داستان ها و حکمت ها

داستان آموزنده ” دو روز به پایان جهان”

داستان آموزنده ” دو روز به پایان جهان”

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیش‌تری از خدا […]

داستان آموزنده ” دو روز به پایان جهان” ادامه مطلب

داستان مرد پولدار و مسئول خیریه

داستان مرد پولدار و مسئول خیریه

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.   مسئول خیریه: آقای وکیل ما در

داستان مرد پولدار و مسئول خیریه ادامه مطلب

الاغ مرده

الاغ مرده

چاک از یک مزرعه‌دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»

الاغ مرده ادامه مطلب

پیرمرد دوراندیش و نوجوانان بازیگوش

پیرمرد دوراندیش و نوجوانان بازیگوش

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه

پیرمرد دوراندیش و نوجوانان بازیگوش ادامه مطلب

داستان مرد میلیونری که چشم درد داشت

داستان مرد میلیونری که چشم درد داشت

در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره فراوان با

داستان مرد میلیونری که چشم درد داشت ادامه مطلب

داستان جالب بازى در هواپیما - واقعا جالبه

داستان جالب بازى در هواپیما – واقعا جالبه

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به

داستان جالب بازى در هواپیما – واقعا جالبه ادامه مطلب

داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز

داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.   بر

داستان کوتاه جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز ادامه مطلب

کمی تفکر....

کمی تفکر….

چند سالی می گذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.   زمان می گذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر

کمی تفکر…. ادامه مطلب

خدایا چرا من ؟

خدایا چرا من ؟

آرتوراش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. یکی از دوستداران وی در

خدایا چرا من ؟ ادامه مطلب

ساده ترین جواب شرلوک هلمز - واقعا جالبه

ساده ترین جواب شرلوک هلمز – واقعا جالبه

شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا

ساده ترین جواب شرلوک هلمز – واقعا جالبه ادامه مطلب

داستان عشق

داستان عشق

در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک

داستان عشق ادامه مطلب

به بالا بروید