
قضا و قدر غیرحتمی و رابطه آن با (بداء)
در آثار و روایات دینی و در اشارات قرآنی، از قضا و قدر حتمی و قضا و قدر غیر حتمی یاد شده است و چنین می نماید دو گونه قضا و قدر است: حتمی و غیرقابل تغییر، غیر حتمی و قابل تغییر. این پرسش پیدا می شود که معنی قضا
458 مقاله

در آثار و روایات دینی و در اشارات قرآنی، از قضا و قدر حتمی و قضا و قدر غیر حتمی یاد شده است و چنین می نماید دو گونه قضا و قدر است: حتمی و غیرقابل تغییر، غیر حتمی و قابل تغییر. این پرسش پیدا می شود که معنی قضا

این گمان باطلی است که کسی خیال کند اینکه ما کارها را از طریق سبب و مسبب و علت و معلول انجام می دهیم بخاطر عجز ماست و چون خدا قادر مطلق است دیگر علت و معلول برای او مطرح نیست. خیر، در جای خود به اثبات رسیده و نزد

شقاوت ضد سعادت است، و به معنى فراهم بودن اسباب گرفتارى و مجازات و بلا است، و به تعبیر دیگر شر و آفتى است که دامان انسان را مى گیرد در حالى که سعادت به معنى فراهم بودن اسباب نعمت و نیکى است، و در هر حال هر دو “

یک تحلیل ساده نشان می دهد که ماهیت ” شرور “، عدم است، یعنی بدیها همه از نوع نیستی و عدمند. این مطلب، سابقه زیادی دارد. ریشه این فکر از یونان قدیم است. در کتب فلسفه، این فکر را به یونانیان قدیم و خصوصا افلاطون نسبت می دهند، ولی متأخران

ناصر خسرو خطاب به جهان می گوید: جهانا چه درخورد و بایسته ای *** اگر چند با کس نپایسته ای به ظاهر چو در دیده خس، ناخوش *** بباطن چو دو دیده بایسته ای اگر بسته ای را گهی بشکنی *** شکسته بسی نیز هم بسته ای چو آلوده بیندت

در روایت آمده است که علی علیه السلام در پای دیواری نشسته بود، متوجه شد که دیوار شکسته است و ممکن است فرو ریزد، فورا برخاست و از آنجا دور شد. مردی اعتراض کرد که از قضاء الهی می گریزی؟ یعنی اگر بنا باشد تو بمیری خواه از کنار دیوار

می دانیم که خدا حق است. خواه به معناى حق محض و خواه به معناى حق مستقل. بنابراول، در برابر او حق محضى نیست و بنابر دوم، در برابر او حق مستقلى نیست. مقتضاى توحید، همین است. در اینجا معناى باطل هم به دست مى آید. آنچه حق محض یا

آفرینش افراد بشر از طینت پاک، و از طینت آلوده و عفن، چنانکه در بعضی از روایات آمده است: از طینت علیین و از طینت سجین، هیچ گونه منافاتی با اختیار ندارد زیرا همان طینت پاک و یا طینت آلوده را خداوند، مختار و مرید قرار داده است. چنانکه حضرت

اگر نور خدا و توحید او و عظمت او و علم او در عوالم پس از مرگ برای همه ظاهر و روشن میگردد، پس چرا در بعضی از آیات قرآن می بینیم مردمان مجرم در آن روز محجوبند: «کلا´إنهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون؛ اینطور نیست؛ این افراد ستمگر و ظالم

اشیاء از نظر خوبی و بدی اگر تنها و منفرد و مستقل از اشیاء دیگر در نظر گرفته شوند یک حکم دارند و اگر جزء یک نظام و به عنوان عضوی از اندام در نظر گرفته شوند حکم دیگری پیدا می کنند که احیانا ضد حکم اولی است. بدیهی است

معنای حتمی بودن و غیر حتمی بودن قضا و قدر : انقسام قضا و قدر به حتمی و غیرحتمی از وضع خاص موجودات سرچشمه می گیرد. موجودی که امکانات متعدده دارد و علل مختلف ممکن است در او تأثیر کنند و هر علتی او را در یک مجرا و یک

شکر کلمه ای است که در قرآن زیاد به آن برخورد کرده ایم. معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلاً بگوید: من ممنون هستم. آیا معنی شکر خدا همین است که بگوییم الهی شکر؟ نه،

بدون شک علت ورود مسلمین در مباحث قضا و قدر و جبر و اختیار، آیات قرآن کریم و کلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. مسأله سرنوشت و هم مسأله آزادی و اختیار بشر از مسائلی است که بالطبع مورد علاقه هر کسی است، و چون

از نظر عدل الهی و حکمت بالغه، خوبیها و بدیها در جهان، دو دسته متمایز و جدا از یکدیگر نیستند آنطوری که مثلا جمادات از نباتات، و نباتات از حیوانات جدا هستند و صفهای خاصی را بوجود می آورند. این خطا است که گمان کنیم بدیها یک رده معینی از

منظور از این اصل در جهان بینی اسلامی، این است که جهان، یک واحد تجزیه ناپذیر است، یعنی رابطه اجزاء جهان به این شکل نیست که بتوان فرض کرد که قسمتهایی از آن قابل حذف و قسمتهایی قابل ابقاء باشد. حذف بعضی، مستلزم بلکه عین حذف همه اجزاء است، همچنانکه

