آفرینش زن
از هنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت. فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه…
از هنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت. فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه…
اگر دروغ رنگ داشت ؛ هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب…
گفتندبيا، تمام کن اين قصه راکه کاروان آهنگ سفرکرده است! و من با سکوتي تلخ ،فرياد زدم ، پاي آمدنم نيست. گفتند…
علم دولت نوروز به صحرا برخاست زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست بر عروسان چمن بست صبا هر گهری …
یک نیمه دل را به جمال تو سپرده ایم یک نیمه دل را به خیال تو سپرده ایم کرده ایم همه عمر…
محاسبه عاشقانه : ۱ + ۱ = همه چیز و ۲ – ۱ = هیچ چیز #######اس ام اس عاشقانه####### من که…
محبوبِ من! نگاه دو چشم تو آشوب زاي و وسوسه انگيزست مطبوع و دلپذير و طرب افزاست خورشيد گرم نيمه ي پاييزست.…
صدف سينه من عمري گهر عشق تو پروردست كس نداند كه درين خانه طفل با دايه چه ها كردست همه ويراني و…
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر ، با آن پوستين سرد نمناكش باغ بي برگي روز و شب تنهاست با سكوت…
اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از…
سوء تفاهم نشود لطفا، بازار سکه و ارز در حال سقوط است و شاخص بورس در حال افزایش به شکل دندان شکن،…
و اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد، خداوند بر آن روز آن میزان بیفزاید که در آن، مردی از…
باز هم نيمهء شب … ساعتی در دل شب …. همچو شبهای دگر … نيمه شب باز رسيدی از راه … من…
يه مشت کلمه مث باد هوا مياد دور و برت روزگارت و سياه می کنه اول فکرمی کنی درای بهشت وا شده…
محتســب ، مـــردي به ره ديــد و گريبانش گرفت مست گفت : اي دوست ! اين پيراهـن است ، افســار نيست گفت…
شادي ندارد ، آنكه ندارد به دل غمي آن را كه نيست عالم غم ، نيست عالمي آنان كه لذّت دم تيغت…
گشــت غمنـــاك دل و جان عقـاب چـــو ازو دور شـد ، ايّــام شبــاب ديد ، كــش دور به انجـــام رسيــد آفتابــش به…
با دود آخرين دانه ی اسفند ديگر گريه نمی کند ديگر می رود خيابان پيراهنی تازه بگيرد می رود تا می تواند…
پرانتز باز همه چيز سر جای خودش بود و خودش سر جای چيزی مثل… آب که سر بالا می رود چرا که…
مقبره ای سفيد سخنی باب اندوه رابعه جامه ای وصف اندرونی کيميا خاتون غزلی به رای ديوان عالی حافظ به اعتقاد نگارنده:…
سر به زير شده ای آذر نوش رنگ پريده ی چندين بهار نه اينطور نه دوباره بخوان سر به زير شده ای…
دنيای آدمی بودم اما به چشم هيچ راننده ای نيامده بودم بدون شما از کنار خيابان ناپديد می شوم بانو آمده بودم…
آن روز دستهايت پنجره را وا کرده بود و بسته بود دستهايت آن روز پنجره را وابسته کرده بود و تبسمی رو…
نه به دريا رفته بود نه به ساحل پا روی عصرهای نيامده در باد آن وقت ها کنار ساحل کنار درخت کوچک…
آن روزها باران که می آمد مادرم زير شر شر سقف می ايستاد و دعا می خواند پدرم وقتی ديد دعای مادرم…
مرد می گويد حال سواری از دور خوش نيست می گويد حال سواری از دور نزديک است بهم بخورد اگر نه از…
کليد زير فرش است گلها را هم آب داده ام می روم تا آخر چيزهايی که پدر می گفت زود بر می…
حالا چند بهاری می شود که از روی خوش باد دست می دهی و هنوز باد کرده اين همه برگ که اين…
اگر محبتى كه در خود احساس مى كنید یا از جانب مدعى مى شنوید، از جنس و قماش عشق ناب باشد، مقدس…
وقت است كه باز آيي ثانيهها در تپشند ، التهابي مهيج و شوقي شيرين در پيكر كوچكشان ميجوشد. در گذر از…