت نامه , رؤياي صادقه

رؤياي شهادت ماه رمضان بود، با بچه‌ها قرار گذاشتيم در منزل آيت‌الله خادمي تحصن كنيم. آن شب مأموران به پدرم گفتند: «چون شهرباني قصد دارد به مسئله‌ي تحصن خاتمه دهد، هر طور شده سيدحسين (1) را از رفتن به منزل آقاي خادمي منصرف كنيد». پدر با ناراحتي اين مسئله را به حسين گوشزد نمود، اما

رؤياي شهادت , رؤياي صادق , رايحه ي دل انگيز , راز زيارت نامه , رؤياي صادقه ادامۀ مطلب »

زيارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ي عاشقانه , زود بيا , راهنمايي

زيارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ي عاشقانه , زود بيا , راهنمايي

زيارت شهيد محمدرضا عاشورا پس از مجروحيت در عمليات والفجر 8، به بيمارستاني در اصفهان منتقل گرديد. در آن‌جا روبه خانواده‌اش كه به ديدار او آمده بودند، گفت: «آرزو داشتم كه پس از عمليات والفجر 8 به پابوس امام رضا (ع) بروم، اما افسوس كه ديگر نمي‌توانم.» و لحظاتي بعد جام نوشين شهادت را برگرفت

زيارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ي عاشقانه , زود بيا , راهنمايي ادامۀ مطلب »

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سيد مهدي اسلامي خواه , سيراب كوثر

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سيد مهدي اسلامي خواه , سيراب كوثر

سه حاجت، سه قول شهيد نوريان وقتي به حج مي‌رفت، رو به ما گفت: «چيزي جز دعا و نماز از من توقع نداشته باشيد. » و هنگامي‌ كه بازگشت، تعريف كرد: «آن موقع كه دور كعبه طواف مي‌كردم، يك آقاي نوراني با شالي سبز در كنار من حركت مي‌كرد، به او گفتم: «درست است كه

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سيد مهدي اسلامي خواه , سيراب كوثر ادامۀ مطلب »

سجده‌ ي ‌شهادت , شفاي درد , سيزده مؤذن نا آشنا , شهيد گمنام , سيرزماني

سجده‌ ي ‌شهادت , شفاي درد , سيزده مؤذن نا آشنا , شهيد گمنام , سيرزماني

سجده‌ ي ‌شهادت شهيد بسيجي «علي قرائي» بسيار زياد سجده مي‌كرد و مي‌گريست. در شبانه روز 5 بار زيارت عاشورا مي‌خواند. هميشه مي‌گفت: «من در سجده به شهادت مي‌رسم.» در كربلاي 5 بود كه شنيديم شهيد قرائي در حال سجده به شهادت رسيده است. منبع :كتاب كرامات شهدا جلد 1 صفحه ي 74 راوي :

سجده‌ ي ‌شهادت , شفاي درد , سيزده مؤذن نا آشنا , شهيد گمنام , سيرزماني ادامۀ مطلب »

به بالا بروید