مقايسه نکنيد !

مقايسه نکنيد !

وزي جنگجويي سامورايي که بسيار مشهور و مغرور بود . براي ديدن استاد فرزانه اي آمد . اما همين که زيبايي ، لطف و عنايت استاد را ديد ، ناگهان احساس نامعقولي به او دست داد . پس از استاد پرسيد : « استاد ،همين چند لحظه پيش همه چيز

ماجرای مسجد بهلول

ماجرای مسجد بهلول

می گویند مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند ” مسجد بهلول

داستان اصلی "چرا جام مرا بشکسته لیلی؟"

داستان اصلی “چرا جام مرا بشکسته لیلی؟”

عشق لیلی مجنون زبانزد است. این دو به خاطر داشتن دو قبلیه با تفاوت های فرهنگی و قبیله ای و مالی، اجازه دیدار یکدیگر را نداشتند. روزی لیلی تصمیمی میگیرد. تصمیم میگرد در روز مشخصی در قبلیه خود آش نذری پخته و پخش کند. به همین دلیل در بین افراد

یک داستان ترسناک ولی جذاب !!!

یک داستان ترسناک ولی جذاب !!!

اين داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه : دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل

نيروي يک عقيده

نيروي يک عقيده

روزي دختر سياه پوستي در آمريکا به همراه والدين خود با هزار شوق و اميد ، براي ثبت نام در کلاس اول به يکي از مدارس رفت . قانون مدرسه اين گونه بود که از متقاضيان ورود به دبستان آزمون هوش مي گرفتند . دخترک در آزمون و مصاحبه باليني

فرمانده خودخواه ،استاد با صلابت

فرمانده خودخواه ،استاد با صلابت

در شهري فرمانده ي ارتشي بود  که با سپاه عظيم خود شهر به شهر مي گشت و همه چيز را تحت تصرف خويش در مي آورد و اگر کسي سر راه او قرار مي گرفت او را نابود مي کرد . قدرت وعظمت سپاه اين ژنرال بي رحم شهر به

شبيه استاد

شبيه استاد

شاگردي بود که  استاد خود را بسيار دوست داشت و کارهاي او را تحسين مي کرد . با خود تصميم گرفت که استاد را الگوي خود قرار دهد . فکر مي کرد با انجام کارهاي او مي تواند علم ودانش او را هم کسب کند . استاد لباس هاي سفيدرنگ

در جستجوي تفاوت ها

در جستجوي تفاوت ها

روزي نجاري همراه دستيار خود ، در جستجوي مصالح کار به شهري سفر کردند . در طول راه درخت قوي جثه اي ديدند ، به طوري که اگر پنج مرد دست خود رابه يکديگر مي دادند تا آن را در آغوش بگيرند ، نمي توانستند و ارتفاع آن به قدري

خواستن ،توانستن است

خواستن ،توانستن است

صنعتگري با دقت بسيار دواتي ساخت . او تصميم گرفت آن را تقديم پادشاه کند و با اين کار مورد توجه پادشاه قرار بگيرد . مرد سکاک در ابتدا به هدف خود رسيد و مورد تشويق پادشاه قرار گرفت .اين شادي و نشاط ساعتي بيشتر طول نکشيد ، زيرا خبر

حشره استاد

حشره استاد

روزي از ابو الحاج اقصري که استاد عارفي بود ،پرسيدند : استاد شما چه کسي است ؟ او پاسخ داد: استاد من حشره ي ريز سياه رنگي است که بر روي فضله ي حيوانات مي نشيند . افراد حاضر در مجلس گمان کردند که ايشان مزاح مي کنند . ولي

باور دروغين

باور دروغين

روزي مردي تخم عقابي را پيدا کرد و آن را در آشيانه ي يک مرغ کرچ گذاشت .عقاب با ديگر جوجه ها سر از تخم بيرون آورد و با آن ها شروع به رشد نمود . عقاب در سراسر زندگي خود ، چون تصور مي کرد که او نيز جوجه

استاد فاضل شاگرد نادان

استاد فاضل شاگرد نادان

روزي استاد فاضلي با شاگرد خود مشغول استراحت بود . پس از گذشت چند ساعت خربزه ا شيرين را از خورجين خود بيرون آورد و آن را دو قسمت کرد . نيمي از آن را به شاگرد خود داد .شاگرد در ميان خوردن خربزه بود که ، به استاد خود

ارزش مصيبت

ارزش مصيبت

در دسامبر 1914 ، آزمايشگاه «توماس اديسون»بر اثر آتش سوزي به کلي از بين رفت . او آزمايشگاه خود را در مقابل ف238000 دلار بيمه کرده بود ،در حالي که خسارت وارد شده ،متجاوز ازدو ميليون دلار بود. بسياري از تحقيقاتي که يک عمر براي آن ها ، زحمت کشيده

رحمت الهی از نظر محمد رضا قمشه‌ای

رحمت الهی از نظر محمد رضا قمشه‌ای

یکی از حکمای متأخر بنام مرحوم آقا محمد رضا قمشه ای اشعار بدیعی در سعه رحمت پروردگار دارد، در آن اشعار عقیده حکما و بلکه سعه مشرب عرفا را منعکس می کند، می گوید: آن خدای دان همه مقبول و نا مقبول ***من رحمة بدا و الی رحمة یؤل از

چهل حدیث نماز(4)

چهل حدیث نماز(4)

حدیث سیزدهماهمیت نماز قال النبی صلی الله علیه و آله: ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس (ایها الناس) قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ گاه وقت نماز نمی‏رسد مگر اینکه فرشته‏ای در میان

چهل حدیث نماز(1)

چهل حدیث نماز(1)

