هوس روي نگار
مرغ دل ديرزماني است که در هوس روي نگار اين سوي و آن سوي مي پرد و پروانه وار شمع خيالش را طوف مي کند. به خون وضو ساخته و با شراره هجران احرام بسته است. موج در موج تاريکي فراقش را به برق وصال مي شکافد و بغض گلوگير شوق را به فرياد شورآفرين […]





























