
ادله اثبات علم خدا
براى اثبات علم خداوند ادله متعددى اقامه کرده اند از جمله : الف) واجب الوجود مجرد است و هر مجردى به ذات خود عالم است پس واجب الوجود به ذات خود عالم است. دو مقدمه این برهان در فلسفه به صورت قاطع به اثبات رسیده است. در اینجا به همین
260 مقاله

براى اثبات علم خداوند ادله متعددى اقامه کرده اند از جمله : الف) واجب الوجود مجرد است و هر مجردى به ذات خود عالم است پس واجب الوجود به ذات خود عالم است. دو مقدمه این برهان در فلسفه به صورت قاطع به اثبات رسیده است. در اینجا به همین

عدالت در مفهوم وسیعش عبارت است از دادن حق صاحبان استحقاق بدون هیچ تبعیضی میان آنها. اگر حق هیچ صاحب حقی ادا نشود برخلاف عدالت است، همچنانکه اگر تبعیض شده و حق بعضی داده شود و حق بعضی دیگر داده نشود باز برخلاف عدالت است. اگر معلمی هنگام امتحان دانش

اگر ما چیزی را از قرآن کریم استنباط می کنیم، بعد، از ترس اینکه مبادا روزی علم خلافش را بگوید نمی توانیم بگوییم امروز استنباط نمی کنیم. حداکثر این است که قرآن ما این طور گفته، علم هم خلاف آن را گفته است. شما باید به ما ایراد بگیرید که

عدل الهی به این معنی است که موجودات جهان هر کدام در درجه ای از هستی و در درجه ای از قابلیت فیض گیری از خداوندند. از طرف خداوند نسبت به هیچ موجودی تا آن اندازه که امکان و قابلیت دارد از فیض دریغ نمی شود. هر موجودی هر چیزی

گفتگو در مسأله جبر و قدر از نیمه دوم قرن اول هجری رسما در میان متکلمین اسلامی آغاز و مورد تجزیه و تحلیل واقع شده. قدیمترین مسأله کلامی همین مسأله است. متکلمین نتوانستند این مسأله را درست تجزیه و تحلیل کنند و منحرف شدند: گروهی طرفدار جبر و گروهی طرفدار

شناخت خداوند به عنوان امر کننده به عدل و بپادارنده آن ، اساسی ترین معرفتی است که رابطه بشر با خداوند در ادیان آسمانی بر آن استوار شده است. حتی اگر خدای فلاسفه، مثلاً محرک اول در نظر ارسطو که تنها با نیروی عقل و اندیشه بشر سر و کار

مفاهیمى که حکایت از کمالات وجودى مى کنند و دلالتى بر هیچ نوع نقص و محدودیتى ندارند قابل اطلاق بر ذات مقدس الهى هستند و همه آنها را مى توان از صفات ذاتیه الهى بشمار آورد مانند نور و بهاء و جمال و کمال و حب و بهجت و دیگر

قرآن کریم می فرماید: آن عقرب گزنده جراره معاد که شما را می گزد، همان گزیدنی است که در دنیا در فلان ساعت مرتکب شدید. در حقیقت، هیچ چیزی معدوم نمی شود. هر چیزی که موجود شد یک وجهه اش معدوم می شود، یک وجهه دیگرش باقی است. وجود این

خواجه حافظ شیرازی درباره آفرینش عالم علوی و اختلاف ظروف و ماهیات و خلقت انسان که مجمع صفات خداست، چه خوب سروده است. اشعار حافظ در کیفیت پیدایش انسان و عالم ملکوت: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد *** عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

بحث جبر و اختیار، خود به خود بحث عدل را به میان آورد زیرا رابطه مستقیمی است میان اختیار و عدل از یک طرف، و جبر و نفی عدل از طرف دیگر، یعنی تنها در صورت اختیار است که تکلیف و پاداش و کیفر عادلانه، مفهوم و معنی پیدا می

عطاء رزق و نعمت و منع از آن فقط با اراده خداى تعالى است. خداوند در قرآن مى فرماید: عموم نعمت ها از خداى سبحان است نه غیر او، پس تنها رازق خدا است و احدى در رازقیت، شریک او نیست، آن گاه از طریق رازقیت استدلال کرده بر ربوبیت

اشاعره به جای خداوند، در واقع ظالمان بشری را تنزیه نموده و تبرئه کرده اند زیرا ابتدایی ترین و روشن ترین نتیجه ای که از این طرز تفکر گرفته می شود این است که آنچه فلان ستمگر می کند، خودش نمی کند؛ بلکه خداوند می کند و چون خدا انجام

آزمایش خدا همگانى است از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى بایست

در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل بعنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می

در اخبار بسیاری وارد شده است که مؤمن که در دلش غل و غشی نیست، انکار ندارد،متظاهر به ریا نیست، و اگر در هر موضوعی حق را ادراک کند به انکار نمی پردازد و اعمال نیکو که از دستش برآید انجام میدهد؛ اگر احیانا غفلتی از او سر زده و

آیات سوره صافات: در اواخر سوره صافات حاکمیت و منصور بودن انبیاء و پیام انبیاء آمده است (این مطلب با بیانهای مختلفی در قرآن گفته شده است): «و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین* انهم لهم المنصورون* و ان جندنا لهم الغالبون؛ و قطعا وعده ی (نصرت) ما برای بندگان فرستاده

اشکالی که ممکن است در خصوص مسئله شفاعت به اذهان متبادر شود این است که آیا برداشتن عذاب از شخص مجرم در روز قیامت، بعد از آنکه خداوند وعده عذاب داده و بر حذر داشته است، یا عدل است و یا ظلم، اگر عدل باشد، پس اصل آن حکمی که

مشکل دیگری که در مسئله شفاعت وجود دارد این است که آنچه از معنای شفاعت در بین مردم معروف است آنست که شفیع اراده کسی را که در نزد او شفاعت می کند، به خلاف اراده اولیه او منعطف و منحرف گرداند، خواه اراده فعل داشته باشد و خواه اراده

عدالت به معنای انسانی در مورد بشر کمال است و ظلم نقص؛ و از این رو عدل و ظلم به مفهوم رایج خود، مفاهیمی اخلاقی و مخصوص اجتماع بشری و به اصطلاح از مفاهیم قراردادی بوده و از شئون حکمت عملی شمرده می شوند نه حکمت نظری، بنابراین از حدود

ایشان می گویند که اگر ما قائل بشویم که عالم قانون دارد و قانون عالم هم قانون قطعی است باید قدرت و اراده خداوند را محدود بدانیم. هرگز چنین چیزی نیست. ما اول مثالی در انسان ذکر می کنیم تا در خدا هم روشن بشود. یک وقت هست که شما