مقدمه برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیق‏تر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را برگزیدیم به امید آنکه همه عاشقان اهل بیت (ع) و

مثل طبیب

مثل طبیب

یک طبيب اگر حاذق باشد همين جوري نسخه نمينويسد و يا دارو را تجويز نميکند مگر آنکه ضرورتي باشد. سخن هم مثل داروست.انسان بايد وقتي حرف بزند وقتي سخن بگويد که بخواهد دردي را درمان کند.((کان رسول الله لا يتکلم الا في حاجه)) رسول خدا(ع)جز در وقت ضرورت سخن نمي

مثل استخر چسب

مثل استخر چسب

آيا در استخر پر از چسب ميشود شنا کرد؟ شک و دودلي درست مثل استخر چسب است که در آن قدم از قدم نميتوان برداشت. قرآن آمده است تا ما را از ورطه ترديدها دو دلي ها و شک ها بيرون بکشد دست ما را بگيرد و به جايي برد

مثل آب و چاله

مثل آب و چاله

آب وقتي که به چاله اي ميرسد بي تفاوت و بي اعتنا از کنار آن عبور نميکند بلکه تا آن را پر نکند و لبريز و سرشار نکند عبور نخواهد کرد. وجود نازنين رسول خدا آب حيات بود از کنار هيچ نيازمندي و تهي دستي بي اعتنا نميگذشت.((کان جوادا… او

مثل چای

مثل چای

خود شما وقتي يک چاي تلخ مقابلتان ميگذارند چه ميکنيد؟ با يکي دو حبه قند آن را شيرين ميکنيد و نوشيدنش را بر خود گوارا ميسازيد.سختي هاي زندگي مثل همان چاي تلخ است و نعمت هاي الهي درست شبيه همان حبه هاي قند و از آنجا که زندگي انسان بي

مثل کهنه کارها

مثل کهنه کارها

آن وقت ها شراب خوارهاي کهنه کار به تازه کارها ميگفتند هر چه داريد يک شبه سر نکشيد و گر نه فردا خماريد در حالي که ديگران همه مست اند.بعضي ها گوششان بدهکار نبود و همه را سر ميکشيدند اما صبح که ميشد وقتي که همه مست بودند آنها خمار

مثل کمان

مثل کمان

انسان وقتي که حرف ميزند بايد بداند چه ميگويد به که ميگويد و حرفش به کجا برميخورد.چون دهان چيزي درست شبيه کمان است و حرف همانند تير. تيراندازها را نديده اي که هنگام پرتاب تير چه آرامشي دارند و چه تمرکز و توجهي و چگونه هدف را تماشا ميکنند نشانه

مثل قیچی

مثل قیچی

بزازها دائم قيچي را تيزميکنندچرا؟ چون به پارچه خورده است و پارچه نرم است و نرمي پارچه آن را کند ميکند. يادت باشد بعضي ها مثل قيچي هستند ميخواهند تو را قيچي کنند جدا کنند.حال اگر با آنها نقش پارچه را نقش ابريشم را بازي کني آنها هم کند ميشوند

مثل عطر!

مثل عطر!

تو براي عطر زدن به کسي نگاه نميکني.اصلا برايت مهم نيست ديگران عطر ميزنند يا نه.خوب شدن هم مثل عطر زدن است.چکار داري ديگران خوب اند يا نه خوبي ميکنند يا نه.اين حرف و نصيحت خداست که ميگويد:خود را باش.”عليکم انفسکم” بر شما باد خودتان

مثل سرسره

مثل سرسره

برف شب مي آيد روز آب ميشود. حرف هاي مردم هم مثل برف است روي آن حساب باز نکن. امروز چيزي ميگويند فردا چيزي ديگر. اگر روي سرسره چيزي گير کرد روي زبان مردم هم حرف گير ميکند. اين است که قرآن ميگويد:فقط حرف خدا را باش. حرف او بايد

مثل ابرها

مثل ابرها

وقتي انسانها از يکديگر دور ميشوند و فاصله ميگيرند در حقيقت طومار خيرات و برکات را بسته و در هم ميپيچند. ابرها را نديده اي؟ وقتي که از هم جدا ميشوند آيا ميتوانند ببارند؟ تکه هاي زغال را نديده اي که وقتي از هم جدا و دور ميشوند حرارت و

مثل پیچ

مثل پیچ

پيچ ها معمولا اين طورند که هر چه به سمت راست بپيچند محکم و محکمتر ميشوند و هر چه به چپ بپيچند سست و سست تر ميشوند و آخرش هم مي افتند. انسان هم همين طور است.هر چه به سمت راستي و به سمت درستي بپيچد محکم تر ميشود پايدار

مثل خورشید

مثل خورشید

انسان اگر از جانش از مالش و از آبرو و اعتبار و دانشش براي ديگران مايه بگذارد هيچ ضرر نميکند هيچ از دست نميدهد و هرگز خالي و تهي نميشود. يک نگاه به بالاي سر خود بينداز و خورشيد را ببين که ميلياردها سال است دارد کلبه و خانه ي

مثل گنبد

مثل گنبد

دو طرف پايين يک گنبد را ببين! ببين چقدر از هم دورند و فاصله دارند اما همين که بالا رفته و به راس گنبد نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک تر ميشوند. خداوند راس عالم است.آدم هايي که به او نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک ميشوند و هر چه

مثل گلاب

مثل گلاب

گلاب را ميخواهي بشناسي از بوي آن نشناس. گلاب را بايد از طعم آن شناخت از تلخي آن بايد شناخت.هر چه تلخ تر باشد خالص تر است. چون مولکول ها جمع اند و خيلي بو ندارند اما يک قاشق از آن را اگر در يک پارچ آب بريزي آن موقع

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید