
بین بهشت و دنیا
بین بهشت و دنیا یکی بود، یکی نبود. پسری بود به اسم محمدتقی. هفده سالش که شد رفت جبهه. اسفند ۶۶. چهار ماه بعد در شلمچه موجی شد. یک ماه بعدش هم رفت به کما. بیهوشی محمدتقی طاهرزاده طولانی شد. نه یک ماه و دو ماه و نه یک سال
24 مقاله

بین بهشت و دنیا یکی بود، یکی نبود. پسری بود به اسم محمدتقی. هفده سالش که شد رفت جبهه. اسفند ۶۶. چهار ماه بعد در شلمچه موجی شد. یک ماه بعدش هم رفت به کما. بیهوشی محمدتقی طاهرزاده طولانی شد. نه یک ماه و دو ماه و نه یک سال

برادر جانبازی را به بیمارستان ( بیمارستانی در لندن ) آورده بودند که در اثر بمباران شیمیایی دو چشم خود را از دست داده بود . افزون بر این ، تمام دندان هایش هم ریخته بود و اصلا نمی توانست غذا بخورد و به وسیله شیلنگ از راه دهان به

مهم ترین مسئله امروز ما در جبهه، صبر و استقامت در مقابل دشمن است. تا به حال تنها ضعفی که داشته ایم از «عوامل و سلاح های شیمیایی» بوده است. واقعیت این است که ما در مقابل بمب های شیمیایی زود از کار میافتادیم. چه کار باید بکنیم ؟! چگونه

هنگامی که عملیات والفجر ۲ در جبهه غرب توسط رزمندگان اسلام شروع شده بود. هواپیماهای عراقی منطقه عباس آباد را بمباران شیمیایی کرده بود و رزمندگان اسلام برای عملیات آنجا مستقر شده بودند. مجروحین شیمیایی عباس آباد را یکی پس از دیگری به بیمارستان می آوردند، به تدریج همه اتاق

محمود در منطقه شاخ شمیران به شدت شیمیایی شده بود و در بیمارستان کاشانی شهر یزد بستری بود.اولین بار که او را ملاقات کردم به شدت سیاه شده بود، به طوری که نمی توانستم او را بشناسم. او سفارش می کرد که، به مجروحین دیگر برسید و … . در

نیمه هاى شب بود که عراق تک شیمیایى کرد. نیروها خواب بودند ولى طبق معمول من بیدار بودم. فوراً حاج حبیب الله کریمى فرمانده را بیدار کردم. ماسک ها را زدیم و او به یک طرف رفت و من هم از طرف دیگر، تا تمام نیروها را بیدار کنیم. وقتى

در آخرین روزهای «عملیات بدر» (اسفند ماه سال۱۳۶۳)، ناگهان بوی خیلی خوشی سر تا سر منطقه را فرا گرفت. «بوی شکلات کاکائویی» بود. من و بچه ها با ولع بو می کشیدیم و آب دهانمان را فرو می دادیم و دنبال سنگری می گشتیم که از آن بوی شکلات بلند

از پنجره اتاق بیرون را نگاه میکنم، هاله ای از دود، ساختمان ها را در آغوش گرفته است. انگار شیمیایی زده اند. یکی فریاد میزند : شیمیایی ! شیمیایی ! . همه ماسک میزنند به جز راننده بلدوزری که در حال زدن خاکریز است. در همین لحظه یک نفر با

در دوران دفاع مقدس چندین بار«شیمیایی» شده بود. اما مهمترین آن در دی ماه سال ۱۳۶۵ در جزیره مجنون اتفاق افتاده بود. هر سال، اول تا یازدهم دی ماه به شکل عجیبی ناراحتی و دردش بیشتر نمایان می شد. وقتی میگرن عصبی سید شدت می گرفت. پس از خوردن قرص

جزیره مجنون که آزاد شد، من هم جزو اکیپ های جمع آوری غنائم و تجهیزات، به آنجا اعزام شدم. یکی از روزهای آخر ماموریت، در حالی که یک کانتینر۱۲ متری را بُکسل کرده بودم به پشت خودوری تویوتا و داشتم برمیگشتم به طرف مقر، وسط های راه دیدم جلوی ماشین

قبل از این که در بهمن ماه ۱۳۶۴ به منطقه عملیاتی جنوب اهواز اعزام شوم، در عملیات «امام مهدی» و «الله اکبر» در منطقه عملیاتی جنوب، غرب سوسنگرد، «رمضان» در منطقه عملیاتی شلمچه – شمال غربی خرمشهر و شرق بصره، «خیبر» در هورالهویزه – جبهه جنوبی جنگ و بالاخره «والفجر

پاسی از شب گذشته بود. صداها فروکش کرده و آمد و شد کم شده بود. اکثر بیماران به خواب رفته بودند. حدس زدم ساعت حدود ۱۲ شب است. سکوت سنگینی بر اتاق حکمفرما بود و من سنگینی آن را بر دوش خود احساس میکردم. یک دفعه احساس عجیبی در من