آنکه در طریق حق و حقیقت گام برمی دارد، در هر شرایطی قرار بگیرد، برای او خیر است. مرد حق در هر شرایطی، وظیفه خاص خویش را می شناسد و با انجام وظیفه و مسئولیت هیچ پیش آمدی شر نیست. در طریقت پیش سالک هر چه آید خیر او است***در

خداوند در قرآن کریم می فرماید: إِنهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً * وَ أَکِیدُ کَیْداً * فَمَهِّلِ الْکَفِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْدَا؛ آنها پیوسته حیله مى کنند، و من در مقابل آنها چاره مى کنم، حال که چنین است کافران را اندکى مهلت ده ( تا سزاى اعمالشان را ببینند ) (الطارق/۱۵ و ۱۷).

خداوند متعال در قرآن کریم در خصوص رابطه ایمان و اختیار می فرماید: «هل ینظرون الا ان تأتیهم الملائکه اؤ یأتی ربک أو یأتی بعض ءایت ربک یوم یأتی بعض ءایت ربک لاینفع نفسا ایمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون؛ آیا

بحث جبر و اختیار، خود به خود بحث عدل را به میان آورد زیرا رابطه مستقیمی است میان اختیار و عدل از یک طرف، و جبر و نفی عدل از طرف دیگر، یعنی تنها در صورت اختیار است که تکلیف و پاداش و کیفر عادلانه، مفهوم و معنی پیدا می

خواجه حافظ شیرازی درباره آفرینش عالم علوی و اختلاف ظروف و ماهیات و خلقت انسان که مجمع صفات خداست، چه خوب سروده است. اشعار حافظ در کیفیت پیدایش انسان و عالم ملکوت: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد *** عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

پرسش: هدف از زندگی چیست؟ چرا خداوند بشر را خلق کرد و هدف ما از زندگی چیست؟ پاسخ: در نظام هستی هر پدیده ای پدیدآورنده ای دارد، تا آنجا که پدید آورنده خود پدیده نباشد تا حاجتمند پدید آورنده باشد و آن حضرت حق است، این از لحاظ نظام فاعلی

اشاعره به جای خداوند، در واقع ظالمان بشری را تنزیه نموده و تبرئه کرده اند زیرا ابتدایی ترین و روشن ترین نتیجه ای که از این طرز تفکر گرفته می شود این است که آنچه فلان ستمگر می کند، خودش نمی کند؛ بلکه خداوند می کند و چون خدا انجام

عطاء رزق و نعمت و منع از آن فقط با اراده خداى تعالى است. خداوند در قرآن مى فرماید: عموم نعمت ها از خداى سبحان است نه غیر او، پس تنها رازق خدا است و احدى در رازقیت، شریک او نیست، آن گاه از طریق رازقیت استدلال کرده بر ربوبیت

پرسش: هدف از آفرینش انسان چیست؟پاسخ: در پاسخ به سؤال فوق، شایسته ترین جواب را باید در کلام هستی آفرین جستجو نمود. آیاتی از کلام الله مجید به این موضوع اساسی پرداخته است که تدبر در آنها راز آفرینش را بر ملا می کند. خداوند هنگام آفرینش حضرت آدم (ع)

در آیات قرآن کریم، عادل بودن و قیام به عدل بعنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است یعنی در قرآن تنها به تنزیه خداوند از ظلم و ستم در آیات قرآن قناعت نشده است بلکه به طور مستقیم نیز صفت عدالت برای خداوند اثبات شده است چنانکه می

آزمایش خدا همگانى است از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى بایست

پرسش:هدف از آفرینش انسان چیست؟ و چرا اصولاً خداوند آدمیان و بلکه تمام عالم را خلق کرده؟ پاسخ:خداوند متعال مطلق و نامحدود است و تمام کمالات وجودی را به نحو مطلق و بدون هیچگونه محدودیتی و نقصی دارا است. بلکه عین آن کمالات می باشد. با این وصف، خداوند به

آیات سوره صافات: در اواخر سوره صافات حاکمیت و منصور بودن انبیاء و پیام انبیاء آمده است (این مطلب با بیانهای مختلفی در قرآن گفته شده است): «و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین* انهم لهم المنصورون* و ان جندنا لهم الغالبون؛ و قطعا وعده ی (نصرت) ما برای بندگان فرستاده

در اخبار بسیاری وارد شده است که مؤمن که در دلش غل و غشی نیست، انکار ندارد،متظاهر به ریا نیست، و اگر در هر موضوعی حق را ادراک کند به انکار نمی پردازد و اعمال نیکو که از دستش برآید انجام میدهد؛ اگر احیانا غفلتی از او سر زده و

پرسش: با توجه به عدم نیاز خداوند به پرستش ما و هم چنین با توجه به آگاهی خداوند نسبت به اعمال انسان، هدف از آفرینش انسان و در نظر گرفتن کیفر برای ما چه بوده است ؟ پاسخ: این سؤال را در گستره نظام هستی طرح می کنیم که چرا