خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذارد در لانه ی او ماوا گزیند.مار پذیرفت و او را به لانه ی تنگ و کوچکش راه داد.چون لانه ی مار کوچک بودخارهای تیز خارپشت به بدن مار فرو میرفت و او را اذیت میکرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستی دم بر نمی آورد.سرانجام مارگفت:((نگاه کن که چگونه مجروح و خونین شده ام.لطفا خانه ی مرا ترک کن.))
خارپشت گفت:((من مشکلی ندارم.اگر تو ناراحتی میتوانی لانه ی دیگری برای خود بیابی!))
نکته:عادات ابتدا به صورت مهمان پیش ما می آیند اما دیری نمیگذرد که خود را صاحبخانه مینامند و کنترل ما را به دست میگیرند.مواظب خارپشت عادات منفی باشید.فرزانه ای روشن فکر میگوید:
همیشه بهترین راه را برای پیمودن میبینیم اما فقط راهی را میپیماییم که به آن عادت کرده ایم.
اسیر عادت ها نشویم

- شهریور 16, 1392
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 166 نفر
- برچسب ها : اسیر, خارپشت, داستان ها و حکمت ها, عاشقانه و عالمانه, فرزانه, مار
اشتراک گذاری این صفحه در :

روان شناسي رابطه خانواده با نوجوان
۱۴۰۴/۰۱/۱۷
اذان و اقامه نوزاد
۱۴۰۴/۰۱/۱۶
ويژگيهاي دوران نوجواني
۱۴۰۴/۰۱/۱۵
آیا زدن کودکان کار درستیه ؟
۱۴۰۴/۰۱/۱۴
از زندگی تا شهادت سید حسن نصرالله
۱۴۰۳/۰۹/۱۲
مفهوم «کوثر» در قرآن و ارتباط آن با شخصیت حضرت زهرا (س) چیست؟
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
رعایت حریم خصوصی دیگران در قرآن، احادیث و آثار امام
۱۴۰۳/۰۸/۱۶