بمباران شیمیایی سردشت مقدمه: آن چه پیش روی دارید شرح وقایع و حوادثی است که پس از بمباران شیمیایی سردشت در روز هفتم تیرماه ۱۳۶۶ و بعد از آن برای من پیش آمد، خاطراتی که از ذهن برای من و بسیاری دیگر فراموشنشدنی هستند. به دنبال مصدوم شدن و هنگام

شهید رضا آریا زنگنه که از جبهه برگشت، از شهادت دوستانش، بسیار متأثر بود و شب ها در نمازهای خود گریه می کرد. بعد از چند روز که قصد بازگشت کرد، به او گفتم : پسرم ! آیا نمی شود چند روز دیگر بمانی؟ در حالی که بغضی در گلویش

درباره سردار شهید سردار خورشیدی تازه چند روزی بود که سردار از جبهه برگشته بود ،همیشه مدت کوتاهی را به دیدن خانواده اختصاص میداد و دوباره به میادین نبرد بازمیگشت . هنوز آثار شیمیایی بر جای جای بدن نحیفش باقی مانده بود،وقتی دیدمش با خوشحالی او را در آغوش کشیدم

خاطرات سرلشکر عراقی«صبار فلاح اللامی» هدف عراق، ساخت رآکتورهای اتمی و تولید سلاحهای هستهای و شیمیایی با همکاری مصر بود.برای این منظور، سرلشکر ستاد «نزار عبدالحمید» ( مدیر دایره جنگ شیمیایی ) برای اجرای این برنامه انتخاب شد. نقش مصر در تقویت توان نظامی عراق «عبدالجبار شنشل» وزیر مشاور در

جانباز ۷۰ درصد اهل سردشت وعضو انجمن مصدومین شیمیایی سردشت که را در بعد از ظهر روز شنبه مورخه ۹/۱۲/۱۳۸۲ پس از قریب به ۱۶ سال تحمل درد و رنج ناشی از مصدومیت شیمیایی به شهادت رسید. خاطرات جانباز شهید را از زبا ن خودش می خوانیم……بسمه تعالی الهی

کیست که آلام استخوان سوز ما را بفهمد؟ عمران جنگ دوست بازمانده از خانواده ۱۳ نفری از فاجعه شیمیایی سردشت است… او امروز ۲۴ سال دارد و دانشجوی رشته ادبیات عرب دانشگاه مهاباد است و البته جانباز ۷۰ درصد شیمیایی.سینه اش اما زخمی است، زخمی از حادثه ای که چیزی

علی رضا یزدان پناه جانباز ۷۰ درصد شیمیایی می گوید: جانبازان شیمیایی مظلوم ترین قشر بازمانده جنگ هستند، چرا که ظاهری آرام و سالم دارند ولی دردهای درونی شان امان آنها را بریده است و کمتر کسی متوجه آن را می شود. سخنش را از اینجا آغاز کرد که متولد

خانمهای خانهدار معمولا در محیط خانه با مواد شیمیایی مختلفی سر و کار دارند که در طول روز برای انجام کارهای مختلف از آنها استفاده میکنند. اگرچه معمولا هر یک از این مواد در زمینههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرند، اما باید توجه داشت که گاهی ترکیب برخی از مواد

وایتکس از آن جمله مواد شیمیایی است که خانم های خانه دار از آن زیاد استفاده میکنند غافل از اینکه مواد شیمیایی آن باعث حساسیت پوستی و مخاط تنفسی میشود. اگر شما هم نمیتوانید در خانه از استفاده از وایتکس صرف نظر کنید دستکم نکات ایمنی در استفاده از آن

یک روز آقا به «لشگر۴۱ثارالله» تشریف آوردند، بعد از پذیرش قطعنامه بود و برای بچهها سوالهایی وجود داشت لذا سوال میکردند و آقا با متانت پاسخ میدادند، در این جلسه پرسش و پاسخ، بچهها تحت تأثیر سخنان آقا قرار میگرفتند و میگفتند: ما خیلی از مسائل را نمی دانستیم، آقا

• آیا میدانید در برخورددهنده هادرونی بزرگ پروتونها تا ۷ میلیارد الکترونولت انرژی گرفته و به ۹۹٫۹۹۹۹۹۹٪سرعت نور میرسند و در این حالت ۷٬۵۰۰ برابر سنگینتر از زمان سکون میشوند؟ • آیا میدانید با ۳۰ گرم طلا نخی به طول ۸۱km میتوان درست کرد؟ • آیا میدانید ابررساناها موادی هستند

یک روزنامه غربی در گزارشی نوشت: بر اساس یک مطالعه جدید شمار مرگ و میر و ابتلا به سرطان خون در میان نوزادان شهر فلوجه عراق بسیار بیشتر از بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ توسط آمریکا است. این تحقیق جدید از افزایش چهار برابری ابتلا به